عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی وحدت را ظرفیتی ساختاری و همیشگی در جامعه ایران دانست و گفت: این جامعه، سابقه طولانی در بسیجهای فراقشری حول آرمانهای کلانی چون دفاع مقدس دارد. عناصری چون تعلق به تمدن ایرانی-اسلامی، حساسیت عمیق نسبت به استقلال ملی، و زیرساخت شبکههای مذهبی و اجتماعی، همواره به عنوان بستری برای انسجام وجود داشتهاند.
حجتالاسلاموالمسلمین محمد ملکزاده در گفتوگو با ایسنا بیان کرد: در بررسی علل اتحاد بیسابقه اقشار مختلف جامعه ایران در دهه منتهی به انقلاب اسلامی، باید به مجموعهای از عوامل کلیدی و درهمتنیده اشاره کرد که موجبات همگرایی گروههای گوناگونی چون روحانیون، دانشجویان، بازاریان، کارگران، شهرینشینان، روستاییان و دیگر اصناف را فراهم آورد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه نخستین و اساسیترین عامل، وجود یک هدف مشترک و دشمن واحد بود، گفت: تمامی این گروهها، نظام شاهنشاهی را نمادی تمامعیار از استبداد سیاسی، وابستگی به غرب، و سرکوب فرهنگی، مذهبی و انسانی میدانستند. شعارهای محوری انقلاب، از جمله «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، به گونهای تدوین شده بود که توانست خواستههای برآمده از ایمان مذهبی، حس ملیگرایی و عدالتخواهی را همزمان در برگیرد و پوشش دهد.
وی با بیان اینکه دومین عامل، وجود رهبری کاریزماتیک، قدرتمند و فراقشری به نام امام خمینی(ره) بود، ادامه داد: ایشان به عنوان مرجعی فراتر از یک قشر خاص، هم برای روحانیون مقبولیت داشت، هم برای روشنفکران و دانشجویان الهامبخش بود و هم اعتماد بازاریان و کارگران را جلب کرده بود؛ این رهبری واحد، تمرکز و جهتدهی بیبدیلی ایجاد کرد که همه اقشار را گرد هم آورد و حاضر ساخت تا زیر چتر آن قرار گیرند.
ملکزاده عامل سوم را وجود شبکههای اجتماعی و سازمانی از پیش تأسیسشده دانست و گفت: نهادهایی مانند مساجد، حسینیهها و بازارها، که پیش از این نیز در نهضتهایی چون مشروطه و ملی شدن صنعت نفت نقش داشتند، در آن مقطع به کانونهای سازماندهی و ارتباط تبدیل شدند.
وی ادامه داد: این شبکههای ریشهدار، امکان بسیج سریع و هماهنگ را فراهم کردند و سهمی عمده در ایجاد آن اتحاد و انسجام داشتند؛ حساسیت امروز دشمنان نسبت به این اماکن مذهبی و تلاش برای تخریب آنها در اغتشاشات اخیر، دقیقاً ناظر بر همین نقش کانونی و انسجامبخش آنها است که دشمن در پی خنثی کردن آن برآمده است.
ملکزاده با بیان اینکه عامل چهارم، وقوع رویدادهای نمادین و سرنوشتساز بود، افزود: حوادثی چون هفده شهریور و جمعه سیاه، و نیز ورود پیروزمندانه امام خمینی(ره) در دوازده بهمن، به عنوان نقاط عطفی عمل کردند که خشم و اندوه عمومی را به عزمی ملی بدل ساخت و تمامی جامعه را حول پرچمی واحد و در صفی یکپارچه متحد کرد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه عامل پنجم، احساس یک تهدید مشترک بود، اعلام کرد: سرکوب خونین تظاهرات مسالمتآمیز مردم توسط رژیم، خطری یکسان را متوجه همه اقشار کرده بود. این وضعیت، شهادت و جانباختن در راه آرمان رسیدن به آزادی و برپایی حکومتی اسلامی-ایرانی را به ارزشی والا تبدیل کرده بود و همه را آماده میساخت تا برای تحقق این هدف مشترک متحد شوند.
وحدت انقلابی؛ ظرفیتی ساختاری و همیشگی در جامعه ایران
وی در پاسخ به این پرسش که آیا آن وحدت تاریخی، اتفاقی استثنائی بود یا ظرفیتی همیشگی، ادامه داد: به نظر میرسد میتوان هر دو وجه را در نظر گرفت. از جهتی، آن وحدت، استثنائی بود؛ چرا که حاصل ترکیب بینظیر تمامی عوامل پیشگفته در مقطعی تاریخی خاص بود که فروپاشی مشروعیت نظام شاهنشاهی، اجماعی جهانی و ملی علیه آن، و خیزشی همزمان در تمامی اقشار را موجب شده بود. این اتحاد حول محور بحران و با هدفی واحد یعنی سرنگونی نظام استبدادی پهلوی شکل گرفت و تکرار آن با همان کیفیت و گستردگی، شاید آسان نباشد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: هرگاه ملت ایران احساس کند در معرض تجاوز خارجی قرار گرفته یا بیگانگان به سرزمینش طمع بستهاند، این ظرفیت مجدداً فعال میشود، چنانکه در جنگ تحمیلی و نیز در مقاطع حساس پس از آن شاهد بودهایم.
وی افزود: بنابراین، این ظرفیت در شرایط بحرانی مشابه که تهدیدی خارجی و وجودی متوجه کشور باشد، میتواند بار دیگر فعلیت یابد. البته حفظ این انسجام، مشروط به رعایت قواعدی است که رهبری انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند؛ پرهیز از تأکید بر عناصر اختلافبرانگیز، روشن بودن تهدید یا آرمان مشترک فراقشری، هوشیاری همگانی نسبت به دشمن خارجی، و انتقال پیامی واحد از طریق شبکههای بسیجکنندهای مانند نهادهای مذهبی، رسانههای فراگیر و سازمانهای مردمی.
انسجام ملی هزینههای هرگونه تجاوز را برای دشمن افزایش میدهد
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تعریف بازدارندگی مبتنی بر انسجام ملی و شیوه عمل آن، اظهار کرد: این مفهوم به معنای توانایی یک کشور برای جلوگیری از اقدامات خصمانه دشمن، نه صرفاً از طریق قدرت سخت (نظامی و اقتصادی)، بلکه از طریق نمایش و حفظ یکپارچگی داخلی غیرقابل نفوذ است. این وحدت، هزینههای سیاسی، امنیتی و روانی هرگونه تجاوز یا نفوذ را برای دشمن چنان افزایش میدهد که منفعتی برای او باقی نخواهد ماند.
وی ادامه داد: این بازدارندگی از چند طریق عمل میکند؛ نخست، افزایش هزینه نفوذ و جنگ روانی؛ جامعهای با انسجام بالا در برابر شایعات، تحریکات قومی و مذهبی و جنگ روانی مقاوم است و دشمن برای ایجاد شکاف در آن باید منابع بسیار بیشتری هزینه کند با احتمال موفقیتی به مراتب پایینتر.