انسجام اجتماعی: کاوشی در لایه‌های پیچیده و تعاریف متنوع

دوشنبه, 15 دی,1404

انسجام اجتماعی: کاوشی در لایه‌های پیچیده و تعاریف متنوع

شناسنامه سند

این سند حاصل بررسی و کاوش نظریات اندیشمندان مختلف در خصوص تعریف انسجام اجتماعی و حاوی جمع‌بندی و تلخیص تعاریف گوناگون و ذکر ابعاد، شاخص‌ها، ویژگی‌ها و سطوح مختلف مفهوم انسجام اجتماعی است. 

 

مقدمه

با بررسی نظریات مختلف در زمینه مفهوم انسجام اجتماعی، مشخص می‌شود که تاکنون برای این مفهوم تعریف مشخص و جامعی که مورد توافق و اجماع تمام صاحبنظران قرار بگیرد، ارائه نشده است. علت این تشتت تعاریف این است که انسجام اجتماعی مفهومی چندبعدی، پیچیده و چندلایه است، با مفاهیم دیگری (از قبیل همبستگی و یکپارچگی) قرابت معنایی دارد و دارای سطوح تحلیل متفاوت است. این عوامل ارائه یک تعریف جامع و مورد توافق را برای این مفهوم مشکل کرده است. 

تعریف انسجام اجتماعی

مفهوم انسجام اجتماعی یکی از پایدارترین موضوعات در نظریه‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی است. این مفهوم مبین میزان مشارکت، اعتماد و احساس تعلق افراد در یک کل به نام «جامعه» است. انسجام اجتماعی که نمایانگر کیفیت ارتباطات و پیوندهای بین اعضای یک جامعه است، یکی از بنیان‌های کلیدی در ایجاد نظم اجتماعی محسوب می‌شود. بسیاری از صاحبنظران انسجام اجتماعی را پدیده‌ای چندبعدی و چندلایه می‌دانند که تابع علل و عوامل گوناگونی است و میزان، ابعاد و کیفیت آن بر سایر عناصر و اعضای جامعه تأثیرگذار است. جامعه‌شناسان تأکید می‌کنند که بدون انسجام و اعتماد اجتماعی، پایداری و دوام نظم اجتماعی ممکن نخواهد بود. بنابراین انسجام اجتماعی یکی از پایه‌های اصلی و اساسی نظم اجتماعی و بقا و دوام جامعه محسوب می‌شود. به همین سبب، همواره یکی از دغدغه‌های اساسی جامعه‌شناسان این بوده است که عناصر مختلف اجتماع چگونه یکدیگر را حفظ می‌کنند و منسجم می‌مانند. این دغدغه فکری و نظری از جامعه‌شناسان کلاسیک، نظیر کنت و دورکیم و پارسونز، آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است. همین امر سبب شده است که مباحث مختلف و متعددی پیرامون این مفهوم شکل گرفته و تعاریف متفاوت و چندگانه‌ای از آن ارائه شود. 

انسجام اجتماعی از جمله مفاهیمی است که فاقد تعریف اجماعی است و در تعریف آن توافق نظر وجود ندارد؛ چراکه مفهومی چندبعدی و چندلایه است که لایه‌های معنایی آن تحت تأثیر بسترهای اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی مختلف، شکل‌های گوناگونی به خود می‌گیرد. بر این اساس، ارائه تعریفی کامل، جامع و مورد توافق از مفهوم انسجام اجتماعی با چالش های متنوعی روبه‌روست. 

نخستین چالش در تعریف مفهوم انسجام اجتماعی این است که این مفهوم با مفاهیم بسیار دیگری از قبیل همبستگی، وفاق، نظم، وحدت، اتحاد، همگرایی و یکپارچگی قرابت معنایی دارد و در بسیاری از مواقع در مرحله مفهوم‌پردازی، شاخص‌سازی و ارائه تعریف و همچنین در مرحله عمل و کاربست‌پذیری، با هرکدام از این مفاهیم مترادف تلقی شده و به‌جای یکدیگر به کار می‌روند. 

