یکی از مؤلفههای تأثیرگذار بر ایجاد، حفظ و تقویت انسجام اجتماعی، حافظه جمعی یک ملت است. گنجینههای ادبی نیز به مثابه حافظه جمعی عمل میکنند و از طریق حفظ، پاسداشت و غنیسازی پیشینه تاریخی یک ملت، در مستحکم کردن ریشههای پیوند میان افراد نقشی پررنگ و اثرگذار ایفا میکنند. به گفته موریس هالبواکس، حافظه جمعی از طریق متون ادبی، آیینها و نمادها شکل میگیرد و تداوم مییابد. گنجینههای ادبی، بهویژه در زبان فارسی، حامل خاطره مشترک تاریخی، ارزشهای اخلاقی و جهانبینی فرهنگی هستند. گنجینههای ادبی به مثابه میراثی مشترک، عامل تفاخر فرهنگی و منبعی برای مقاومت در برابر بحرانهای هویتیاند. این گنجینههای ادبی تاریخی (اعم از شعرها، داستانها، ضربالمثلها و حکایتها، اساطیر و آثار کلاسیک) به افراد یک ملت هویت جمعی میبخشند و از این راه، به حفظ یکپارچگی و همدلی و انسجام در میان افراد جامعه کمک میکنند.
رودکی سمرقندی که جزو اولین و پیشروترین شاعران و سازندگان گنجینههای ادبی غنی و پربار است و به همین سبب عنوان «پدر شعر فارسی» را از آن خود کرده است، نه تنها بنیانگذار قالبها و موسیقی کلام فارسی است، بلکه نقش نمادین او بهعنوان «گنجینه ادبی» زنده، تصویری از کارکرد عمیق شعر و ادبیات در ایجاد و حفظ انسجام اجتماعی را به نمایش میگذارد. شعر رودکی با زبانی ساده و عمیق، مضامینی همچون دادگری، مهربانی، وطندوستی و امید را بازتاب میدهد که در طول قرنها به عناصر همبستهساز جامعه فارسیزبان تبدیل شدهاند.
رودکی در دورانی میزیست که زبان فارسی در حال شکلگیری هویت مستقل خود بود. او با سرودن اشعاری که در سراسر قلمرو فارسیزبانان گسترش یافت، به ایجاد یک «فضای نمادین مشترک» کمک کرد. به بیان بندیکت آندرسون، جامعههای تصوری از طریق رسانههای مشترک (همچون ادبیات) شکل میگیرند. گنجینههای ادبی، مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درنوردیده و احساس تعلقی فرامکانی میآفرینند. بدین جهت است که زبان را بسترساز انسجام دانستهاند. به ویژه زبان فارسی که دارای گنجینههای غنی و پرباری از اشعار و امثال و حکایات نغز و پرمعنی است که همه بر یکدلی و یکپارچگی ملی و میهنی پای فشردهاند.
گنجینههای ادبی که در قالب اشعار و حکایتها و داستانهای نغز و پرمغز تولید و حفظ میشوند، از طریق ایدهپردازی و تأکید بر ارزشهای مشترک، تقویت هویت ملی و فرهنگی، ایجاد بستر گفتوگوی بین نسلی و کاهش گسستهای اجتماعی، به حفظ انسجام و یکپارچگی اجتماعی کمک شایانی میکنند. در این میان، شعر رودکی که سرآمد متون کلاسیک فارسی است، جمیع ویژگیهای پیشگفته است و بر ارزشهایی تأکید دارد که در بافت اجتماعیاش انسجامآفرین بودند؛ همچون تأکید بر اتحاد زبانی با تثبیت زبان فارسی دری، تعالی بخشیدن به مضامین اجتماعی در قصیده «بوی جوی مولیان» (که مفهوم وطن را به سطحی عاطفی ارتقا داد)، ترویج خرد جمعی در رباعیاتش (که حامل پیامهای خردمندانهای است که در فرهنگ عامه نفوذ کرده و به ضربالمثل تبدیل شدهاند)، دعوت به همدلی در قطعههای پندآمیزش یا دعوت به امیدواری در دوران پرآشوب (در چنین دورههایی از تنش و التهاب، بازگشت به متون کلاسیک مانند اشعار امیدبخش رودکی میتواند حس تداوم و پایداری را زنده نگه دارد و به حفظ و ابقای انسجام اجتماعی یاری رساند).
به طور کلی، گنجینههای ادبی، بهویژه آثار پایهگذارانی مانند رودکی، صرفاً میراث هنری نیستند، بلکه نهادهای نمادینی هستند که در طول زمان، انسجام اجتماعی را از طریق خلق حافظه مشترک، تقویت هویت و ترویج ارزشهای عام انسانی حفظ میکنند. بزرگداشت رودکی، نه تنها پاسداشت هنر شعر که تجلیل از ادبیات بهمثابه «عامل همبستهساز اجتماعی» و نقش شعر و ادبیات در حفظ انسجام اجتماعی است. در جهانی که با گسستهای فرهنگی و هویتی روبهروست، حفظ و بازخوانی این گنجینهها میتواند راهکاری برای بازسازی پیوندهای جمعی و تحکیم انسجام اجتماعی باشد.