حوادث دیماه ۱۴۰۴ پرسش «چرا» را به مسئولیت اصلی جامعه و نخبگان تبدیل کرد
فاطمه عباس آباد - دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب به تحلیل عمیق ابعاد رخدادهای دیماه سال ۱۴۰۴ پرداخت و با اشاره به دو رویداد بزرگ سال، بر وقوع یک «ترومای عظیم اجتماعی ـ تاریخی» و ظهور یک «نئوفاشیسم» تأکید کرد.
وی این حادثه را دومین رخداد مهم سال پس از جنگ ۱۲روزه دانست و اظهار داشت: پس از این رویداد، «گفتمانها باید دچار تحول میشدند»؛ تحولی که در رویداد اول (جنگ ۱۲روزه) بهطور کامل محقق نشد، اما به شکلگیری انسجام ملی و وحدت گفتمانی در میان ملت انجامید.
دکتر عبدالکریمی سخنان خود را با تسلیت به خانوادههای نیروهای انتظامی، دفاعی، امنیتی، بسیج و همچنین شهروندانی که در خیابانها جان باختند آغاز کرد و گفت: همه ما ایرانیها اعضای یک خانواده و پیکره یک سرزمین مقدس، ایران اسلامی هستیم و در سوگ این عزیزان شریکیم.
رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه امسال کشور را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. شما این رویداد را چگونه توصیف میکنید؟
دکتر عبدالکریمی ضمن ابراز تأسف از وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه گفت: پیش از هر چیز، شهادت نیروهای انتظامی، دفاعی، امنیتی و بسیج عزیزمان را تسلیت میگویم. البته ما عزادار همه فرزندان ایران هستیم که در خیابانها کشته شدند و به همه خانوادهها تسلیت عرض میکنم و برای آنان صبر جمیل از درگاه خداوند مسئلت دارم. رویداد دیماه ۱۴۰۴ یک اتفاق ساده نبود؛ این یک «رخداد» به معنای عمیق کلمه بود. معنای رخداد این است که آنچه پیش از آن وجود داشت، دیگر نمیتواند ادامه یابد. همه گفتمانها باید دچار تحول میشدند.
آیا پس از این واقعه تحولی در سطح گفتمان عمومی رخ داد؟
استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال تصریح کرد: متأسفانه خیر. در رویداد اول، انسجام ملی شکل گرفت، اما نه حاکمیت، نه دانشگاهیان، نه روشنفکران و نه روحانیت، گفتمان خود را تغییر ندادند. نوعی لَختی و اینرسی در حرفهای تکراری در هر دو سوی ماجرا حاکم بود و اکنون شاهد رویداد دوم هستیم.
نکتهای که تحلیلگران را شوکه کرد، سطح بالای خشونت بود. آیا این میزان خشونت در تاریخ معاصر ما بیسابقه است؟
وی افزود: اگر نگوییم مطلقاً بیسابقه، قطعاً کمسابقه بود. مسئله مهمتر، سطح خشونت اعمالشده است؛ از سر بریدن و مثلهکردن با چاقو گرفته تا آتشزدن اجساد خارجشده از قبر و از همه نگرانکنندهتر، تخریب و آتشزدن ۳۶۰ مرکز مذهبی، از جمله کتابخانهها، مساجد، امامزادهها، مکاتب قرآن و حوزههای علمیه. این موارد در تاریخ معاصر ما کمسابقه است.
چه عوامل خارجی در رخدادهای دیماه موجب ناامنی در داخل جمهوری اسلامی ایران شدند؟
دکتر عبدالکریمی اظهار کرد: بله، ما میدانیم عوامل خارجی دخیل بودهاند؛ نیروهای مجاهدین، پ.ک.ک، جیشالعدل و هماهنگی سلطنتطلبان نقش داشتهاند. بیتردید موساد و سازمان سیا نیز دخالت داشتهاند. اما همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند، مگس روی زخم مینشیند. من میخواهم تمرکز تحلیلم را بر «زخم» بگذارم.
آیا منظور شما از «زخم»، ریشههای عمیقتر است؟
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال ادامه داد: دقیقاً همینطور است. هر کسی که تلاش کند رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه را عادیسازی کند، دستانش به خون این جمعیت بیگناه آلوده است. ما با یک ترومای عظیم اجتماعی ـ تاریخی مواجهیم و شاهد ظهور یک «نئوفاشیسم» هستیم. مسئله اینجاست که این خشونت در ایران رخ داده است؛ سرزمینی که کهنترین مرکز معنوی جهان، سرزمین عشق و رواداری، سرزمین مولانا و حافظ است.
در چنین سرزمین معنوی، راه برونرفت از این وضعیت چیست؟ آیا صرفاً محکومیت کفایت میکند؟
وی در پاسخ گفت: محکومیت اخلاقی یا سیاسی، تنها وظیفه ما نیست. وظیفه اصلی ما این است که بپرسیم چرا؟ من معتقدم ما نیازمند بازبینی اساسی در ساختار سیاسی، ساختار اجتماعی، نظام دانش، ساختار رسانه و ساختار فعالیتهای فرهنگی هستیم. با نهایت احترام باید بگویم که در کشور ما پس از انقلاب، تنها یک بخش وظایف خود را بهدرستی انجام داده و شاهکار خلق کرده است؛ حوزه دفاعی، هستهای و موشکی. موفقیت سردار سلیمانیها و حاجیزادهها به این دلیل بود که آن بخش عملکرد موفقی داشت، اما متأسفانه هیچیک از بخشهای اجتماعی ما نتوانستهاند به این سطح از کارآمدی دست یابند.