لزوم پرداختن به چیستی و چگونگی جنگ شناختی دشمن

چهار شنبه, 05 فروردین,1405

لزوم پرداختن به چیستی و چگونگی جنگ شناختی دشمن

 

لزوم پرداختن به چیستی و چگونگی جنگ شناختی دشمن

حمیدرضا فرهمند

عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی

 

1- همانگونه که مشهود است، جنگ ناجوانمردانه، تجاوزکارانه و جنایتکارانه‌ای که از سوی آمریکای جهانخوار و رژیم صهیونی بر خلاف همۀ موازین و قوانین بین‌المللی، و در سکوت ظالمانۀ سازمان‌های بین‌المللی، بر علیه جمهوری اسلامی ایران تحمیل شده و در جریان است، یک جنگ ترکیبیِ شناختی نظامی است. تمامی جبهۀ کفر و شرک و استکبار جهانی در برابر اسلام ناب محمدیص و انقلاب اسلامی ایران با هدف نهائی حذف جمهوری اسلامی ایران، صف‌آرائی کرده است. اگر چه حضور نظامی کشورهای استکباری غربی در صحنه این جنگ تاکنون بصورت جنبی و پشتیبانیِ پیدا و ناپیدا و اما و اگرهای انکارِ آن همراه بوده است، ولی در جبهۀ پشتیبانی از جنگ شناختی، بصورتی کاملا عریان و همه‌جانبه در جریان بوده و هست. موضوع روشنی که نه قابل پرده‌پوشی است و نه قابل انکار.

2- جبهۀ شناختی دشمن که بر عرصۀ فکری و روانی مخاطب متمرکز است با قدرت و شدت با بسیج همۀ امکانات هنری، خبری، فناوری، رسانه‌ای، و بهره‌گیری از علوم شناختی و شاخه‌های مختلف علوم انسانی در جریان بوده و هست. فعالیت‌های شبانه‌روزی شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای، رسانه‌ها و پلتفرم‌های مختلف درفضای مجازی، به‌صورت یک شبکۀ به‌هم‌پیوستۀ پیچیده و گسترده صورت می‌گیرد که بی‌وقفه به تولید و انتشار روایت‌های خودساخته‌ مشغول هستند. این شبکه، چیستی و چگونگی رویدادها و اقدامات را مبتنی بر اصول علمی و با شیوه‌های نوین و هنری، آنگونه که در نظر دارند در منظر مخاطبان ایرانی پر تکرار می‌کنند. سیستم خودکنترلی آن با دریافت مستمر و سریع اثرگذاری خروجی‌ها و بازخورد نتایج، خود را بازخوانی و تکمیل می‌کند. بسیار روشن است که این اقدامات بصورت کاملا سیستماتیک و برنامه‌ریزی شده در جریان است و با استفاده از کلان‌داده‌ها و پردازش‌های گوناگون توسط ابرکامپیوترها و هوش مصنوعی، با ارائه مستمر و فراوان روایت‌‌های خودساخته، خطوط مشخصی را متناسب با شرایط میدان نظامی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دنبال می‌کند.

3- اگر چه صدا و سیما در خط مقدم مبارزه و مقابله با جبهۀ شناختی جنگ دشمن قرار داشته و وظایف سنگینی بر دوش دارد، اما در عین حال همانگونه که رهبر شهید و معظم انقلاب تاکید داشتند، «جهاد تبیین» بر عهدۀ همه است و هر کس و گروه و جمعیت و نهاد و سازمانی وظیفه دارد که نقش خود را در این میدان ایفا کند. این رهنمود اگر چه بر لزوم تقویت توان و کارآمدی دستگاه تبلیغی و تبینی کشور تاکید دارد، در عین حال بیانگر این اصل مهم و منطقی است که به رغم نقش بسیار اساسی و تلاش گسترده‌ای که صدا و سیما در این عرصه به انجام می‌رساند، اما جبهۀ هجومی دشمن و حرکات و تاکتیک‌های آن بقدری گسترده و متنوع است که این نهاد نمی‌تواند به تنهایی پاسداری از این جبهه را به انجام رساند و لازم است دانش و توانمندی و استعداد و خلاقیت‌ها و نوآوری‌های عظیم اقشار مردم نیز در این میدان دفاع از انقلاب، فعال و پای کار باشد. بدیهی است در این راهبرد، وحدت رویه و همگرائی، اصل حاکم بر تنوع فعالیت‌ها و حوزۀ عمل کنشگران است.

