شهید علی‌محمدی؛ از جهاد علمی تا شهادت در مسیر استقلال ایران

پنجشنبه, 16 بهمن,1404

شهید علی‌محمدی؛ از جهاد علمی تا شهادت در مسیر استقلال ایران
شهید علی‌محمدی؛ از جهاد علمی تا شهادت در مسیر استقلال ایران
 
فاطمه عباس آباد - سهراب راهوار استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف گفت: سخنم را تاکید می‌کنم مشکلات مالی یکی از اصلی‌ترین دلایل مهاجرت نخبگان و فرار مغزها محسوب می‌شود، اما معمولاً تنها این عامل نیست؛ بلکه بخشی از یک مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز هست. مقدمه: سهراب راهوار، استاد تمام دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف از سال ۱۳۸۰ تاکنون  بوده و علاوه بر تدریس در دانشگاه، در زمینه کیهان شناسی، گرانش و سیارات فراخورشیدی تحقیق و پژوهش کرده است به طوری که پژوهش‌های بین المللی او منجر به کشف حدود چهل سیاره فراخورشیدی شده است. همچنین این استاد دانشگاه شریف پیش بینی پدیده اخترفیزیکی در کارنامه خود دارد که توسط منجمین دیگر کشف شده است. سهراب راهوار استاد فیزیک و اخترفیزیک، عضو هیات علمی گروه کیهان‌شناسی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف می‌باشد. دانشگاه انقلاب در زمینه فرهنگ سازی و ضرورت توجه به شهدای دانشگاهی به جهت معرفی الگوی تراز انقلاب اسلامی به دانشگاهیان گفت‌وگویی صمیمانه‌ای را با دکتر سهراب راهوار استاد فیزیک و اختر فیزیک و عضو هیات علمی گروه کیهان‌شناسی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ترتیب داده است. 
۱. در ابتدا بفرمایید چقدر توجه به شهدای دانشگاهی و معرفی آنها به عنوان الگویی به جامعه دانشگاهی مهم و ضروری است؟
توجه به شهدای دانشگاهی برای معرفی به جامعه دانشگاهی، یک راهبرد تربیتی و هویتی حیاتی برای حفظ تراز مطلوب یک دانشگاه انقلابی و پیشران است.مهم‌ترین نقش شهدای دانشگاهی، ارائه الگوی زیسته از تلفیق تخصص علمی و تعهد انقلابی است. یک شهید دانشگاهی اثبات می‌کند که اوج شکوفایی علمی در خدمت آرمان‌هاست. جامعه دانشگاهی، به دلیل ماهیت متفکر و پرسشگر خود، نیازمند لنگرگاه‌های هویتی محکم است. یادآوری فداکاری‌هایی مانند شهید علی‌محمدی، حس تعلق دانشجویان به دانشگاه، کشور و آرمان‌های انقلاب را عمیق‌تر می‌کند. این حس  تعلق، زمینه‌ساز مسئولیت‌پذیری فعال است که به تقویت روحیه جهادی در بین دانشگاهیان منجر می‌شود. در دوران‌هایی که با چالش‌های بزرگی (مانند جنگ نرم، تحریم یا اغتشاشات) روبرو هستیم، یادآوری فداکاری‌های گذشته، به جامعه دانشگاهی این پیام را می‌دهد که تحمل سختی‌ها و مجاهدت علمی برای استقلال، ضروری و پرافتخار است.استادان شهید، نماد اخلاق عملی هستند. معرفی سیره آن‌ها به نسل جدید، در مقابله با تجمل‌گرایی، مادی‌گرایی و سطحی‌نگری که گاهی در محیط‌های دانشگاهی نفوذ می‌کند، یک سپر دفاعی قوی ایجاد می‌کند. آنها نشان می‌دهند که تقوا و تعهد می‌تواند مکمل و تقویت‌کننده هوش و تخصص باشد، نه رقیب آن. وقتی دانشگاه، اساتید و دانشجویان شهید خود را به صورت مستمر معرفی می‌کند، در واقع نسل بعدی را برای ایفای نقش تمدن‌ساز آماده می‌کند و به دانشجو  می‌آموزد که مرزهای دانش را باید نه فقط در کتاب‌ها، بلکه در میدان عمل و دفاع از دستاوردهای ملی جستجو کرد. زنده نگه‌داشتن سیره عملی شهدای دانشگاهی، به اساتید جوان یادآوری می‌کند که مقام استاد و مربی بودن، یک مسئولیت سنگین و در عین حال بسیار مقدس است که ممکن است بهای فداکاری نیز داشته باشد. توجه به شهدای دانشگاهی، حافظ تراز انقلابی بودن دانشگاه است. این کار تضمین می‌کند که دانشگاه شریف (و سایر مراکز علمی) صرفاً مراکز تولید علم نباشند، بلکه مراکز پرورش انسان‌هایی باشند که علم و ایمان را در هم آمیخته و برای استقلال و عزت کشور آماده فداکاری هستند.