«چرا انتقال پایتخت؟» پژوهشگری که ابعاد پنهان یک تصمیم ملی را روشن میکند
شنبه, 25 بهمن,1404
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی تافنیوز، زهرا یارمرادی، نویسنده کتاب «درآمدی بر انتقال مرکز سیاسی و اداری پایتخت در ایران» که به تازگی از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی واحد لرستان منتشر شده، معتقد است بحث انتقال پایتخت باید از سطح شعارهای سیاسی و نگاههای احساسی فاصله بگیرد و به یک گفتمان علمی، ساختارمند و مبتنی بر تجربه جهانی تبدیل شود؛ او میگوید این کتاب تلاشی است برای پاسخ به پرسشهای بنیادینی درباره چرایی و چگونگی این تصمیم ملی.
زهرا یارمرادی از همان ابتدا با یک حس ضرورت وارد مسیر پژوهش شد؛ ضرورتی که از مشاهده انباشت مسائل تهران و تمرکز سنگین منابع و قدرت در پایتخت فعلی آغاز میشد. او میگوید سالهاست انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور، از یک بحث تئوریک فاصله گرفته و به یک دغدغه واقعی، ملی و راهبردی تبدیل شده است؛ دغدغهای که اگر بدون مبانی علمی و تاریخی بررسی نشود، در حد شعار باقی میماند. همین احساس خلأ بود که او را به سمت نگارش کتاب «درآمدی بر انتقال مرکز سیاسی و اداری پایتخت در ایران» سوق داد.
یارمرادی شکلگیری موضوع کتاب را حاصل سالها مشاهده و مطالعه درباره ناپایداریهای شهری و تمرکز بیش از حد امکانات در تهران میداند. به باور او، انتقال پایتخت یک جابهجایی ساده جغرافیایی نیست؛ بلکه طرحی کلان برای توزیع عادلانه قدرت، حمایت از توسعه منطقهای، ارتقای امنیت ملی و بازتعریف نقش پایتخت در آینده ایران است. او تأکید میکند که فضای عمومی کشور معمولاً این موضوع را به یک بحث سیاسی و احساسی تقلیل میدهد، در حالی که کتاب او تلاش کرده است آن را وارد مسیر تحلیل مبتنی بر داده، تجربه جهانی و چارچوب نظری کند.
در مسیر نگارش کتاب، یارمرادی ساعتها و ماهها میان اسناد تاریخی، نقشههای قدیمی و پژوهشهای جدید حرکت کرده است. یکی از مهمترین منابع الهام او، مطالعات تطبیقی کشورهایی بود که پایتخت خود را جابهجا کردهاند؛ از برزیل و قزاقستان گرفته تا استرالیا. به گفته او، این تجربهها نشان میدهد انتقال پایتخت یک «تصمیم لحظهای» نیست، بلکه پروژهای چندلایه است که بدون مطالعه، ممکن است پرهزینه یا ناکام بماند، اما با طراحی درست، قادر است مسیر توسعه یک کشور را دگرگون کند.
او همچنین میگوید مرور اسناد دورههای قاجار و پهلوی نشان میدهد که ایده انتقال پایتخت در ایران سابقهای طولانی دارد و بارها از زاویههای مختلف مطرح شده است. همین تاریخمندی، به او امکان داد تا مسئله را نه فقط از نگاه امروز، بلکه در امتداد یک تجربه فکری و مدیریتی طولانی تحلیل کند.
یارمرادی تألیف کتاب را ابتدا تصمیمی شخصی و پژوهشی میداند، اما نقش استادان و همکارانی که او را در ادامه مسیر همراهی کردند بسیار تعیینکننده بوده است. بازخوردهای کارشناسی آنان، به گفته او، باعث شد مسیر تحقیق شکل منسجمتری پیدا کند و کتاب از یک ایده فردی، به یک اثر روشمند تبدیل شود.
