ارتباط انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی از موضوعات قابل بحث و پرمناقشه در علوم اجتماعی است. در زمینه ارتباط این دو مفهوم، دو نوع نگاه در میان متخصصان و کارشناسان وجود دارد. گروهی از جامعهشناسان این ارتباط را «عموم و خصوص منوجه» میدانند. به این معنی که این دو مفهوم دو مقوله کاملاً مجزا از یکدیگرند و فقط برخی از مصادیقشان با یکدیگر همپوشانی دارد. اما گروهی دیگر از جامعهشناسان ارتباط این دو مفهوم را از نوع رابطه «عموم و خصوص مطلق» میدانند. در رویکرد دوم، که طرفداران بیشتری دارد، سرمایه اجتماعی مفهومی اعم از انسجام اجتماعی است و انسجام اجتماعی بخشی از سازه بزرگتر سرمایه اجتماعی و یکی از ابعاد و مؤلفههای آن تلقی میشود.
سرمایه اجتماعی، به عنوان مفهوم عامتری که گستره مفهومی وسیعتری را در بر میگیرد، از دو بخش تشکیل شده است: 1. بخش بیرونی و ظاهری که همان نظم و انسجام اجتماعی است و پوسته بیرونی سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهد؛ 2. بخش درونی و باطنی که همبستگی و وفاق درونی است. تفاوت این دو بخش در وضعیتهای بحرانی بروز مییابد و مشخص میشود. در اوضاع عادی و بهنجار جامعه، ممکن است نظم و انسجام ظاهری دیده شود. اما چنانچه در شرایط بحران و التهاب اجتماعی (مانند زمان جنبشهای اجتماعی یا جنگ) نیز همان نظم و انسجام باقی مانَد و فرونپاشد، میتوان گفت چنین جامعهای علاوهبر نظم و انسجام، از همبستگی و وفاق و همدلی نیز برخوردار است. همدلی و وفاق درونی برای یک جامعه بسیار مهمتر از انسجام و نظم ظاهری و بیرونی است. چراکه در موقعیتهای بحرانی، این همدلی و همبستگی درونی است که اجازه نمیدهد سازمان با جامعه با فروپاشی و اضمحلال مواجه شود و از هم بپاشد.
سرمایه اجتماعی از سه سطح تشکیل شده است: 1. سطح خرد که روابط میان فردی و خانوادگی را شامل میشود؛ 2. سطح میانی که در سازمانها و نهادها مشاهده میشود و 3. سطح کلان که در کل جامعه وجود دارد. سرمایه اجتماعی در سطح خرد و روابط میان اشخاص و در خانوادهها از روابط غیررسمی و صمیمی و دوستانه تشکیل شده است. در این سطح از سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی، اعتماد، همبستگی و همدلی و در یک کلام وفاق اجتماعی ایجاد و تقویت میشود و به سطوح دیگر و کلانتر تسری مییابد. زمانی که به سطح کلان و کل جامعه میرسیم، همبستگی و همدلی و حمایت اجتماعی درونی خود را در قالب نظم و انسجام اجتماعی بیرونی نشان میدهد. اگر انسجام از این مسیر ایجاد و تقویت شود، ماندگار و پایا خواهد بود و در موقعیتهای بحرانی نیز پابرجا میماند. اما چنانچه انسجام اجتماعی درونزا نبوده و از همبستگی و همدلی میانفردی در سطح خرد نشأت نگرفته باشد و صرفاً ظاهر و پوستهای از نظم و انسجامِ تحمیلی بر جامعه کشیده شده باشد، این نظم و انسجام صرفاً در اوضاع عادی و نرمال پابرجاست و بهمحض وقوع بحران و شرایط سخت اجتماعی (همچون جنگ)، این پوسته ظاهری کنار رفته و ناهنجاری و آنومی و گسستگی اجتماعی که در زیر نقاب نظم و انسجام پنهان شده بود، رخ مینماید.
بنابراین برای ایجاد، حفظ و تقویت انسجام اجتماعی لازم است در مرحله پیش از آن، همدلی و وفاق اجتماعی تقویت شود. لازمه این کار نیز تقویت اعتماد، امنیت، حمایت و همدلی در سطوح خرد (میان فردی) است.
منابع
عمویی، حامد؛ ساعی، احمد (1392). تأثیر توسعه سرمایه اجتماعی بر ارتقای انسجام اجتماعی و ملی، فصلنامه علوم سیاسی، 9(24)، صص 7-38.
میرخلیلی، محمود؛ حیدری، مسعود (1399). تحلیل و بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و کاهش بزهکاری (مورد مطالعه: دانشآموزان دو منطقه شهر اصفهان)، فصلنامه مدیریت سرمایه اجتماعی، 7(2)، صص 215-230.