دانشگاه و مسئله «نان» در عصر دانایی

چهار شنبه, 17 دی,1404

دانشگاه و مسئله «نان» در عصر دانایی

دانشگاه و مسئله «نان» در عصر دانایی

نوید خرمی

دانشجوی مدیریت دانشگاه خلیج فارس

 

دانشگاه در ذهن بسیاری از مردم همواره نماد پیشرفت، آگاهی و موتور محرک توسعه اقتصادی و اجتماعی بوده است. از خانواده‌هایی که با هزاران امید و آرزو فرزندان خود را راهی دانشگاه می‌کنند گرفته تا سیاست‌گذارانی که نسخه حل مشکلات معیشتی را در «افزایش سطح تحصیلات» می‌دانند، همه به نوعی به نقش دانشگاه در بهبود زندگی مردم باور دارند. اما پرسش اساسی این است: دانشگاه در عمل تا چه اندازه توانسته بر معیشت مردم اثر بگذارد و آیا این تأثیر همواره مثبت و پایدار بوده است؟

از یک سو، نمی‌توان نقش دانشگاه را در تربیت نیروی انسانی متخصص نادیده گرفت. پزشکان، مهندسان، معلمان، پرستاران و بسیاری از مشاغل حیاتی جامعه محصول نظام دانشگاهی هستند. بدون دانشگاه، امکان پیشرفت علمی، توسعه فناوری و حتی اداره امور روزمره کشور به‌شدت محدود می‌شد. وجود دانشگاه‌ها در شهرهای کوچک‌تر نیز در برخی موارد به رونق نسبی اقتصادی آن مناطق کمک کرده است؛ اجاره مسکن، ایجاد کسب‌وکارهای خدماتی و افزایش گردش مالی از جمله اثرات کوتاه‌مدت آن بوده است. از این منظر، دانشگاه توانسته به طور غیرمستقیم بر معیشت مردم اثرگذار باشد.

اما این تنها روی روشن ماجراست. روی تاریک‌تر و کمتر گفته‌شده، فاصله فزاینده میان آنچه دانشگاه تولید می‌کند و آنچه بازار کار و زندگی واقعی مردم نیاز دارد، است. سال‌هاست که مدرک‌گرایی جای مهارت‌گرایی را گرفته و دانشگاه‌ها بیش از آنکه برای حل مسائل واقعی جامعه برنامه‌ریزی کنند، به کارخانه‌های تولید مدرک تبدیل شده‌اند. نتیجه آن، انبوهی از فارغ‌التحصیلان بیکار یا شاغل در مشاغلی است که هیچ تناسبی با رشته تحصیلی آن‌ها ندارد. این وضعیت نه‌تنها کمکی به معیشت مردم نکرده، بلکه در بسیاری موارد به ناامیدی، سرخوردگی و احساس بی‌عدالتی دامن زده است. وقتی جوانی سال‌ها از بهترین سال‌های عمر خود را صرف تحصیل می‌کند، خانواده‌اش هزینه‌های سنگین آموزشی را می‌پردازد و در نهایت با شغلی کم‌درآمد و ناپایدار روبه‌رو می‌شود، طبیعی است که اعتماد عمومی به کارآمدی دانشگاه زیر سؤال برود. در چنین شرایطی، دانشگاه به‌جای آنکه ابزاری برای بهبود معیشت باشد، به باری بر دوش خانواده‌ها و جامعه تبدیل می‌شود. این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا دانشگاه‌ها مسئولیتی در قبال آینده اقتصادی دانشجویان خود احساس می‌کنند یا خیر؟

از منظر کلان‌تر، دانشگاه زمانی می‌تواند به بهبود اوضاع معیشتی مردم کمک کند که در خدمت حل مسائل واقعی کشور باشد؛ مسائلی مانند بیکاری، بهره‌وری پایین، مشکلات زیست‌محیطی، فقر و نابرابری. اگر پژوهش‌های دانشگاهی در قفسه کتابخانه‌ها بماند و ارتباطی با صنعت، کشاورزی و خدمات نداشته باشد، تأثیر آن بر زندگی مردم ناچیز خواهد بود. دانشگاهی که نتواند به زبان ساده برای مردم توضیح دهد که چگونه دانش تولیدشده می‌تواند سفره آن‌ها را بزرگ‌تر یا زندگی‌شان را آسان‌تر کند، دیر یا زود جایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهد. البته نباید همه تقصیرها را بر گردن دانشگاه انداخت. ساختار اقتصادی، سیاست‌گذاری‌های نادرست، نبود فرصت‌های برابر و ضعف فضای کسب‌وکار نیز نقش مهمی در وضعیت معیشتی مردم دارند. دانشگاه به‌تنهایی نمی‌تواند معجزه کند، اما می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد؛ به شرط آنکه از برج عاج خود پایین بیاید و با واقعیت‌های جامعه روبه‌رو شود. تربیت دانشجویانی کارآفرین، مسئله‌محور و دارای مهارت‌های عملی می‌تواند پلی میان دانشگاه و معیشت مردم ایجاد کند.

در نهایت، تأثیر دانشگاه بر معیشت مردم نه مطلقاً مثبت است و نه کاملاً منفی. این تأثیر به میزان ارتباط دانشگاه با زندگی واقعی، نیازهای بازار کار و مسائل اجتماعی بستگی دارد. دانشگاه اگر بخواهد همچنان نهادی اثرگذار باقی بماند، باید از خود بپرسد: دانشی که تولید می‌کنیم، چه گرهی از زندگی مردم می‌گشاید؟ پاسخ صادقانه به این پرسش می‌تواند مسیر دانشگاه را از صرفاً مدرک‌دادن به سمت معنا بخشیدن به زندگی و معیشت مردم تغییر دهد.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.178 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 15 بهمن,1404