دانشجوی تراز محصول اصلاح ساختار دانشگاه است، نه صرفاً تلاش فردی
دکتر بهناز رهبر مهرپو، فعال رسانهای و پژوهشگر سابق خبرگزاری ایرنا، با اشاره به چالشهای نظام آموزش عالی کشور تأکید میکند که تحقق الگوی «دانشجوی تراز» بدون تحول ساختاری در دانشگاهها، بازنگری در نظام آموزشی و توجه همزمان به معیشت، نشاط، امنیت و هویت دانشجویان امکانپذیر نیست.
به اعتقاد رهبر مهرپو، پیش از هرگونه بحث درباره الگوی دانشجوی تراز، ابتدا باید تعریف مشخصی از این مفهوم ارائه شود. دانشجوی تراز تنها فردی نیست که در کسب دانش نظری و پژوهش موفق باشد، بلکه هدف نهایی او ایفای نقش مؤثر در جامعه و کمک به بهبود شرایط کشور است.دانشجوی تراز نوآوری، علم، تحقیق و تلاش برای حل مسائل کشور را محور نقشه راه خود قرار میدهد. او در کنار تخصص علمی، از منطق، تحلیلگری و بصیرت اجتماعی برخوردار است و در مواجهه با مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نقش مفسر و منتقد آگاه را ایفا میکند. این دانشجو با روحیه جهادی و تفکر نقادانه، به دنبال کشف حقیقت در فضای رسانهای و مجازی است و در عین حال وفاداری خود به آرمانهای انقلابی و اجتماعی را حفظ میکند.با این حال، هرچند میتوان از یک الگوی آرمانی واحد برای دانشجوی تراز سخن گفت، اما اجرای آن بدون در نظر گرفتن تفاوت رشتهها، دانشگاهها و شرایط بومی ممکن نیست. فاصله میان الگوی مطلوب و واقعیت امروز دانشگاهها قابل انکار نیست، اما این فاصله به معنای دستنیافتنی بودن هدف نیست. تحقق این الگو نیازمند اصلاح تدریجی نظام آموزشی، تدوین سند راهبردی دانشگاه آرمانی و باور مدیران و سیاستگذاران به امکان تغییر است.
این پژوهشگر معتقد است پرورش دانشجوی تراز صرفاً با توصیههای اخلاقی یا تلاش فردی دانشجویان محقق نمیشود. دانشگاهها باید خود را با الگوی تدوینشده تطبیق دهند و زیرساختهای لازم را فراهم کنند. پرسش اساسی اینجاست که آیا ساختار فعلی دانشگاهها، اساتید، مدیران و کادر آموزشی آمادگی پذیرش چنین تحولی را دارند یا خیر.به گفته وی، تجربه نشان داده است که در بسیاری موارد، حتی مدیران متخصص نیز به دلیل ضعف ساختارها و محدودیتهای نهادی، عملکرد مؤثری ندارند. بنابراین بدون اصلاح بسترهای تصمیمگیری، آموزش و پژوهش، نمیتوان انتظار داشت دانشجوی تراز بهصورت مطلوب رشد کند. دانشجوی آرمانی اگرچه کاملاً منطبق بر واقعیت امروز نیست، اما با اصلاح زیرساختها و توجه به شرایط زمانی و اجتماعی، قابل تحقق خواهد بود.
رهبر مهرپو کاهش نشاط فکری در دانشگاهها را یکی از مهمترین آسیبهای فعلی میداند و تأکید میکند که دانشجویان و اساتید سرمایههای اصلی نظام آموزش عالی هستند. دانشجو برای یادگیری، خلاقیت و نقشآفرینی اجتماعی به محیطی بانشاط و امیدبخش نیاز دارد. او میافزاید: ایجاد نشاط تنها وظیفه دانشگاه نیست. خانواده، جامعه و نهادهای مختلف در شکلگیری روحیه دانشجو نقش دارند. نبود شرایط مناسب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میتواند اعتماد و نشاط دانشجویان را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. شادی و نشاط نهتنها بر سلامت روانی فردی، بلکه بر سلامت اجتماعی جامعه دانشگاهی اثرگذار است. دانشجویی که از نظر معیشتی تحت فشار است، از خانواده دور شده، با هزینههای بالای تحصیل و مسکن مواجه است و آینده روشنی پیشروی خود نمیبیند، چگونه میتواند بانشاط و پرانگیزه باشد؟ در بسیاری موارد، این فشارها به افسردگی، افت تحصیلی و حتی ترک تحصیل منجر میشود.