این جریان‌سازی، سرمایه‌گذاری بلندمدت برای تراز بودن کل جامعه دانشگاهی است. این محقق و پژوهشگر کشورمان به شخصیت شهید دکتر علی محمدی اشاره کرد و افزود:  دکتر علی محمدی اولین فارغ التحصیل دکترای دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بود. او انسان بسیار حرفه ای و بی نهایت شریف بود که کارهای تحقیقاتی فیزیک را حرفه ای انجام می‌داد. همه می‌دانند شهید دکتر مسعود علی‌محمدی، از برجسته‌ترین اساتید فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و از چهره‌های شاخص علمی ایران بود که در زمینه‌های فیزیک نظری، نانو، ذرات بنیادی و کیهان‌شناسی فعالیت می‌کرد. ویژگی‌های دانشگاهی ایشان، نه تنها بیانگر تبحر علمی، بلکه نشان‌دهنده نوع نگاه تربیتی، اخلاقی و انقلابی او به علم نیز هست. دکتر راهوار در ادامه به مهم‌ترین جنبه‌های دانشگاهی و علمی شهید دکتر علی‌محمدی اشاره کرد و گفت: شهید دکتر علی محمدی با  تسلط علمی عمیق و پیشرو بودن در فیزیک نظری از فارغ‌التحصیلان ممتاز دانشگاه تهران و سپس استاد برجستهٔ دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بود. او متخصص در فیزیک ذرات بنیادی و کیهان‌شناسی (High Energy Physics & Cosmology)، حوزه‌هایی که در ایران در زمان او هنوز جوان و کمتر توسعه‌یافته بودند. این شهید والامقام از پیشگامان راه‌اندازی تحصیلات تکمیلی فیزیک نظری در کشور بود که بسیاری از دانشجویان و اساتید امروز، شاگرد مستقیم یا غیرمستقیم ایشان هستند.
شهید علی محمدی نقش مؤثری در تربیت علمی نسل جدید فیزیک‌دانان ایرانی برعهده داشت. هم اکنون شاگردانش از متعهدترین و علمی‌ترین فارغ‌التحصیلان فیزیک نظری کشور هستند. او با روحیه‌ای دلسوزانه، دانشجویانش را در همه امور هدایت می‌کرد و من از نزدیک در محیط  دانشگاه به عنوان همکار؛ شاهد روحیه علمی و جهادی او بودم. به نظر من توجه به استادان و شهدای دانشگاهی، از عوامل بنیادین در شکل‌گیری و حفظ جامعه دانشگاهی تراز انقلاب اسلامی است، زیرا این توجه نه صرفاً یادبود از گذشته، بلکه بازخوانی و باز تولید الگو برای آینده‌ی علمی و اخلاقی کشور محسوب می‌شود. شهیدان دانشگاهی مانند شهید دکتر علی‌محمدی، رضایی‌نژاد، شهریاری و احمدی‌روشن نشان دادند که علم در تراز انقلاب اسلامی تنها در خدمت نظریه‌پردازی نیست، بلکه در خدمت استقلال ملی است.  توجه به آنان موجب می‌شود نسل جوان دانشگاهی درک کند که پژوهش و نوآوری بدون تعهد ملی ناقص است و استقلال علمی، اساس استقلال سیاسی و اقتصادی کشور است.   در واقع، دانشگاه بدون حافظه‌ی هویتی، به‌تدریج به نهادی صرفاً آموزشی تبدیل  می‌شود، نه تمدن‌ساز. وی در ادامه خاطرنشان کرد: اساتید شهید نه فقط از نظر علمی، بلکه در زیست مؤمنانه و اخلاق حرفه‌ای نیز سرآمد بودند. توجه به سیره آنان باعث باز تعریف رابطه‌ی دانشجو و استاد می‌شود. یادآور اینکه علم بدون معنویت قدرت می‌آورد، اما نه برکت!
