ضرورت مأموریتگرا شدن دانشگاههای تراز در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی
فاطمه عباس آباد - سید محمد رضا خلیلی با بیان اینکه دانشگاه تراز و دانشجوی تراز انقلاب اسلامی، باید در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی گام بردارد، گفت: اگر بخواهم مأموریت اصلی را در یک جمله بیان کنم آن این است که دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، نهادی انسانساز است که با تربیت استاد و دانشجوی مؤمن، خلاق و عدالتخواه، در تولید علم بومی و حل مسائل امت اسلامی نقشآفرینی کرده و در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی گام برمیدارد.
سید محمد رضا خلیلی معاون پژوهش و فناوری دانشگاه جامع علمی و کاربردی در گفتوگو با دانشگاه انقلاب، گفت: مسئله دانشگاه تراز، دانشجوی تراز، استاد تراز انقلاب اسلامی بسیار مهم است. این مسئله به «فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی» و مأموریت تمدنی دانشگاهها در نظام مقدس جمهوری اسلامی مربوط میشود. سؤال دقیقتر این است که دانشگاهِ تراز انقلاب اسلامی دقیقاً چه مأموریتی باید داشته باشد. مأموریت دانشگاهِ تراز انقلاب اسلامی، تربیت نیروی انسانِ مؤمنِ کارآمد، و تمدنساز است. دانشگاهها باید مأموریت خود را از هدف غایی انقلاب اسلامی بگیرند، مثلاً در تحقق تمدن نوین اسلامی و زمینهسازی ظهور انسان کامل جامعه مهدوی، مأموریت دانشگاه چنین تعریف میشود، تربیت انسانهایی مؤمن، اندیشمند، خلاق و مسئول که بتوانند جامعه را در مسیر تحقق تمدن اسلامی پیش ببرد. اگر دانشگاه، بخواهد دانشجوی تراز تربیت کند ابتدا باید به خود نگاه کند که آیا دانشگاه تراز انقلاب اسلامی هست یا خیر، بهطور مثال اگر مشکلاتی در کشور وجود داشته باشد، مسئولان کشور ابتدا باید آن معضل را با دانشگاههای سراسر کشور در میان بگذارد یعنی به دانشگاهها مأموریت مشخص با اهداف تعریفشده بدهد فلان معضل را چگونه باید حل کرد یعنی دانشگاهها را مأموریتگرا کند برای حل مشکلات، منظور این است که صرفاً نباید به دانشگاههای برتر اکتفا کنند بلکه از همه دانشگاههای سراسر کشور کمک بخواهند سپس بنشینند و با بررسیهای دقیق ببینند کدام دانشگاه راهحل بهتری را ارائه داده است همان راهحل را برای حل معضلات کشور بهکار ببندند. یک مثال ملموستر بزنم مثلاً در مورد حل بحران دریاچه ارومیه، ابتدا مأموریت این معضل را به دانشگاههای این شهر بدهند، سپس اگر دانشجویان این دانشگاه نتوانستند موضوع را حل کنند از سایر دانشگاهها نیز کمک بگیرند. اینطور نباشد که حل مشکل دریاچه ارومیه را فقط به دانشگاه شریف و چند دانشگاه درجه یک مثلاً در تهران بسپارند بلکه باید همه دانشگاهها مأموریتگرا شوند و دستبهدست هم دهند تا مشکلات کشور از میان برداشته شود.
