گزارش نقد کتاب «درآمدی کوتاه بر تصاویر مرگ بیمرگی در مثنوی معنوی»
در نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی کوتاه بر تصاویر مرگ بیمرگی در مثنوی معنوی»، دکتر علی دلیر استادیار دانشگاه فرهنگیان به پرسشهای محوری درباره مفهوم مرگ در اندیشه مولوی پرداخت. در این جلسه مطرح شد که مرگ بهعنوان تنها حقیقت قطعی و ناشناخته، همواره ذهن بشر را به چالش کشیده است. در اساطیر، مرگ بهندرت بهعنوان «پایان مطلق» تصویر میشود. بیشتر اسطورهها مرگ را «گذار» به مرحلهای دیگر—مانند زندگی پس از مرگ، تناسخ، یا بازگشت به اصل—میدانند. این نگرش، زمینهساز شکلگیری آیینهای تشرّف و مناسک عبور در فرهنگهای باستانی شده است.او اشاره کرد نویسنده با تکیه بر شعر کلاسیک (پیش از عرفان)، مرگ را بیشتر بهعنوان «فقدان» و «جدایی» تصویر آورده—چه در قالب مرگ عزیزان، چه بهعنوان پایان لذتهای دنیوی. در این نگاه، مرگ رهاییبخش نیست، بلکه مایه اندوه و حسرت است.
او با نقد اینکه عرفان اسلامی با ارائه تصویری از مرگ بهعنوان «وصال» و «بازگشت به معشوق»، کوشیده است انسان را با مرگ آشتی دهد به اشارات نویسنده به سنایی و عطار با تأکید بر «مرگ پیش از مرگ» در کتاب اشاره کرد. دکتر دلیر تأکید کرد که کتاب، مدخلی روشن برای درک یکی از پیچیدهترین مفاهیم عرفانی است . «مرگ بیمرگی» تنها مسئلهای تاریخی، نیست و پرسشی زنده و کاربردی برای انسان امروز است. جلالی در این نشست، در باره کتاب «درآمدی کوتاه بر تصاویر مرگ بیمرگی در مثنوی معنوی»،گفت نویسنده اثر مرگ را از منظرهای فلسفی، اسطورهای، عرفانی و دینی بررسی کرده است. وی تأکید نمود که نویسنده آورده در آثار سنایی و عطار، مرگ با استعاره «مأمور خدا» تصویر شده که ریشه در آیات قرآنی دارد و هدفش پنددهی به مؤمنان است. اما مولوی از این چارچوب فراتر رفته و «مرگ سفر» را استعاره بنیادی خود قرار داده است. جلالی خاطرنشان کرد بهترین مستندات نویسنده مطالبی است که اشاره دارد مولوی از منابع قرآنی، اساطیر ایرانی، اندیشههای افلاطونی و عرفان بهره برده است. این تلفیق، تصاویر چندلایه و تازهای از مرگ در مثنوی پدید آورده است. همین تلفیق، مثنوی را از محدودیتهای زمانی، مکانی و مذهبی رهانیده و به متنی جهانشمول تبدیل کرده است و آن را از تعصبات دینی دور و جهانی ساخته است.