تورم، هزینههای بالای شهریه بهویژه در دانشگاههای غیردولتی، کمبود خوابگاه، اجارههای سنگین در کلانشهرها و مشکلات معیشتی خانوادهها، ذهن دانشجو را بهشدت درگیر کرده است. بسیاری از دانشجویان برای تأمین هزینهها ناچار به کار همزمان با تحصیل هستند که این مسئله کیفیت آموزش را کاهش میدهد.در کنار این مسائل، فضای سیاسی و اجتماعی پرتنش نیز بر روحیه دانشجویان اثرگذار است. دانشگاه نمیتواند از جامعه جدا باشد؛ وقتی جامعه دچار التهاب است، دانشگاه نیز از این وضعیت متأثر میشود. با این حال، دانشگاه باید محلی برای تخلیه هیجانات، گفتوگو و رشد فکری باشد، نه محلی برای سرکوب یا انفعال.
رهبر مهرپو یکی از عوامل مهم کاهش نشاط را فاصله عاطفی و ارتباطی میان استاد و دانشجو میداند. به گفته وی، وقتی تعامل دوستانه و علمی میان این دو شکل نگیرد، دانشجو احساس تعلق خود به دانشگاه را از دست میدهد.حمایت از تشکلهای دانشجویی، ایجاد فرصت برای مشارکت دانشجویان در تصمیمسازیها و میدان دادن به ایدهها و پیشنهادات آنان، میتواند احساس اثرگذاری و شادکامی را در دانشجو تقویت کند. دانشگاهی که دانشجو را به حاشیه میراند، بهتدریج پویایی خود را از دست خواهد داد.
وابستگی دانشگاهها به بودجه دولتی یا شهریه دانشجویان، یکی از ناکارآمدیهای ساختاری آموزش عالی است. کاهش تعداد دانشجویان شهریهپرداز، حذف برخی رشتهها و کمبود تجهیزات آموزشی و پژوهشی، کیفیت دانشگاهها را تحت تأثیر قرار داده است.از سوی دیگر، مدرکگرایی و پولیشدن آموزش به بحران جدی تبدیل شده است. خرید و فروش پایاننامه و مقاله، کاهش انگیزه علمی، بیکاری فارغالتحصیلان و مهاجرت نخبگان، پیامدهای مستقیم این وضعیت هستند. دانشجویی که آینده شغلی متناسب با تحصیلات خود نمیبیند، امید و انگیزهاش برای تلاش علمی کاهش مییابد.
رهبر مهرپو تأکید میکند که دانشگاهها باید محیطی امن، آرام و در عین حال پویا برای دانشجویان فراهم کنند. امنیت در دانشگاه به معنای امنیت علمی و روانی است، نه امنیتیسازی فضا. دانشجو باید بتواند نقد کند، نظر بدهد و فعالیت علمی و فرهنگی داشته باشد.با گسترش فضای مجازی، امنیت سایبری نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. حفاظت از اطلاعات، جلوگیری از آسیبهای فضای مجازی و ارائه آموزشهای لازم در این حوزه از وظایف دانشگاههاست. همچنین خدمات مشاورهای، اردوهای علمی و تفریحی، و تقویت رابطه استاد و دانشجو میتواند به ایجاد محیطی امن و حمایتگر کمک کند.
به گفته رهبر مهرپو، سه اولویت اساسی برای تحول دانشگاهها عبارتند از:
نخست: بازنگری در آموزش دانشگاهی بر اساس نیازهای واقعی جامعه و بازار کار و حرکت به سمت مهارتمحوری، کارآفرینی و نوآوری.
دوم: حل بحران هویت دانشجویی و بازتعریف نقش دانشجو بر پایه علم، مسئولیت اجتماعی و اثرگذاری واقعی، نه صرفاً مدرکگرایی.
سوم: حمایت عملی از ایدهها، پژوهشها و طرحهای دانشجویان و نخبگان برای جلوگیری از دلسردی و مهاجرت سرمایههای انسانی.
این فعال رسانهای در پایان تأکید میکند: الگوی دانشجوی تراز هرچند آرمانی به نظر میرسد، اما با اصلاح زیرساختها، تغییر نگرش مدیریتی و پیوند واقعی دانشگاه با جامعه، دستیافتنی است. دانشگاهها باید از نگاه صرفاً آموزشی عبور کرده و به نهادهای اثرگذار اجتماعی تبدیل شوند؛ در غیر این صورت نمیتوان انتظار داشت دانشجو بهتنهایی بار تحول را بر دوش بکشد.