اقتصاد، عدالت و انسجام اجتماعی

دوشنبه, 15 دی,1404

اقتصاد، عدالت و انسجام اجتماعی

در این جستار در پی فهم ارتباط بین سه مفهوم بنیادین، اقتصاد، عدالت اجتماعی و انسجام اجتماعی هستیم. بر همین اساس و به دور از طرح مباحث نظری، به مرور کوتاه  تعریف‌ این سه مفهوم بسنده می‌کنیم تا بتوانیم نگاهی گذرا به نسبت و ارتباط آن‌ها با هم بیندازیم. تعریف‌های بسیاری از اقتصاد مطرح کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد این سه تعریف در کنار هم، بهترین و بیشترین پوشش معنایی برای این حوزه را رقم بزند: ۱. اقتصاد به‌عنوان علم تخصیص منابع کمیاب؛ ۲. اقتصاد به‌عنوان مطالعۀ رفتار و تصمیم‌گیری اقتصادی انسان‌ها؛ ۳. اقتصاد به‌عنوان نظامی اجتماعی برای تولید و توزیع و مصرف ثروت. این سه تعریف در کنار هم می‌تواند تصویری نسبتاً کاملی از حوزۀ اقتصاد به دست دهد و هر سه تعریف هم در اینجا به بحث ما و ارتباطی که قرار است بین این سه مفهوم، یعنی اقتصاد و عدالت و انسجام برقرار کنیم، گره‌گشاست.

در نقطۀ مقابل عدالت اقتصادی که بیشتر بر رفتارهای مالی و اقتصادی مردم و نیز تولید و توزیع و بازتوزیع ثروت در جامعه، تأکید می‌کند که در جای خود از اهمیت ویژه و سرنوشت‌ساز هم در جامعه برخوردار است، رویکرد اجتماعی نگاه ما را دست‌کم به یک گام عقب‌تر در این فرایند سوق می‌دهد و عدالت را در بهره‌مندی همۀ اعضا و آحاد جامعه، از امکانات و فرصت‌های لازم برای پرورش و تحقق استعدادها و توانمندی‌هایشان می‌داند. به بیان دیگر، اگر عدالت اقتصادی بر منابع کمیاب و توزیع مناسب آن در جامعه تمرکز می‌کند، عدالت اجتماعی بر امکانات و بسترهای کمیاب تمرکز می‌کند که از قضا پایه و بنیان بهره‌مندی از آن منابع کمیاب را فراهم می‌کند. بی‌عدالتی در امکانات و زمینه‌ها و بسترهای پرورش و تحقق استعدادهای و توانمندی‌ها، به عدالتی عمیق‌تر در بهره‌مندی از منابع کمیاب در جامعه می‌انجامد که جبران آن، بسیار دشوارتر از مرحلۀ نخست است.

در ادامه، یکی از تعریف‌های گوناگون انسجام اجتماعی را از نظر می‌گذرانیم که ارتباط نزدیکی با تعریف‌هایی که از اقتصاد و عدالت به دست داده‌‌ایم، دارد. انسجام اجتماعی به‌معنای تحقق ظرفیت بالقوۀ زندگی اجتماعی به‌دور از خشونت است. این تعریف با نگاه به تعریف‌هایی که از اقتصاد و عدالت به دست دادیم، به‌خوبی فهمیده می‌شود. در جامعه هم منابع و هم امکانات، کمیاب است و همه نمی‌توانند به‌وفور از آن‌ها بهره‌مند شوند. طبیعتاً اگر سازوکاری وجود نداشته باشد که این امکانات و منابع محدود را به‌شکل عادلانه‌ای در بین اعضای جامعه توزیع کند، مردم برای دست‌یافتن به حق و سهم خود از امکانات و منابع دست به خشونت می‌زنند و آشکار است که خشونت در جامعه، به‌معنای پایان انسجام اجتماعی است. در نقطۀ مقابل، به هر اندازه که مردم بتوانند از سهم و حق خود از امکانات و منابع کمیاب موجود در جامعه بهره ببرند، انسجام و پیوستگی اجتماعی بین آن‌ها افزایش می‌یابد.

براساس آنچه از نظر گذراندیم، اقتصاد به‌عنوان علم تخصیص منابع کمیاب در پی مطالعۀ رفتار و تصمیم‌گیری اقتصادی انسان‌ها با هدف ایجاد نظامی مناسب برای تولید و توزیع و مصرف ثروت است؛ اما عدالت اجتماعی یک گام پیش از عدالت اقتصادی، دغدغه‌دار دسترسی عادلانۀ همۀ مردم به امکانات لازم برای پرورش و تحقق‌بخشیدن استعدادها و توانمندی‌هاست. اگر این دو فرایند به‌درستی انجام شود، انسجام اجتماعی در معنای تحقق ظرفیت بالقوۀ زندگی اجتماعی به‌دور از خشونت، به دست می‌آید. بنابراین، به هر اندازه که جامعه در ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی دچار مشکل شود، انسجام اجتماعی در معنایی که از نظر گذراندیم، آسیب می‌بیند.

با توجه به اهمیت چشمگیر مفهوم عدالت اجتماعی در تقویت انسجام اجتماعی، اندیشکدۀ انسجام اجتماعی در نظر دارد با برگزاری جلسات هم‌اندیشی با استادان دانشگاه، خبرگان و پژوهشگران این حوزه راهکارهای عملیاتی رسیدن به این مطلوب را به دست آورد.

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.191 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 06 اسفند,1404