4- ارائۀ تحلیل‌ها و نظرات علمی در تبیین ابعاد و موضوعات مختلف جنگ تحمیلی و اهداف راهبردی و عملیاتی مربوط به آن در مقاطع حال و آینده، نقشی اساسی در تقویت بینش و آگاهی جبهۀ داخلی و تضعیف هجمۀ فکری و روانی و تبلیغی جبهۀ دشمن، دارد و امری موثر و الزامی است. اما با توجه به سرعت رخدادها و فشردگی زمان، لازم است مستقیما نیز به نقاط اصلی در نقشۀ تهاجم دشمن پرداخته شود و بصورت همه‌جانبه و مکرر مورد حمله قرار گیرد. بهره‌گیری از شیوه‌های نوین و موثر در درمان بیماری‌ها که به وسیلۀ فناوری‌های مختلف می‌توان مواد مورد نیاز برای مقابله با عناصر آسیب‌زا را مستقیما به محل آسیب‌ هدایت کرد، ایدۀ مناسبی را برای مقابله در جنگ شناختی دشمن در اختیار قرار می‌دهد. از این رو در جبهۀ شناختی و تبلیغی نیز مانند جبهۀ نظامی، علاوه بر رویکرد تقویت بنیۀ دفاعی (رویکرد اول)، لازم است رویکرد تهاجمی نقطه‌زن به عنوان یک راهبرد اصلی به کار گرفته شود و صاحبنظران به نقاط اصلی و موثر هجمۀ دشمن پرداخته و نقشه و صحنۀ بازی او را به هم زنند.

5- یک پایۀ اصلی و سرنوشت‌ساز در صحنۀ جنگ، میزان تاب‌آوری کشور در برابر دشمن است؛ هم تاب‌آوری سخت و هم تاب‌آوری نرم. هر چه زمان جنگ طولانی‌تر شود نقش و اهمیت تاب‌آوری بیشتر و حیاتی‌تر می‌شود. اگر در برهۀ آغازین هجمۀ دشمن، تاب‌آوری سخت نقش برجسته‌تری ایفا می‌کند، اما به تدریج و با امتداد حملات دشمن و ایجاد آسیب‌ها و خرابی‌ها، تاب‌آوری نرم از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود. با توجه به وضعیت کلان جنگ و میزان بسیار پائین‌تر تاب‌آوری نرم رژیم صهیونی نسبت به ایران، تمرکز راهبرد دشمن بر کاستن هر چه بیشتر از تاب‌آوری نرم نظام جمهوری اسلامی ایران، منطقی و مورد انتظار است. رفتار دشمن در جنگ 12 روزه و اجرای عملیات طراحی‌شدۀ شبه‌کودتا در دی‌ماه 1404، به خوبی گویای این امر است.

عنصر اصلی برای تاب‌اوری نرم، همگرائی ملی است که می‌توان آن را برآیندی از سه عنصر اعتماد ملی، اطمینان ملی و انسجام ملی دانست. شکل‌گیری و بروز همگرائی ملی و عناصر آن در بستر روابط دوسویۀ ملت و دولت یا مردم و حکومت رخ می‌دهد. ایجاد هر گونه اخلال و آسیب در وضعیت این دو عامل و یا روابط میان آنها، مانع تحقق همگرائی ملی مطلوب می‌شود. لذا اصلی‌ترین سیاست دشمن در جنگ شناختی و تبلیغی، واردکردن ضربه و آسیب به این حوزه با بهره‌بردن از نقاط ضعف و اشتباهات و اشکالات و ضعف‌های کارآمدی ما بوده است.

6- نظام جمهوری اسلامی ایران به هیچ قدرتی جز قدرت مردم ایران و اسلام ناب محمدی ص وابسته و متکی نبوده و نیست. این دو، پایۀ قدرت و اقتدار آن را تشکیل می‌دهند. بر این اساس، هر گونه خلل یا شکاف یا آسیب که در روابط و نسبت درست و واقع‌بینانه میان: الف- مردم و نظام ، ب- نظام و اسلام ناب محمدی، ج- مردم و اسلام ناب محمدی رخ دهد، می‌تواند منجر به ضعف و ناتوانی ایران اسلامی شده و حتی تا مرز استحاله یا اضمحلال نظام جمهوری اسلامی پیش رود. در صحنۀ ترسیمی نقشۀ دشمن، بدلیل برجسته‌تر و بنیادی بودن نقش ملت، از یکسو تلاش بر ایجاد دو دستگی میان مردم و از سوی دیگر جداسازی مردم و نظام جمهوری اسلامی، متمرکز بوده است.