یک استاد دانشگاه باید علاوه بر انتقال داده، منتقل‌کننده‌ بینش باشد.بدون تردید شهید دکتر مسعود علی‌محمدی را می‌توان یکی از نمونه‌های ممتاز استاد تراز انقلاب اسلامی دانست.  تراز انقلاب اسلامی برای یک استاد، صرفاً به معنای داشتن تخصص علمی نیست، بلکه مجموعه‌ای از علم، تعهد، اخلاق، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، و ایمان به مسیر استقلال علمی کشور است و دکتر علی‌محمدی هر پنج ویژگی را به شکلی بارز دارا بود. او یک مجاهد علمی در مسیر استقلال  کشور بود.او از نخستین فیزیک‌دانان ایرانی بود که در حوزه‌های ذرات بنیادی و کیهان‌شناسی به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کرد و بنیان‌گذار مسیر علمی‌ای شد که توانست ایران را در شاخه‌های نوین فیزیک روی نقشه علمی جهان قرار دهد.  او علم را نه برای شهرت یا رفاه شخصی، بلکه برای پیشرفت علمی ایران و کاهش وابستگی به غرب دنبال می‌کرد؛ این دقیقاً همان روحیه «جهاد علمی» مورد تأکید رهبر معظم انقلاب است.
وی در ادامه بیان کرد: دکتر علی‌محمدی به‌رغم توانایی بالا برای فعالیت در خارج از کشور، انتخاب کرد که در ایران بماند و دانشگاه صنعتی شریف را به عنوان پایگاه علمی خود برگزید.او معتقد بود دانشمند ایرانی باید در خدمت مردم و نظام خود بماند و دانش خود را برای رفع نیازهای واقعی کشور به کار گیرد.  وی درباره دیدگاه شهید در تربیت دانشجویان در ادامه اظهار کرد: او معتقد بود علم حقیقی، زمانی ارزشمند است که در مسیر عزت ایران و خدمت به جامعه قرار گیرد. اخلاق و فروتنی او در کار علمی کاملا مشهود بود. همکاران و شاگردانش از او به عنوان شخصیتی فروتن، مؤدب و اهل گفت‌وگو یاد می‌کنند در برخورد با دانشجو، بیشتر نقش «هدایتگر» داشت تا «ناظر». او رفتار علمی را با روحیه معنوی و تقوای شخصی همراه کرده بود، ویژگی‌ای که اساس استاد تراز انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.بسیاری از دانشجویانش بعدها در روند پیشرفت فیزیک کشور نقش‌آفرین شدند. این یعنی دکتر علی‌محمدی نه‌تنها خود یک دانشمند بود، بلکه منشأ تولید سرمایه انسانی تراز انقلاب اسلامی شد؛ نقش مربی و الگو در تداوم مسیر علم متعهد.شهادت او به‌عنوان نقطه اوج  تعهد علمی محسوب می‌شود.ترور او توسط دشمنان، دقیقاً به دلیل جایگاه علمی و ملی‌اش بود. شهادت دکتر علی‌محمدی، نماد این حقیقت شد که در گفتمان انقلاب اسلامی، مسیر علم و ایمان از هم جدا نیست و هر دو میدان جهادند؛ یکی جهاد در آزمایشگاه، یکی جهاد در میدان خطر! به همین دلیل است که می‌گویم، دکتر علی‌محمدی نه‌تنها استاد ممتاز فیزیک، بلکه نمونه‌ی عینی استاد تراز انقلاب اسلامی است؛ کسی که علم، ایمان، اخلاق، و مسئولیت را در یک مسیر واحد دید و در نهایت جان خود را در راه حفظ عزت و استقلال علمی ایران فدا کرد. ایشان تعریفی کامل از یک دانشمند مؤمنِ تمدن‌ساز بود. نویسنده کتاب حیات و کیهان در پاسخ به این سوال که چرا برخی می‌گویند بیشترین آمار مهاجرت نخبگان کشور مربوط به دانشگاه  شریف است، تصریح کرد: واقعیت این است که همه دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بسیار به کشورشان علاقه‌مند هستند. به نظر من آنها یک میهن پرست واقعی هستند. هیچ دانشجویی دلش نمی‌خواهد غم غربت را به جان بخرد و به جای خدمت به کشورش به بیگانگان خدمت کند. مهاجرت برخی نخبگان بنا به دلیل شرایط خاصی است که اتفاق می افتاد.شاید شرایط کنونی جامعه باعث شده علاوه بر دانشجویان، اساتید نیز به فکر مهاجرت از کشور بیفتند و به نظر من مهم‌ترین چالش در مهاجرت نخبگان دانشگاهی کشور، چالش های مالی و اجتماعی است. حاکمیت یکسری اولویت هایی دارد که من به جزئیات آن واقف نیستم. مثلاً بودجه ای که به بخش پژوهش تزریق می‌شود بر چه اساسی به دانشگاه ها تعلق می‌گیرد. وقتی یک استاد در تامین حداقلی معیشت خود مانده!؟ چگونه  می‌تواند در آرامش به تحقیقات علمی خود رسیدگی کند. حاکمیت باید فکری به حال این قضیه کند. یک مثال واقعی و ملموس برای مقایسه بزنم، یک استادیار تازه استخدام شده در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، حقوق بسیار بالایی در مقایسه با یک استاد ایرانی دارد. وقتی پرس وجو و تحقیق می‌کنیم می‌بینیم که بودجه پژوهشی دانشگاه های عربی حاشیه خلیج فارس،  در سال چیزی معادل دو میلیون دلار است اما کل بودجه پژوهشی دانشگاه ما فکر می‌کنم چیزی حدود یک میلیون دلار باشد. به نظر من با این بودجه های پژوهشی بسیار کم نمی توان آسوده خاطر به تحقیق و پژوهش پرداخت.
