بودجه پژوهشی، شرط تحقق دانشگاه مسئلهمحور
فاطمه عباس آباد - اختصاص بودجه پژوهشی لازم به تحقیقات دانشگاهی خیلی مهم است. سرمایهگذاری مؤثر در پژوهش دانشگاهی یعنی سرمایهگذاری در آینده علمی، اقتصادی و فرهنگی کشور. افزایش بودجه پژوهشی در دانشگاهها، اثر مستقیمی بر رشد کیفی تحقیقات دانشگاهی خواهد داشت. با افزایش بودجه پژوهشی، تجهیزات و زیرساختها در دانشگاهها بهتر میشود. آزمایشگاهها میتوانند ابزارهای مدرنتری تهیه کنند (مثلاً تجهیزات بیوتکنولوژی، نرمافزارهای تحلیل داده، سرورهای پردازشی و …). امکان انجام پروژههای میانرشتهای و سنگینتر فراهم میشود؛ مثلاً همکاری بین مهندسی، پزشکی و علوم داده برای پروژههای نوآورانه.پژوهشگران میتوانند از دست نیاز به بودجههای شخصی یا غیررسمی خلاص شوند و انرژیشان را روی کیفیت علمی بگذارند. وقتی پژوهشگر بداند حقوق و بودجه مناسبی دارد، انگیزهی مهاجرت کاهش پیدا میکند. دانشجویان دکترا و پسادکترا کیفیت کارشان بالاتر میرود چون دغدغه مالی و محدودیت منابع ندارند. در نتیجه، نظام پژوهشی پایدارتری شکل میگیرد که از رشد مداوم باز نمیماند. بودجه کافی، میتوان در کنفرانسها و پروژههای بینالمللی شرکت کرد و دسترسی به اشتراک پایگاههای علمی را گسترش داد. همکاری با دانشگاههای خارجی افزایش یافته و مقالات منتشرشده در مجلات معتبرتر چاپ میشوند. ایران در نقشه جهانی علم، سهم بیشتری از استنادها و نوآوریها خواهد داشت.با پیوند صنعت و دانشگاه، بودجه پژوهشی قوی میتواند بستری برای توسعه شرکتهای دانشبنیان باشد. نتایج تحقیق دانشگاهی سریعتر به محصول صنعتی یا خدمات فناورانه تبدیل میشود. این چرخه باعث رشد اقتصادی و کاهش وابستگی به واردات فناوری میشود.
گفتوگوی دانشگاه انقلاب با محمد درویش، فارغالتحصیل رشته مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران، به بررسی بیشتر نقش بودجههای تحقیقاتی در موفقیت دانشجوی تراز انقلاب اسلامی میپردازد.
در ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید؟
محمد درویش، فارغالتحصیل رشته مهندسی آبخیزداری از دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۶ و هماکنون عضو هیات علمی بازنشسته در مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و رئیس کمیته محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب، با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) گفت: انقلاب اسلامی آمد تا عدالت را برقرار کند، تا توزیع عادلانه ثروت اتفاق بیفتد. ما انقلاب کردیم که در سایه احکام الهی به عدالت برسیم و به دنبال آن به عدالت محیطزیستی برسیم.
در کشوری که بیش از دو دهم درصد تولید ناخالص ملی خود را به حوزه پژوهش اختصاص نمیدهد، چگونه توقع داریم که دانشگاههای این سرزمین در بحث عدالت و آموزش عالی موفق عمل کنند؟ تقریباً هیچ کشوری را در جهان نداریم که این سطح اندک از سهم سرانه تولید ناخالص ملی خودش را به پژوهش اختصاص دهد. در چنین شرایطی ما عملاً خیلی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم مؤسسات پژوهشی و مراکز دانشگاهی ما بتوانند به رسالتهای خودشان عمل کنند.
دستکم نهادهای مسئول در تأمین بودجههای پژوهشی دانشگاه باید سهم سرانه از تولید ناخالص ملی را ۲ تا ۳ درصد، به نزدیک نورم بینالمللی افزایش دهند تا دانشگاهها و مراکز پژوهشی بتوانند به مفهوم واقعی کلمه فضای آموزشی را برای پژوهش آماده کنند. در چنین فضایی، یعنی بحث کمبود بودجههای پژوهشی، نمیتوان از یک دانشجو انتظار داشت که کارایی لازم را داشته باشد و به همین عنوان یک دانشجوی تراز انقلاب اسلامی عمل کند.
سؤال اینجاست که چرا کل بودجه پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دانشگاه آزاد اسلامی ما به اندازه حتی یک دانشگاه ایالت متحده آمریکا از جمله هاروارد نیست؟ چرا چنین است؟ پاسخ به این سؤال راحت است؛ اگر بودجه پژوهشی بیشتری به دانشجویان دانشگاههای کشور اختصاص یابد، مشکل حل است.
۱. با محوریت مفهوم دانشجوی تراز و مسئولیت اجتماعی، آیا میتوان از دانشجویان تراز انقلاب اسلامی توقع داشت که در حل مسائل و معضلات کشور، از جمله آلودگی محیط زیست، آبوهوا، اقتصاد و فرهنگ و غیره، نقش مؤثری ایفا کنند؟
به عنوان یک محقق و کنشگر محیط زیست و کویرشناس ایرانی، با قاطعیت میگویم که دانشجویان تراز حتماً نقش مؤثرتری برای حل بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر عهده دارند. یک دانشجوی تراز باید به برکت سرزمین مادری خود، بیش از سود شخصی خود بنگرد. اگر بودجه پژوهشی کافی به دانشگاههای ما تزریق شود و دانشجوی ما کمتر دغدغه کمبود منابع مالی داشته باشد، توسعه در همه سطوح کشور رخ خواهد داد.