تلاش دشمن در دوقطبی‌سازی غیرواقعی و مخرّبِ میان مردم به صورت طرفداران و مخالفان نظام و جداسازی و تقابل آنها، یک راهبرد محوری است که به مورد (الف) مربوط است. از نمودهای این راهبرد، ایجاد تضاد و تخالف در ذهنیت مخاطبانی از مردم نسبت به نهادها و نیروهای تامین‌کننده و حافظ ثبات و نظم و امنیت و دفاع کشور است که مانع از انجام موفق اقدامات آشوبگرانه و براندازانه دشمنان داخلی و تهاجم خارجی می‌شوند. همچنین این راهبرد روانی و تبلیغی در صدد است تا حد ممکن بصورت غیرمستقیم در ذهنیت نهادها و نیروهای مذکور نسبت به مردمی که نسبت به عملکرد یا کارآیی نظام مخالف یا معترض هستند، اثرگذاری تخریبی کرده و موجب شود که در صحنۀ عمل، پایبندی به اصول و ارزش‌های تشکیل‌دهنده و حاکم بر نظام اسلامی کمرنگ یا نقض گردد که بلحاظ موضوعی در دستۀ (ب) قرار می‌گیرد.

7- ایجاد اخلال در امنیت عمومی شهرها و تبعات خسارت‌بار آن در زندگی مردم از اقداماتی است که از سوی دشمن برای کاهش تاب‌آوری ملی به کار گرفته شده است. تهاجم هوائی گسترده به مراکز و مقر‌های تجمع و مدیریت نیروهای انتظامی و پست‌های بازرسی بسیج در شهرهای بزرگ به منظور بهم‌ریختن سازمان و سامان امنیت داخلی صورت می‌گیرد. هدف از این اقدام اگر چه در سطح نخست فراهم‌کردن شرایط محیطی برای تکرار آشوب‌های خیابانی و ایجاد بی‌ثباتی سیاسی است که مورد حمایت گروه‌های مخالف و فریب‌خورده قرار می‌گیرد، اما هدف اصلی آن برهم‌زدن امنیت عمومی است که آثار آن می‌تواند به مراتب خطرناک‌تر، آسیب‌زاتر و گسترده‌تر شود و هیچ دسته و گروهی از مردم چه موافق و چه مخالف، از آسیب آن در امان نخواهد بود و بشدت تاب‌آوری اجتماعی را آسیب می‌زند. با اخلال و بهم‌خوردن سامان در کارکرد نیروی انتظامی، آزادی عمل برای گروه‌ها و افراد تبهکار، فاسد و جنایتکار، معتادین متجاهر و باندهای قاچاق و فساد و موادمخدر و ... ایجاد می‌شود که جان و مال و ناموس مردم را بدون هیچ تمایزی در هر نقطۀ شهر به خطر می‌ا‌ندازد. بدیهی است در شرایط جنگی و حملات هوائی دشمن به شهرها این موضوع مخاطرات بیشتری را ایجاد می‌کند. بحمدالله خروش انقلابی و متعهدانه مردم در همه شهرهای کشور و حضور مداوم روزانه و شبانه آنها در میادین و خیابان‌ها و مساجد، تا حد زیادی این توطئه را خنثی کرده و می‌کند، اما این یکی از نقاطی است که در مقابله با جنگ شناختی دشمن باید بر روی آن متمرکز شد و به‌صورت پیوسته و با روش‌های مختلف و روشنگری مناسب و مستدل موضوع برای طیف مخالفان، نسبت به خنثی‌کردن تاکتیک‌های دشمن اقدام کرد.