دولت باید سیاستگذاری کند که دانشگاهها مأموریتمحور شوند بهخصوص در زمینه استفاده از توانمندی دانشگاههای تراز، ابتدا باید مسئولان کشور پشتوانهای را مانند تأمین بودجه و تجهیزات و امکانات لازم برای دانشجویان فراهم کنند تا آنها بتوانند با مواد و متریال لازم معضل کشور را حل کنند و هدف مأموریتی خود را بهثمر برسانند. اگر دولت، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سایر ارگانهای موجود در زمینه شکوفایی دانشگاههای تراز برنامهریزی نکنند و برای حل معضلات به دانشگاههای سراسر کشور مأموریتی ندهند قطعاً در حل مشکلات کشور دچار ناامیدی خواهیم شد بهجرأت میتوانم بگویم که ما هرگز به اهداف اسناد بالادستی در مورد ایجاد دانشگاههای تراز، دانشجوی تراز، دست پیدا نخواهیم کرد و به اهداف خود نخواهیم رسید. چون دانشگاه مأموریتش چیز دیگری است دانشگاه یک وظیفه فراجامعهای دارد یعنی من اگر یک دانشگاه در رشته علوم مهندسی و صنعتی هستم یا یک دانشگاه هنر و معماری هستم و یا دانشگاه فرهنگیان هستم هر کدام از این دانشگاهها در حوزه کاری خودشان میتوانند در زمینههای مختلف کار کنند ولی اگر دانشگاهی بخواهد زمینه خاصی کار کند مثلاً شورای انقلاب فرهنگی و یا مجموعههای خیلی ویژه بگویند ما در فلان موضوع در پنج سال آینده در پنج یا ۱۰ حوزه باید کشور را به فلان هدف و چشمانداز برسانیم، این مأموریت را تنها به دانشگاههای خاص ندهد، بلکه به همه دانشگاههای سراسر کشور ابلاغ کند تا دانشجویی که در منطقه محروم یا دورافتادهای است اما فکر ناب و خارقالعادهای در حل مسائل کشور دارد اظهار نظر کند و نادیده گرفته نشود. مسئولان باید به همه دانشگاههای سراسر کشور مأموریت را ابلاغ کنند تا ببینند کدام دانشگاه بهتر و مؤثرتر در حل موضوع کار کرده است. آنگاه میتوانیم از دیدگاه همه دانشجویان تراز، دانشگاههای تراز اساتید تراز انقلاب اسلامی استفاده و بهره ببریم.
خلیلی در ادامه گفت: دانشگاهها مأموریتهای اصلی زیادی در بحث تراز شدن دارند. مثلاً در سطح فرهنگی و تربیتی مأموریت تبدیل شدن به «کارگاه انسانسازی»، نه صرفاً «مرکز آموزش مهارت» را دارند. در تربیت شخصیتهایی با هویت ایمانی، بینش توحیدی، و روحیه جهادی، احیای پیوند علم و ایمان؛ یعنی علم در خدمت عدالت، معنویت و خدمت به خلق. در سطح علمی و پژوهشی تولید علم بومی و اسلامی؛ یعنی علمی که از جهانبینی اسلامی شروع شود، نه از مدلهای صرفاً غربی دانشگاهها میتوانند مأموریت خود را به نحو احسن ایفا کنند. مأموریت دیگر دانشگاهها میتواند پاسخدادن به نیازهای واقعی جامعه اسلامی و انقلاب؛ مثل خودکفایی، عدالت اجتماعی، سلامت معنوی و پیشرفت مستقل باشد و یا تبدیل شدن پژوهش به اهرمی برای حل مسائل کشور، نه برای رقابتهای صرفاً آکادمیک باشد. مثلاً در سطح مدیریتی و ساختاری ساختار دانشگاه باید خادم آرمان انقلاب باشد، نه بیطرف یا صرفاً اداری. در نظام گزینش استاد، برنامهریزی آموزشی، رشتهها و ارزیابیها باید ارزشمحور و تمدنمحور طراحی شوند. در سطح ارتباط با جامعه مأموریت دانشگاه میتواند قلب تپنده تحولات جامعه اسلامی باشد؛ یعنی پلی میان مردم، صنعت، دولت و حوزه باشد نه منزوی و صرفاً نظری. مأموریت دیگر میتواند تبدیل شدن دانشجو و استاد به کنشگران اجتماعی با حس مسئولیت تمدنی باشد.