به عنوان مثال، ما توانستهایم در منطقه الگن، سرشاخههای کارون در استان کهگیلویه و بویراحمد، ۲۰۰ هزار نهال جدید بکاریم.
اقدامی مانند کاشت ۲۰۰ هزار نهال در منطقه الگن، آنهم در سرشاخههای رود کارون، واقعاً ارزش زیستمحیطی و اجتماعی بالایی دارد. الگن جزو مناطق حساس از نظر منابع آب و خاک در استان کهگیلویه و بویراحمد است، چون در محدوده آبخیز بالادست کارون قرار دارد. هر درختی که در این منطقه ریشه میدواند، به پایداری خاک و کاهش رسوب در سدهای پاییندست کمک میکند. همچنین باعث افزایش نفوذ آب و تغذیه سفرههای زیرزمینی میشود؛ چیزی حیاتی برای مناطق خشک جنوب کشور.
اثرات اکولوژیکی کاشت ۲۰۰,۰۰۰ نهال
اگر فرض کنیم تراکم معمول هر نهال حدود ۱٫۵ تا ۲ متر فاصله دارد، این کاشت تقریباً ۴۰۰ تا ۵۰۰ هکتار از زمین را پوشش میدهد.
اثرات تقریبی:
۱. جذب سالانه بیش از ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تُن CO₂ از جو
۲. کاهش دمای محلی تا ۲ درجه در فصول گرم
۳. افزایش رطوبت و کمک به بازسازی زیستگاههای طبیعی پرندگان و جانوران منطقه
همچنین، مَجات یک گونه در حال انقراض در منطقه پاقلات از شهرستان رَمَر نیز اتفاقی مهم است؛ بهخصوص اگر گونه مورد اشاره، درخت کُمِد باشد که در زاگرس جنوبی و نواحی خشک ایران رو به انقراض رفته است. کُمِد یکی از گیاهان بومی ایران و زاگرس است که به خشکی و خاک فقیر مقاوم است، ولی به تغییرات اقلیمی و تخریب زیستگاه حساس است.
پاقلات منطقهای گرم و دارای اقلیم نیمهخشک است. این کار توانسته جلوی نابودی یکی از ژنهای گیاهی ارزشمند ایران را بگیرد.
یکی دیگر از کارهای مهم زیستمحیطی که ما توانستیم در منطقه گلمرز در جنوب استان کرمان انجام بدهیم، این بود که توانستیم تعداد وحوش را از ۳۰ به ۲۶۰۰ رأس افزایش دهیم. منطقه جنوب کرمان معمولاً زیستگاه گونههایی مانند قوچ و میش کرمان، کل و بز، جبیر یا آهو ایرانی و گاهی کاراکال و پلنگ ایرانی به عنوان شکارچیان طبیعی است.افزایش جمعیت علفخوارها به سلامت کل زنجیره غذایی کمک میکند و حضور این شکارچیان را تثبیت میکند؛ یعنی اکوسیستم بازسازی شده است. این کار اثرات مثبت زیستمحیطی و اقلیمی به همراه دارد. بازگشت وحوش باعث تعادل پوشش گیاهی و خاک میشود (زیرا چرای کنترلشده جلوی گسترش گیاهان هرز را میگیرد). کود حیوانی و فعالیت آنها در خاک باعث بهبود حاصلخیزی طبیعی میشود. با تقویت اکوسیستم، احتمال جذب گردشگر و درآمد زیستمحیطی منطقه هم بالا میرود.با مجموعهای از سیاستهای حفاظتی مؤثر، اگر این برنامه ادامه یابد، گلمرز میتواند به یکی از قطبهای تنوع زیستی جنوب شرق ایران تبدیل شود.
نمونه دیگری مثال میزنم؛ فرشته عالمشاه نیز توانست در خشکی زایندهرود، یک ماهی به نام «آفانیوس اصفهانی» را از خطر انقراض نجات دهد. این تلاشها نهتنها بر حفظ گونه، بلکه بر سلامت زیستمحیطی منطقه نیز تأکید داشته است.میخواهم بگویم تمام این کارهای زیستمحیطی باارزش را همین جوانان دانشگاهی این منطقه توانستند انجام بدهند. پس این اتفاقات خوشایند نشاندهنده این است که میتوانیم و خواستن، توانستن است. تمام این کارهایی که مثال زدم توسط دانشجویان تراز علمی و تحقیقاتی، فرهنگی و اجتماعی انجام شده است.پس نتیجه میگیریم اگر به دانشجویان بها داده شود و به علم آنها اعتماد کنیم، آنگاه میبینیم که مشکلات زیستمحیطی کشور یکی پس از دیگری مرتفع خواهد شد. آنجا که ما قهرمان را در آیینه دیدیم، منتظر نماندیم که او بیاید و به داد ما برسد، بلکه ما با کمک قشر فرهیخته و فارغالتحصیل دانشگاهی توانستیم اتفاقات خوشایندی را رقم بزنیم.
به نظر من، مهمترین ویژگی یک دانشجوی تراز این است که عمیقاً باور داشته باشد که بین تلاش در جهت تضمین روشنایی منزل و کوچه، باید روشنایی کوچه را اولویت خود قرار دهد و به برکات سرزمینی خود فکر کند؛ به این معنی که دانشجوی تراز، بین تمایلات شخصی و منافع مادی خود، بیشتر به منافع ملی کشورش بها دهد.یک دانشجوی تراز انقلاب اسلامی خود را بدهکار انقلاب میداند، نه طلبکار. یک دانشجوی تراز عاشق سرزمین پدری و مادری خود، یعنی وطنش است و دست از تلاش و کوشش برای توسعه و پیشرفت برنمیدارد.