8- یکی از اساسی‌ترین محورهای تبلیغی دشمن برای جداسازی مردم از دولت در داخل و افزایش فشارهای بیرونی بر کشور، ترسیم تصویری خشن، مستبد و خونریز از نظام جمهوری اسلامی در اذهان مخاطبان داخلی و خارجی است. بنظر می‌رسد این راهبرد در وقایع فتنۀ 1388 در دستور کار دشمن قرار گرفت و بتدریج در اغتشاشات سال‌های بعد دنبال شد. بویژه در جریان وقایع مربوط به اعتراضات و اغتشاشات «زن، زندگی، آزادی» و پروژۀ کشته‌سازی در آن، انسجام تبلیغی پیدا کرد و پس از آن به‌صورتی پرتکرار، بستر روایت‌سازی‌های دشمن را تشکیل داده است. این پروژه مجددا با شدت بیشتر در حوادث کودتائی دی‌ماه 1404  دنبال شده است. در برنامه‌ریزی دشمن، که از ماه‌ها قبل طراحی و در نقشۀ سطح‌بندی‌شدۀ تهاجمی دشمن قرار گرفته بود، رفتار جمهوری اسلامی مبنی بر عدم اعلام شفاف تعداد کشته‌شدگان، همانند آنچه در سال 1401 روی داده بود، اصل گرفته شده بود. در نتیجه، چنانچه با توجه به تعداد بالای شهرهای درگیر اغتشاش، پروژه دشمن در کشته‌سازی با تعداد بالا شکست هم می‌خورد، باز فضای ذهنی لازم برای پذیرش تبلیغات دروغین و تعداد بالای کشته‌شدگان فراهم می‌شد. با لطف خدا و هوشیاری مردم و مسئولان و نیروهای مدافع امنیت، پروژۀ کشته‌سازی وسیع مجددا با شکست مواجه شد، اما در همان روزهای اول، تبلیغ و تکرار بی‌وقفه ارقام حیرت‌آور چند ده ‌هزار نفری کشته‌شدگان از 12 هزار نفر آغاز شد و به سرعت ارقام چند ده هزار نفری به آن افزوده می‌شد. خط تبلیغی دشمن بر این بود که بستر هجمه روانی و تبلیغی سنگینی را علیه نظام جمهوری اسلامی و کارگزاران نظام، نیروهای حفاظت از امنیت کشور اعم از نظامی و انتظامی و امنیتی و بسیج ایجاد کند. تبلیغ تعداد بالای کشته‌شدگان، در اذهان مخاطبِ بی اطلاع از ماهیت و گسترۀ حادثه، چهره‌ای خشن و جنایتکار از نظام اسلامی را تشدید می‌کرد تا چنین نتیجه‌گیری کند حکومتی که طی یک یا دو روز، چند ده هزار انسان بی‌گناه و مخالف خود را به جرم اعتراض می‌کشد، نمی‌تواند از مشروعیت برخوردار باشد. به روال تجربه‌شدۀ پیشین، در مراحل بعد سازمان‌های بین‌المللی نظام سلطه هم وارد میدان می‌شدند و در همگامی با نقشۀ دشمن، ایران را محکوم می‌کردند تا در سطح افکار عمومی دنیا مهر تائید بر موج تبلیغی دشمن بزنند. در همین ارتباط در سوم بهمن ماه 1404 شورای حقوق بشر سازمان ملل در اقدامی سیاسی و جانبدارانه، قطعنامه‌ای اروپایی- آمریکایی را با هدف حمایت از اغتشاشات در ایران با ۲۵ رأی موافق، ۷ رأی مخالف و ۱۴ رأی ممتنع تصویب کرد که در آن به شکل ادعایی، تمدید ماموریت کمیته حقیقت‌یاب و گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر برای ادامه جمع‌آوری اطلاعات و ارائه گزارش‌های بعدی مطرح شده بود.

اما بر خلاف محاسبات دشمن، رهبر شهید و معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 27/10/1404 ضمن تحلیل ابعاد مختلف حوادث دی‌ماه و اقدامات شبه کودتای عوامل دشمن، با صراحت موضوع کشته‌شدن «چندهزار نفر» از مردم به دست اغتشاش‌گران را در تریبون عمومی صحیت با مردم اعلام کردند. در تاریخ 01/11/1404 شورای‌عالی دفاع در بیانیه‌ای شهادت ۲۴۲۷ نفر از مردم بی گناه و حافظان نظم و امنیت، از مجموع ۳۱۱۷ جان‌باخته این حوادث را اعلام کرد. پیرو آن دفتر رئیس جمهوری در تاریخ 12 بهمن ماه 1404 فهرست کامل مشخصات 2986 نفر جانباختگان شامل نام، نام خانوادگی، نام پدر و شش رقم آخرکد ملی جانباختگان را بصورت رسمی منتشر کرد. در این اطلاعیه علت اختلاف 131 نفر با آمار کل (3117 نفر) به علت مجهول‌الهویه بودن و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال اعلام شده بود که به محض اصلاح، در فهرست تکمیلی ارائه شود.  