چالش دیگری که برای مفهوم‌پردازی، تعریف و شاخص‌سازی انسجام اجتماعی که برنامه انجمن‌های منسجم آکادمی بریتانیا (2019) بدان اشاره کرده، این است که این مفاهیم و شاخص ها در سطح تحلیل متفاوت‌اند و از سطوح فراملی تا سطوح جامعه و شهر را در بر می‌گیرند. 

ماکسول (1996) انسجام اجتماعی را چنین تعریف کرده است: «ایجاد ارزش‌های مشترک و جوامع تفسیری، کاهش نابرابری در ثروت و درآمد و به‌طور کلی قادر ساختن مردم به داشتن این حس که در یک کار مشترک مشارکت دارند، با چالش‌های مشترک روبه‌رو هستند و اعضای یک جامعه واحدند»

جانسون (1998) یکی از اولین کسانی بود که تلاش کرد تا انسجام اجتماعی را براساس پنج بعد کلیدی مفهوم‌سازی کند. او معتقد است که انسجام اجتماعی به سطوح تعلق، شمول، مشارکت، به رسمیت شناختن و مشروعیت وابسته است.

برنارد (1999) نوعی گونه‌شناسی از انسجام اجتماعی را براساس دو جنبه ابداع کرد: حوزه فعالیت انسانی و ویژگی روابط اجتماعی. او پنج بعد پیشنهادی جانسون را به‌عنوان مؤلفه‌هایی که در حوزه اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی‌فرهنگی عمل می‌کنند و مبتنی بر روابط نگرشی یا رفتاری (به ترتیب رسمی و ماهوی نامیده می‌شوند) توصیف کرده است. برنارد همچنین بعد ششمی از انسجام اجتماعی را پیشنهاد کرد: برابری. 

چان و همکاران (2006) تعریف جامع‌تر و پیچیده‌تری از انسجام اجتماعی ارائه داده اند: «وضعیتی مربوط به تعاملات عمودی و افقی بین اعضای یک جامعه که با مجموعه‌ای از نگرش‌ها و هنجارها شامل اعتماد، حس تعلق و تمایل به مشارکت و کمک و همچنین جلوه‌های رفتاری آن‌ها مشخص می‌شود.» آن‌ها یک طبقه‌بندی دوبعدی ارائه دادند که در آن بعد اول، انسجام اجتماعی را به اجزای ذهنی و عینی تقسیم می‌کند و با ابعاد نگرشی و رفتاری که برنارد (۱۹۹۹) ارائه کرده، هماهنگی نزدیکی دارد. بعد دوم، بین اشکال افقی (انسجام بین شهروندان) و اشکال عمودی (انسجام بین شهروندان و دولت) تمایز قائل می‌شود. در مفهوم‌سازی آن‌ها از انسجام اجتماعی، عوامل اجتماعی‌اقتصادی حذف شده. علت این حذف نیز آن بود که وضعیت اقتصادی را بیش از آنکه یک جزء تشکیل‌دهنده انسجام اجتماعی بدانند، یک پیش‌شرط می‌دانند.

وزارت جوامع و دولت محلی (2008) چهارچوبی اصلاح‌شده را برای سنجش انسجام ارائه داده است که بر اهمیت «سازگاری با یکدیگر» و «توانمندسازی گروه‌های مختلف مردم برای کنار آمدن با یکدیگر» تأکید می‌کند. اما این دستور کار انسجام اجتماعی، تأثیرات عوامل اقتصادی، مانند برابری، بر انسجام را نادیده گرفته و در عوض مسئولیت را به سمت افراد و جوامع محلی سوق داده است و در نتیجه انتقادات جالب توجهی را به خود جلب کرده است. 