این کتاب یک «درآمد» به مفهوم انتقال پایتخت است؛ درآمدی که نه به دنبال تعیین محل جدید پایتخت، بلکه به دنبال توضیح چرایی و چگونگی این تصمیم است. یارمرادی میگوید هدف اصلی او این بوده که بحث انتقال پایتخت، از جنبه سیاسی و مقطعی خارج شده و بهعنوان پروژهای ملی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و ژئوپلیتیکی بررسی شود. او معتقد است تا زمانی که این ابعاد روشن نشود، تصمیمسازی در این سطح نمیتواند پشتوانه علمی کافی داشته باشد.
یارمرادی برای این کتاب سه طیف مخاطب را مدنظر داشته است: پژوهشگران و دانشگاهیانی که به دنبال چارچوب نظری دقیق هستند؛ دانشجویانی که این موضوع میتواند محور پایاننامهشان باشد؛ و سیاستگذارانی که باید با واقعیتهای کارشناسی و تجربه جهانی آشنا شوند. با این حال میگوید تلاش کرده است متن کتاب برای عموم علاقهمندان نیز قابل درک باشد تا گفتمان انتقال پایتخت، محدود به محافل تخصصی باقی نماند.
نگارش این اثر البته بدون دشواری نبوده است. او بزرگترین چالش را دسترسی به دادههای دقیق در مورد ساختارهای اداری، هزینههای واقعی انتقال و تحلیلهای بهروز میداند. چالش دیگر، حفظ بیطرفی در موضوعی است که موافقان و مخالفان جدی دارد. او توضیح میدهد که برای حفظ دقت علمی، ناچار بوده همزمان نگاه مثبت و منفی را بررسی و تحلیلها را فقط بر پایه شواهد تنظیم کند.
به باور او، بخش برجسته کتاب، قسمت مربوط به امکانسنجی و مدل پیشنهادی برای انتقال تدریجی ساختارهای اداری است؛ مدلی که از انتقال یکباره، پرهزینه و پرریسک فاصله میگیرد و بهجای آن، جابهجایی مرحلهای و حسابشده را پیشنهاد میکند. یارمرادی این بخش را «پُل میان نظریه و عمل» مینامد؛ پُلی که به خواننده نشان میدهد چگونه میتوان این پروژه را در دنیای واقعی اجرا کرد.
او تجربه انتشار نخستین کتابش که از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی واحد لرستان منتشر شده را تجربهای آمیخته از شوق و دشواری توصیف میکند؛ مسیری که از ویرایشهای متعدد تا طراحی جلد و همکاری نزدیک با ناشر ادامه داشت. یارمرادی میگوید چاپ کتاب باعث شد اهمیت هماهنگی میان زیبایی فرم و عمق محتوا را بهتر درک کند.
یارمرادی اکنون در اندیشه ادامه پژوهش در همین حوزه است و میگوید که در آثار آینده، قصد دارد نقش هوش مصنوعی و مُدلسازیهای پیشرفته را پررنگتر کند تا تحلیلها دقیقتر و قابل پیشبینیتر شوند. او مهمترین ویژگی یک پژوهشگر را «صداقت فکری» میداند؛ صداقتی که پژوهشگر را آماده میکند تا اگر شواهد جدید، فرضیه او را نقض میکرد، شجاعت بازنگری یا حتی رد کامل آن را داشته باشد.
در پایان، او امیدوار است کتاب «درآمدی بر انتقال مرکز سیاسی و اداری پایتخت در ایران» بتواند نگاهها را از یک بحث احساسی و مقطعی، به یک تصمیم ملی و آیندهنگرانه هدایت کند. به باور او، انتقال پایتخت اگر با مطالعه، برنامهریزی و مدلهای اجرایی دقیق همراه باشد، نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری استراتژیک برای آینده کشور است.
یارمرادی برای جوانانی که آرزوی نویسندگی یا پژوهش دارند یک توصیه ویژه دارد: از نوشتن نترسید. اولین پیشنویس قرار نیست عالی باشد. مهم این است که شروع کنید؛ هر روز، حتی یک صفحه. نوشتن یک مسیر است و هر قدم شما را به نویسندهای پختهتر تبدیل میکند.