در جهان پرشتاب امروز که شکافهای نسلی به نظر عمیقتر میرسند، تعاملات بیننسلی نه تنها یک فرصت ارتباطی، بلکه ضرورتی اجتماعی برای حفظ پیوندهای جمعی و گروهی است. انسجام اجتماعی به عنوان بافتی که افراد را با وجود تفاوتها در شبکهای از روابط مبتنی بر اعتماد، همبستگی و تعامل متقابل نگه میدارد، عمیقاً تحت تأثیر کیفیت روابط بین نسلها قرار دارد؛ بهویژه در کشوری نظیر ایران که در حال گذار از سنت به مدرنیته بوده و شکافهای نسلی در آن بسیار پررنگ و چالشآفرین است. کشور ایران با فرایندهای جهانی شدن و پرتاب امواج فرستندههای مختلف و ظهور اینترنت که پدیدهای نوظهور است، روبهروست و نسل جوان کلکسیونی از جدید بودنها را تجربه می کنند که والدین آنها و نسل پیش از آنها تجربه و حافظه مشترک در خصوص آن ندارند. رسانه های جمعی و اینترنت بیتشرین اوقات فراغت نسل جوان را به خود اختصاص داده است و به دنبال آن، سبک زندگی آنان از الگوهای جهانی و بهروشده تبعیت میکد؛ حال آنکه نگرش و سبک زندگی نسل قدیم همچنان براساس الگوهای قدیمی و سنتی بوده و هیچگونه تغییر و انعطافی ندارد و این سرآغاز مسئله و شکاف و عدم درک متقابل است و درست همینجاست که ضرورت توجه به تعاملات بیننسلی برای آشتی دادن دو نسل و تقویت تابآوری، انسجام و همبستگی اجتماعی آشکار میشود.
تعاملات بیننسلی و درک و احترام متقابل دو نسل قدیم و جدید از جنبههای مختلف برای حفظ انسجام و یکپارچگی اجتماعی دارای اهمیت و اولویت است. نخست انتقال سرمایه فرهنگی و اجتماعی است. نسلهای مسنتر حاملان دانش تجربی، سنتها، آداب و ارزشهای جامعه هستند که از طریق تعاملات روزمره به نسلهای جوانتر منتقل میشود. این انتقال نه تنها هویت جمعی را تقویت میکند، بلکه حس تعلق خاطر و پیوستگی تاریخی ایجاد مینماید. دوم ایجاد تعادل بین نوآوری و تداوم است. تعامل سازنده بین نسلها امکان ترکیب خِرَد تجربهشده نسل قدیم با انرژی و ایدههای نوآورانه و خلاقانه نسل جوان را فراهم میآورد. این تعادل، جامعه را از افتادن در دام سنتگرایی محض یا نوگرایی بیریشه محافظت میکند و تعادل و توازن را به جامعه اهدا میکند که برای ادامه حرکت در مسیر رشد و توسعه پایدار لازم و ضروری است. سومین جنبه تقویت همبستگی اجتماعی است. تعاملات بیننسلی با ایجاد درک متقابل از چالشها و نیازهای هر گروه سنی، همدلی اجتماعی را تقویت کرده و زمینهساز سیاستهای عمومی فراگیرتر میشود.
ضرورت تعاملات بیننسلی در جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری نمایان میشود. جهان معاصر با خطر فردگرایی افراطی و تضعیف روابط و پیوندهای اجتماعی روبهروست. تعاملات بیننسلی با تأکید بر وابستگی متقابل انسانها و ایجاد ارتباطات سالم و روادارانه میان آنان، پادزهر این فردگرایی است. از دیگر سو، عصر جدید عصر تکنولوژی و فناوریهای دیجیتال است. نسل جدید به سرعت خود را با فناوریهای دیجیتال همراه و منطبق میکنند؛ اما نسل قدیم به علت ناتوانی در هماهنگی با تغییرات فناورانه، روزبهروز بیشتر با نسل جدید فاصله میگیرند و بدین ترتیب شکاف دیجیتال میان دو نسل قدیم و جدید ایجاد میشود که با توجه به سرعت تغییرات در عصر تکنولوژی، روزبهروز عمیقتر میشود. این شکاف دیجیتالی بین نسلها میتواند به شکاف ارتباطی و تعاملی تبدیل شود. تعاملات دوسویه میان دو نسل قدیم و جدید با دور زدن شکاف دیجیتال، امکان بهرهمندی از مزایای فناوری بدون از دست رفتن ارتباطات انسانی سالم را فراهم میآورد و این خلأ ارتباطی را با گفتوگو و تلاش در جهت همدلی و درک متقابل، پر میکند.
تعاملات بیننسلی چیزی فراتر از ارتباطات خانوادگی یا اجتماعی عادی است؛ این تعاملات زیربنای انسجام اجتماعی و تضمین پایداری جامعه در طول زماناند. در جهانی که «تغییر» تنها عنصر ثابت آن است، سرمایهگذاری در تقویت این تعاملات، سرمایهگذاری در انعطافپذیری و تابآوری اجتماعی است. جامعهای که نسلهایش در گفتوگوی مستمر و احترام و درک متقابل مشارکت دارند، نه تنها گذشته خود را پاس میدارد، بلکه آیندهای منسجم و پایدار میسازد و به رشد و شکوفایی سرمایه انسانی خود و در نتیجه رسیدن به توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کمک میکند. تعاملات بیننسلی صرفاً یک انتخاب ساده نیست؛ بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای جوامعی است که میخواهند در عین حفظ هویت تاریخی خود، ظرفیت تطبیق با تغییرات آینده را نیز داشته باشند. تعاملات بیننسلی به عنوان پل ارتباطی میان تجربههای گذشته، حال و آینده، نقشی حیاتی در شکلدهی به سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام جامعه ایفا میکند. بر این اساس، بایسته است که ویژگیهای دو نسل و نقاط اشتراک و افتراقشان، خواستهها و نیازها و مطالبات جدید نسل جوان و همچنین عوامل بازدارنده و موانع گفتوگوی بین نسلی و تعاملات بین نسلی که از آن با عنوان پسرانها نام میبرند (مانند مشغلههای اقتصادی و معیشتی والدین که مانع از وقتگذرانی و شناخت نیازها و مطالبات فرزندانشان میشود، عدم انعطافپذیری نسل قدیم و مقاومت در به رسمیت شناسی فرهنگ نسل جوان و نیز تند و بیمحابا عمل کردن نسل جدید و عدم حفظ احترام بزرگترها) شناسایی شده و طبق آنها راهبردهایی جهت رفع موانع و افزایش گفتوگو و تعاملات میان نسلی ارائه شود.
لذا با توجه به تأثیرات همهجانبه تعاملات بین نسلی در تقویت انسجام اجتماعی، اندیشکده تحکیم انسجام اجتماعی در نظر دارد با برگزاری جلسات هماندیشی با اساتید، خبرگان و پژوهشگران این حوزه، راهکارهای عملیاتی در جهت رسیدن به این امر مطلوب را به دست آورده و در اختیار نهادهای سیاستگذار قرار دهد.