دیکز و همکاران (2010) انسجام اجتماعی را ویژگی گروه‌های اجتماعی یا جوامع می‌دانند و نه افرادی که آن‌ها را تشکیل داده‌اند. این ویژگی به روابط بین افراد، بین افراد و گروه‌ها/سازمان‌ها و بین افراد و جامعه/دولت مربوط می‌شود. آن‌ها انسجام اجتماعی را سازه‌ای چندبعدی می‌دانند که چندبعدی بودن آن دوگانه است: اول، ارتباط اجتماعی را در حوزه‌های مختلف زندگی، مانند حوزه‌های سیاسی و اجتماعی‌فرهنگی، اندازه‌گیری می‌کند؛ دوم، بازنمایی‌های ذهنی (نگرش‌ها) و همچنین پیامدهای رفتاری (مشارکت) را پوشش می‌دهد. دیکز و همکارانش با ترکیب شاخص‌های انسجام اجتماعی در نظریات برنارد و چان و همکاران، چهارچوبی برای سنجش انسجام اجتماعی ارائه داده‌اند که شامل چهار بعد است: .1. مشروعیت، 2. پذیرش، 3. مشارکت سیاسی و 4. مشارکت اجتماعی‌فرهنگی. 

شیفر و ون‌درنول (2017) انسجام اجتماعی را با سه مؤلفه اساسی تعریف کرده‌اند: 1. کلیت روابط اجتماعی (شامل شبکه‌های اجتماعی، اعتماد، پذیرش تنوع و مشارکت)، 2. شناسایی با نهاد اجتماعی (شامل تمرکز بر ارزش‌ها و شهروندی) و 3. جهت‌گیری به سمت خیر عمومی (شامل حس مسئولیت، همبستگی و انطباق با نظم اجتماعی). 

بوتونی (2018) مدلی چندبعدی از انسجام اجتماعی ارائه داده است که در این مدل سه سطح انسجام اجتماعی از یکدیگر مجزا شده‌اند: 1. سطح کلان (مربوط به جامعه وسیع‌تر و روابط درون نهادها)، 2. سطح میانی (مربوط به گروه‌های بزرگ‌تر در یک جامعه که هویت‌های اجتماعی ممکن است از آن‌ها ناشی شوند) و 3. سطح خرد (مربوط به ارتباطات بین فردی در گروه‌های کوچک مانند خانواده‌ها). مدل بوتونی، هفت بعد کلیدی انسجام اجتماعی را در بر می‌گیرد: 1. اعتماد نهادی (کلان/ذهنی)، 2. مشروعیت نهادها (کلان/عینی)، 3. گشودگی (میانی/ذهنی)، 4. مشارکت (میانی/عینی)، 5. اعتماد بین فردی (خرد/ذهنی)، 6. حمایت اجتماعی (خرد/ذهنی) و 7. تراکم روابط اجتماعی (خرد/عینی).

آکادمی بریتانیا (2019) در بیان تعریف «جوامع منسجم»، به ویژگی‌های هشت‌گانه انسجام اجتماعی اشاره کرده است که عبارت‌اند از: 1. حس تعلق، 2. همگنی ارزش‌ها، 3. نگرش‌ها و توجه به تنوع، 4. مشارکت یا همکاری، 5. قوانین و نهادهایی که بر اجماع متکی‌اند، 6. برابری ثروت و درآمد، 7. دسترسی برابر به منابع و 8. استقلال شخصی و جمعی. 

در یک جمع‌بندی کلی، انسجام اجتماعی ویژگی‌ای تعریف می شود که در آن نیروی واردشده بر اعضای یک گروه یا جامعه برای ماندن در گروه بیش از مجموع نیروهایی است که می‌کوشند آنان را به ترک گروه ترغیب کنند. درواقع، انسجام اجتماعی بر توافق و مشارکت جمعی داوطلبانه میان اعضای یک جامعه دلالت دارد. پژوهش‌ها حاکی از آن است که داوطلبانه بودن در انسجام اجتماعی عنصری مهم و کلیدی است؛ بدین شکل که انسجام اجتماعی زمینه را برای مشارکت و همکاری داوطلبانه فراهم می‌کند و در مقابل، داوطلبانه بودن فعالیت‌ها و مشارکت‌ها نیز به افزایش میزان انسجام اجتماعی کمک می‌کند.  