در آن میدان پر تلاطم، انتشار رسمی تعداد کشته‌شدگان، راهبرد هوشمندانه نظام جمهوری اسلامی بود که نه تنها جبهۀ شایعات و دروغ‌پردازی‌های دشمن و فضاسازی‌های او را خنثی می‌کرد بلکه به عنوان یک اقدام تهاجی- دفاعی بساط تبلیغات دروغین دشمن را بر هم می‌زد. متاسفانه ذهنیت تدافعی نسبت به موضوع باعث شد مجموعۀ نظام تبلیغی کشور نتواند از این فرصت استفاده کرده و شرایط را برای ایجاد یک نقطۀ قوت و برگ برنده در برابر دشمن فراهم سازد به نحوی که ذهنیت نادرست شکل‌گرفته در بخشی از مخاطبان را تصحیح نماید. اقدامات تبلیغی در سطح کشور، صرفا در محدودۀ اثبات برخی موارد دروغین و نادرست ادعاشده از سوی شبکه‌های معاند، منحصر ماند و سپس رها شد. اما دشمن از آن یک جریان تبلیغی قوی برای اثبات مشروعیت‌زدائی از نظام در منظر مخالفان و مخاطبان بوجود آورد و همچنان آن را تبلیغ می‌کند. هنوز نیز این آمار نادرست از زبان برخی مردم در کوچه و بازار شنیده می‌شود.

اگر در آن مقطع، مطالبه دستگاه‌ها و مراکز و نیروهای تبلیغی کشور و همه ما بر این امر متمرکز و مصرّ می‌شد که مخالفان و معاندان، باید مشابه اقدام دولت جمهوری اسلامی ایران، لیستی مشخص و کامل از دیگر کشته‌شدگان مورد ادعای خود را با ذکر نام و مشخصات تهیه و رسما در سطح عمومی برای اطلاع مردم منتشر کنند تا توسط جامعه و مردم مورد راستی‌آزمایی قرار گیرد، فضای تبلیغ دروغین ارقام نادرست کشته‌شدگان نمی‌توانست ادامه یابد و رسانه‌های فارسی‌زبان اسرائیلی - غربی نمی‌توانستند با تزویر و دروغ خود را در اذهان بخشی از مردم جامعه در مقام مدافع آزادیِ مردم ایران از استبداد و جنایت بنشانند.

روشن است که در برابر اسامی و تصاویر متنوعی که در شبکه‌های ماهواره‌ای از کشته‌شدگان بصورت دائمی پخش می‌شود، حافظۀ کوتاه‌مدت مخاطب نمی‌تواند آمار و اسامی را به دست آورده یا به خاطر بسپارد، چه برسد به آنکه راستی‌آزمائی کند. در حالیکه اجبار به انتشار لیست اسامی و مشخصات کشته‌شدگان به روایت معاندان، وضعیت را کاملا شفاف و قابل ارزیابی برای اذهان همه می‌کند. در شرایط موجود، این اقدام تهاجمی و مطالبه‌گرانه، همچنان قابل پیگیری است و اقدام تبلیغی مناسبی برای شبهه‌زدائی از ذهنیت بخشی از جامعه به شمار می‌رود که پازل تبلیغی روانی دشمن در کاستن از تاب‌آوری ملی را بر هم می‌زند.

هدف اصلی این نوشتار توجه‌دادن صاحبان قلم و اندیشه برای پرداختن به نقاط کلیدی جنگ شناختی دشمن و روشنگری‌های لازم در فضای فکری و ذهنی جامعه در کنار مباحث کلی و کلان وضعیت و راهبردها و اقدامات مورد نیاز، جهت ایستادگی و اتحاد برای پیروزی در این جنگ سرنوشت‌ساز بود. امیدوارم بتواند تاملی را برانگیزد. من الله التوفیق و علیه التکلان

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.31 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: سه شنبه, 05 خرداد,1405