شناسنامه سند
این سند حاصل بررسی سه مقاله فرا تحلیل با عنوان«یک مدل سنجش چندسطحی برای انسجام اجتماعی»، «ساخت، اعتبارسنجی و کاربرد سنجش انسجام اجتماعی در ۴۷ کشور و منطقه اروپایی» و « اساس و پایههای انسجام اجتماعی: یک مطالعه مروری» است.
مقدمه
با فراتحلیل مقالات ذکر شده به این نتیجه رسیدیم که با وجود تفاوتهای روشی (مدلسازی چندسطحی، ساخت شاخص ترکیبی، و مرور نظری)، همگی بر یک اصل کلیدی توافق دارند: انسجام اجتماعی یک سازه پیچیده، چندبُعدی و چندسطحی است که برای سنجش دقیق و مفید بودن در سیاستگذاری، به یک چارچوب مفهومی و روششناسی پیشرفته نیاز دارد.
اشتراکات کلیدی:
* چندبُعدی بودن: همه مطالعات تأکید میکنند که انسجام اجتماعی را نمیتوان با یک شاخص تکبُعدی (مانند فقط اعتماد) اندازهگیری کرد. ابعادی مانند اعتماد (بینفردی و نهادی)، مشارکت، احساس تعلق و همبستگی اجزای ضروری انسجام هستند.
* لزوم سنجش بینفرهنگی و مقایسهای: دو مطالعه کمی بر ساخت ابزاری تأکید دارند که امکان مقایسه کشورها و شناسایی الگوهای منطقهای را فراهم میکند. این امر نشاندهنده اهمیت بافتار ملی در شکلدهی به انسجام است.
* ارتباط تنگاتنگ با سیاستگذاری: هدف نهایی همه پژوهشها، ارائه ابزاری عملی به سیاستگذاران برای تشخیص وضعیت موجود، شناسایی چالشها و تدوین سیاستهای مؤثر برای تقویت انسجام است.
تمایزات و ارزش افزوده هر مطالعه:
* بوتونی (2012): با استفاده از پیشرفتهترین روش آماری (مدلسازی معادلات ساختاری چندسطحی)، بهطور تجربی وجود سطوح مختلف (فردی و ملی) و یک عامل کلی پنهان را تأیید میکند. این مطالعه بیشترین تأکید را بر تعامل پیچیده بین سطوح خرد و کلان دارد.
* دیکس و والنتووا (۲۰۰۸/۲۰۱۲): بر عملگرایی و ساخت یک شاخص ترکیبی قابل اجرا در سطح وسیع (۴۷ کشور) تمرکز دارد. یافتههای آن بهطور ملموس الگوهای جغرافیایی-فرهنگی انسجام در اروپا را نشان میدهد.
* شیفر و فان در نول (۲۰۱۶): با یک رویکرد نظری و مفهومی، به دنبال ایجاد وضوح و یکپارچگی در میان تعاریف پراکنده است. این مطالعه با تمایز قائل شدن بین «هسته اصلی» انسجام و «پیشنیازها/پیامدهای» آن، یک چارچوب مفهومی منسجم برای هدایت پژوهشهای آینده و سیاستگذاری ارائه میدهد.
در مجموع، این سه مقاله یکدیگر را به خوبی تکمیل میکنند: مطالعه شیفر و فان در نول «چرایی» و «چیستی» مبانی نظری را روشن میسازد، مطالعه دیکس و والنتووا «چگونگی» ساخت یک ابزار عملی برای مقایسههای کلان را نشان میدهد، و مطالعه بوتونی «چگونگی»تعامل عمیق سطوح مختلف تحلیل را با روششناسی دقیقتر آشکار میکند.
پیشنهادات برای استحکام انسجام اجتماعی سیاستگذاری مبتنی بر شواهد مقایسهای و هدفمند:
1. استفاده از ابزار سنجش برای شناسایی کشورهای موفق و الگوبرداری از سیاستهای آنان.
2. هدفمند کردن سیاستها بر اساس نقاط قوت و ضعف هر کشور در ابعاد مختلف (مثلاً تقویت مشارکت در جایی که ضعیف است). سیاستگذاری چندسطحی و زمینهآگاه:
1.طراحی مداخلاتی که همزمان بر سطوح فردی (تقویت شمولیت اجتماعی) و ملی (تقویت نهادهای مشروع) تمرکز کنند.
2 آگاهی از این موضوع که سیاستهای یکسان در بافتارهای مختلف نتایج متفاوتی دارند. سیاستگذاری یکپارچه و مبتنی بر چارچوب مفهومی واضح: تقویت همزمان سه بعد هستهای:
1. سرمایهگذاری بر روابط اجتماعی (حمایت از جامعه مدنی)،
2. تقویت احساس تعلق (مقابله با طرد اجتماعی)،
3. ترویج خیر عمومی (کاهش نابرابری و تقویت اعتماد نهادی). تمایز بین سیاستهای مستقیم تقویت انسجام و سیاستهای غیرمستقیم (مانند کاهش فقر) که پیشنیاز آن هستند.
پیام کلیدی
این جدول به وضوح نشان میدهد که چگونه پارادایمهای مختلف علمی (از روششناسی کمی پیشرفته تا مرور نظری) منجر به دریافتهای متمایز اما مکمل از یک مفهوم پیچیده مانند انسجام اجتماعی میشوند.
بوتونی به ما میگوید انسجام چگونه کار میکند (مکانیسم چندسطحی).
دیکس و والنتووا به ما میگویند کجا و در چه مقیاسی میتوان آن را سنجید و مقایسه کرد.
شیفر و فان در نول به ما میگویند انسجام در اساس چیست و چه عناصری برای تقویت آن باید هدف قرار گیرند.
این دیدگاههای ترکیبی، یک درک جامعتر برای پژوهش و عمل سیاستی فراهم میآورند.
منابع:
Bottoni, G. (2018). A multilevel measurement model of social cohesion. Social Indicators Research, 136, 835–857. https://doi.org/10.1007/s11205-016-1470-7
Dickes, P., & Valentova, M. (2013). Construction, Validation and Application of the Measurement of Social Cohesion in 47 European Countries and Regions. *Social Indicators Research*, *113*, 827–846. https://doi.org/10.1007/s11205-012-0116-7
Schiefer, D., & van der Noll, J. (2017). The essentials of social cohesion: A literature review. Social Indicators Research, 132(2), 579–603. https://doi.org/10.1007/s11205-016-1314-5