به‌طور کلی، مفهوم انسجام اجتماعی بیش از آنکه بر جمع کردن مشابهت‌ها مبتنی باشد، به تعریف و بازخوانی تفاوت‌ها ناظر است. انسجام اجتماعی خواهان ساماندهی مشابهت‌ها و تفاوت‌ها در جامعه است. در این مفهوم این پیش‌فرض نهفته است که انسان‌ها خواسته‌ها و نیازهای متفاوتی دارند و در عین اینکه به ذائقه و نیازهای همه آن‌ها توجه می‌شود، همه تحت لوای یک هویت مشترک گرد می‌آیند و دارای هویت جمعی مشترک می شوند. انسجام اجتماعی موقعیت‌ها و وضعیت‌های متفاوت افراد را در نظر می‌گیرد و نمی‌خواهد بیماری‌های مختلف را با نسخه‌ای واحد درمان کند. انسجام اجتماعی تفاوت‌های فرهنگی را در روابط افراد و گروه‌ها در نظر می‌گیرد. هنر انسجام اجتماعی همین است که در عین توجه و احترام به تفاوت‌ها، افراد و گروه‌ها را در کنار یکدیگر گرد می‌آورد و به آن‌ها هویت جمعی مشترک می‌دهد و آن ها را همنوا و هماهنگ می‌کند.

 

پیام کلیدی

انسجام اجتماعی بیش از آنکه بر جمع کردن مشابهت‌ها مبتنی باشد، به تعریف و بازخوانی تفاوت‌ها ناظر است. انسجام اجتماعی خواهان ساماندهی مشابهت‌ها و تفاوت‌ها در جامعه است. در این مفهوم این پیش‌فرض نهفته است که انسان‌ها خواسته‌ها و نیازهای متفاوتی دارند و در عین اینکه به ذائقه و نیازهای همه آن‌ها توجه می‌شود، همه تحت لوای یک هویت مشترک گرد می‌آیند و دارای هویت جمعی مشترک می شوند. انسجام اجتماعی تفاوت‌های فرهنگی را در روابط افراد و گروه‌ها در نظر می‌گیرد. هنر انسجام اجتماعی همین است که در عین توجه و احترام به تفاوت‌ها، افراد و گروه‌ها را در کنار یکدیگر گرد می‌آورد و به آن‌ها هویت جمعی مشترک می‌دهد و آن ها را همنوا و هماهنگ می‌کند.

 

 

منابع

عرب‌پور، الهام؛ مهدی‌زاده ، شراره (1399). فراتحلیل مطالعات نظم و انسجام اجتماعی در ایران، دوفصلنامه پژوهش‌های جامعه‌شناسی معاصر، 9(17)، صص 73-113. 

غنیمتی، حسن؛ منصوری، فردین؛ داداندیش، پروین (1399). انسجام اجتماعی و رابطه آن با تشتت هنجاری، مسائل اجتماعی ایران، 11(2). 

مجتبایی، کاظم؛ نوابخش، مهرداد؛ کلدی، علیرضا؛ زارع مهدوی، قادر (1399). تأثیر مهاجرت بر تغییرپذیری انسجام اجتماعی، پژوهش نامه نظم و امنیت انتظامی، 13(2)، صص 51-70. 

نامنی، ابراهیم؛ مهری، فاطمه؛ دیانتی، فرشته (1404). آزمون مدل ساختاری عمر ازدواج و ادراک حمایت اجتماعی با انسجام خود مادران کودکان معلول جسمی حرکتی شهر سبزوار: نقش میانجی باورهای مذهبی، فصلنامه تعلیم و تربیت استثنایی، 25(2)، صص 47-59. 

Abrams, D., et all. (2024). volunteering and social cohesion: literature review and causal synthesis. Belong Network Report. 

Dickes, P., Valentova, M., & Borsenberger, M. (2010). Construct validation and application of a common measure of social cohesion in 33 European countries. Social Indicators Research, 98(3), 451–473. https://doi.org/10.1007/s11205-009-9551-5. 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.191 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 06 اسفند,1404