دانشجوی تراز، پرورشیافته برای توسعه ملی کشور
فاطمه عباس آباد - دکتر مهرداد عربستانی عضو هیئت علمی گروه انسانشناسی دانشگاه تهران، گفت: دانشجوی تراز دانشجویی است که در مسیری قرار داد که برای مشارکت در توسعه ملی، در همه ابعاد، پرورش پیدا کرده باشد، و تلاش کند که خود را برای چنین مشارکتی آماده کند.
مهرداد عربستانی عضو هیئت علمی گروه انسانشناسی دانشگاه تهران در گفتوگو با دانشگاه انقلاب، در پاسخ به این سوال که از نگاه شما بر اساس اسناد بالادستی فرهنگی کشور دانشجوی تراز چه مولفههایی دارد آیا تعریف موجود با واقعیت دانشگاههای امروز همخوانی دارد؟ من از اسناد بالادستی که ذکر کردید اطلاع روشنی ندارم، ولی به طور کلی به نظرم نمیتوان یک تعریف واحد و جامع از اینکه دانشجو دقیقاً چه تیپ اجتماعی است (یا باید باشد) به دست داد. مگر اینکه این تعریف آنقدر حداقلی باشد که بتواند به طور کامل مخرج مشترک «دانشجو بودن» را نشان دهد، که در آن صورت هم این تعریف کاربرد چندانی نخواهد داشت.
عربستانی در پاسخ به این سوال که آیا میتوان از یک الگوی واحد برای دانشجوی تراز سخن گفت یا این مفهوم باید متکثر و بومیشده و در رشتهها و زمینههای مختلف باشد، افزود: پیرو پاسخی که به سوال پیشین دادم، ارائه الگوی واحد و جامعی برای دانشجو بودن را رویکرد متناسبی با واقعیات اجتماعی نمیدانم. توجه کنید که دانشجوها از زمینههای اجتماعی و فرهنگی بسیار متنوعی، به تنوع اقشار، گروهها و سبک زندگیهای موجود در کل کشور، وارد دانشگاه میشوند. به همین ترتیب اهداف، انتظارات و چشماندازهایشان هم با هم متفاوت است. به علاوه تحصیل در رشتههای مختلف نیز اقتضائات متفاوتی دارد. مثلاً در رشتههای کاربری، مثل انواع مهندسی و رشتههای گروه پزشکی، بیشترین انتظار از دانشجو این است که مهارت و تسلط کافی برای ایفای نقشی که قرار است بر عهده بگیرد را به دست آورد. در رشتههای علوم رفتاری و اجتماعی و علوم انسانی، توانایی تحلیل و تبیین توانمندیای است که انتظار میرود که دانشجو به آن دست بیابد.
از طرفی ورود به دانشگاه، به ویژه در مقطع اول تحصیلات عالی، از نظر موقعیت اجتماعی دیگر جزو نوجوانان و دانشآموزان قلمداد نمیشود، و کمکم شروع با توسعه استقلال فردی و اجتماعی میکند و در این فرآیند امور جدیدی را تجربه میکند. طبعاً در این فرآیند، دانشگاه هم محدودیتها و وظایفی را از دانشجو مطالبه میکند و هم امکاناتی برای این توسعه را ایجاد میکند. مثلاً دانشجو ملزم است که به قواعدی که به نظم دانشگاه مرتبط است، مثل حضور در کلاس و مطالعه، پایبند باشد. از طرف دیگر امکاناتی برای این توسعه را هم مهیا میکند، مثل فعالیتهای فوقبرنامه، گروهها و انجمنهای مختلف، و فرصت همنشینی با همسالانی با پیشینههای متفاوت که شروع تجربه جامعه کلی است. این است که دوران دانشجویی دورانی سازنده است، به این معنا که تاثیر زیادی در شکلگیری هویت فرد و آینده او دارد.
عضو گروه انسانشناسی دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال که آیا دانشگاههای ما در پرورش نیروی انسانی هدفمند و متفکر موفق عمل کردهاند فاصله آنچه در اسناد بالادستی ترسیم شده آیا با واقعیت همخوانی دارد، تصریح کرد: نمیتوان به طور کلی گفت که دانشگاه ما در اهدافش به طور کامل موفق یا ناموفق بوده است. این موفقیت اصولاً امری نسبی است و باید دید از چه لحاظ موفق یا ناکام بوده است. البته دانشگاههای مختلف هم کمابیش نتایج متفاوتی به دست دادهاند. شاید یکی از عدم توفیقات نسبی دانشگاههای ما، تولید فارغالتحصیلانی بوده که جایگاه مشخصی از نظر اشتغال و بهرهگیری از آموختههایشان در جامعه نمییابند. به بیان دقیقتر، جایگاه مناسبی برای مشارکت در توسعه ملی و همینطور توسعه و ارتقای فردی نمییابند. امروزه غالب دانشجویان، به خصوص در برخی رشتهها، نگران آینده پس از فارغالتحصیلی هستند. در برخی موارد هم استانداردهای آموزشی در دانشگاهها انتظارات برخی دانشجویان را برآورده نمیکند. این امر ضرورت بازنگری مدام در نظام دانشگاهی، در اموری همچون پذیرش دانشجو یا کیفیت آموزش و خدمات جنبی، را برجسته میکند.
این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سوال که آیا مفهوم دانشجوی تراز یک چارچوب ثابت دارد و یا با تغییر زمان و نیاز جامعه تغییر میکند، بیان کرد: به دلیل ماهیت دانشگاه و تحصیلات عالی که لازم است با آزادی آکادمیک (در دروس، تحقیقات و بیان یافتهها) همراه باشد، خروجی این مسیر تبعاً نمیتواند منجر به انسانهای کاملاً یکسانی شود. ولی شاید بتوان گفت که حداقل تعریف از دانشجوی تراز دانشجویی است که در مسیری قرار داد که برای مشارکت در توسعه ملی، در همه ابعاد، پرورش پیدا کرده باشد، و تلاش کند که خود را برای چنین مشارکتی آماده کند.
عربستانی در پاسخ به این سوال که مهمترین شاخصه یک دانشجوی تراز چیست آیا دانشگاهها توانستهاند علوم انسانی متناسب با گفتمان انقلاب اسلامی تولید کنند، خاطرنشان کرد: یکی از مؤلفههای مهم گفتمان انقلاب اسلامی، توسعه و گسترش رفاه و فرصت کافی برای توسعه فردی (بر اساس قانون اساسی) بوده است. این گفتمان و تحقق آن با فراز و فرودهایی همراه بوده است، که دانشگاهها هم متناسباً از آن تاثیر گرفتهاند. به عبارتی دانشگاههای ایرانی را نمیتوان جدای از گفتمان کلی حاکم بر جامعه تصور آورد. رشتههای علوم انسانی هم به تناسب به این فراز و فرودها پاسخ دادهاند. به دلیل ماهیت تاملی و تحلیلی علوم انسانی و تشویق به فکرورزی در حوزه آکادمیک، طبیعی است که در این حوزه با تنوع آراء مواجه باشیم، تنوعی که میتوان در نگاهی کلی همه آنها را پاسخی به تغییرات اجتماعی و سؤالاتی دانست که به همراه میآورند.