معاون پژوهش و فناوری دانشگاه جامع علمی کاربردی درباره ویژگیهای انسان تراز انقلاب اسلامی که باید به او مأموریت داده شود، اظهار کرد: در ایجاد دانشگاه تراز، استاد تراز و یا دانشجوی تراز انقلاب اسلامی ابتدا باید مأموریت دانشگاه روشن و شفاف باشد. اینکه دانشگاه میخواهد چه انسانی را با چه هدفی تربیت کند باید ابعاد ویژگی انسان تراز انقلاب اسلامی را مشخص کند:
۱. ایمانی: ایمان عمیق، بصیرت دینی، ولایتمداری
۲. علمی: تخصص و توانایی تحلیل مسائل کلان امت اسلامی
۳. خلاقی: روحیه خدمت، تواضع، مسئولیتپذیری
۴. اجتماعی: مردمدار، عدالتخواه، جهادی
۵. تمدنی: آیندهنگر، خلاق، اهل راهبرد و نوآوری
اگر بخواهم مأموریت اصلی را در یک جمله بیان کنم آن این است که دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، نهادی انسانساز است که با تربیت استاد و دانشجوی مؤمن، خلاق و عدالتخواه، در تولید علم بومی و حل مسائل امت اسلامی نقشآفرینی کرده و در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی گام برمیدارد. خلیلی در ترسیم اهداف عملیاتی دانشگاه تراز انقلاب اسلامی تصریح کرد: اگر دانشگاه مأمور تربیت دانشجوی تراز انقلاب اسلامی باشد، دولت در مقام «راهبری تمدنی» باید نقش و مسئولیت دقیق و فعال در این فرآیند ایفا کند نه صرفاً نقش اداری یا بودجهای.
۱. سطح راهبردی و سیاستگذاری کلان
دولت باید: مأموریت تمدنی دانشگاهها را روشن و الزامآور تعریف کند. یعنی در اسناد بالادستی (مانند نقشه جامع علمی کشور، سند دانشگاه اسلامی، و برنامههای توسعه)، هدف تربیت دانشجوی مؤمن و انقلابی را بهعنوان «بند اصلی مأموریت دانشگاهها» درج کند. نقشه نظام آموزش عالی را بر محور انسانسازی تنظیم کند، نه صرفاً اشتغالمحوری یا رشد کمیِ مدرک و مقاله. دولت باید از دانشگاه بپرسد: «تو قرار است چه انسانی بسازی؟» و پاسخ را جهتگیری سیاستها، بودجهها، و ارزیابیها قرار دهد.
اختصاص بودجه ویژه برای برنامههای تربیت دانشجوی تراز (کارهای فرهنگی، تربیتی، اردوهای تمدنی، پروژههای جهادی، مراکز رشد معنوی و فکری).
حمایت از دانشگاههایی که در تربیت انسان مؤمن و انقلابی موفقترند؛ یعنی پاداشدهی به مأموریتگرایی نه فقط به شاخصهای ظاهری مثل تعداد مقاله.
ایجاد سازوکارهای نظارتی و تشویقی برای دانشگاههایی که در جهت آرمان انقلاب حرکت میکنند (مثلاً نشان دانشگاه تمدنساز).
ایجاد گفتمان کلان تربیت دانشجوی تراز در سطح کشور و رسانهها. دولت باید با وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، نهاد نمایندگی رهبری و نهادهای فرهنگی همکاری کند تا دانشگاهها در فضای ایمانی و معنوی رشد کنند. حمایت از حرکتهای خودجوش دانشجویی مؤمن و دغدغهمند (مثل گروههای علمی جهادی، جشنوارههای قرآنی، یا جنبشهای علمی عدالتمحور). مراقبت از اینکه فرهنگ غربزده یا سکولار در محیطهای دانشگاهی دست بالا پیدا نکند، زیرا آن فرهنگ ضد مأموریت تمدنی است. دانشگاه باید در بطن جامعه اسلامی عمل کند، نه مانند «جزیرهای علمی جدا از آرمان مردم و دین» اگر بخواهم مأموریت دولت برای ایجاد دانشگاههای تراز در چند جمله بیان کنم، این است که دولت وظیفه دارد مأموریت دانشگاهها را از سطح تربیت نیروی کار به سطح تربیت انسانِ مؤمنِ تمدنساز ارتقا دهد؛ و برای تحقق این مأموریت، باید سیاستگذاری، حمایت مالی، برنامهریزی فرهنگی، و نظام ارزیابی ارزشمحور را در آموزش عالی مستقر سازد. برای اینکه مأموریت تبدیل دانشگاه به کانون تربیت «دانشجوی تراز انقلاب اسلامی» به یک برنامه عملیاتی تبدیل شود، دولت باید یک سند راهبردی چندلایه را به اجرا درآورد.