بسیار از رشته‌هایی که احتیاج به آزمایشگاه دارند، با این بودجه‌های کم نمی‌توان مواد مورد نیاز را خریداری کرد و آنها را تجهیز کرد. با تمام این مشکلات، من دانشجویانی دارم که در  مقطع دکترا هستند و گفته‌اند که حاضرند حتی با بودجه های حداقلی مثلاً ۱۰ میلیون تومان هم کار پژوهشی انجام دهند و در مملکت خود بمانند.بسیاری از اساتید دانشگاه شریف و دانشجویان سعی می‌کنند با وجود همه سختی‌ها و مشکلات در کشور بمانند و برای سازندگی کشور تلاش کنند. اما باید بگویم برخی هم که از کشور مهاجرت می‌کنند شاید تاب تحمل و سختی را نداشتند. به نظر من هر انسانی یک ظرفیتی دارد. تاب آوری برخی بسیار بالاست و برخی نیز نمی‌توانند با شرایط فعلی بمانند و نروند یعنی هر کس خودش انتخاب می‌کند که چه مسیری را برای زندگی اش انتخاب کند.با یک مقایسه ساده می‌توان وضعیت معیشتی یک استاد دانشگاه شریف را بازگو کرد شاید حقوق یک استاد دانشگاه شریف چیزی حدود ۴۰۰دلار باشد این در حالیست یک استاد در  دانشگاه های حاشیه  خلیج فارس ۲۰ برابر ما یعنی معادل ۱۰هزار دلار حقوق می‌گیرد‌.
یک استاد دانشگاه شریف ریالی حقوق می‌گیرد‌ اما در داخل کشور باید دلاری خرج کند این است که می‌گویم حقوق پرداختی کفاف خرج و مخارج زندگی بسیاری از آنها را نمی‌دهد.شاید سالها طول بکشد که یک استاد دانشگاه ایرانی بتواند یک خانه برای خود و خانواده‌اش بخرد و شاید هم با این وضعیت اقتصادی کشور نتواند بخرد. یک مثال دیگر بزنم حقوق یک دانشجوی فارغ التحصیل مقطع دکترای ما که از کشورمان به هنگ کنگ مهاجرت کرده، چیزی معادل ۳هزار دلار در ماه است یعنی چیزی معادل ۴۰۰میلیون تومان ما است. همه این موارد به اولویت‌های کشور بر می‌گردد که بتواند با تخصیص بودجه عادلانه یک استاد را برای ماندن در کشور مجاب کند. پاسخ به این سوال همه چیز را مشخص می‌نماید که آیا برای مسئولان پژوهش و  تحقیق در کشور اولویت دارد؟ وقتی دانشگاهیان اولویت دولت نباشند و بودجه‌های مالی درست تخصیص پیدا نکند نتیجه همین می‌شود که می بینید و رسانه‌های داخلی و خارجی به آن دامن می‌زنند که فرار مغزها در کشور رخ داده است. راهکار این است که نگاه مسئولان باید عوض شود و بودجه ها بجای صرف در بخش های غیر ضرور کشور بیشتر در بخش های پراهمیت مانند تحقیق و پژوهش در دانشگاه ها هزینه شود. باید هر هزینه ای که در کشور می‌شود با یک حساب و کتاب شفاف تا ریال آخرش مشخص شود که فلان بودجه صرف چه چیزی شده است.بنابراین اگر بخواهم به طور خلاصه بگویم این است که تاکید می‌کنم مشکلات مالی یکی از اصلی‌ترین دلایل مهاجرت نخبگان و فرار مغزها محسوب می‌شود، اما معمولاً تنها عامل نیست؛ بلکه بخشی از یک مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.نخبگان معمولاً مهاجرت را علاوه بر راهی برای افزایش درآمد، راهی برای دستیابی به احترام حرفه‌ای، فرصت  رشد، و امنیت شغلی می‌بینند. در کشورهای مقصد، ساختارهای حمایتی و محیط‌های انگیزشی طوری چیده شده است که باعث جذب نخبگان می‌شود. 
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.191 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 06 اسفند,1404