علمِ بیجهت، دانشگاهِ بیثمر؛ بازخوانی مفهوم دانشجوی تراز
فاطمه عباس آباد - پروفسور معرفت سیاه کوهیان، عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی، با بیان اینکه یک دانشجو تنها زمانی میتواند تراز باشد که بداند علم او، بخشی از بندگی اوست، گفت: یکی از ویژگیهای دانشجوی تراز این است که به حقیقتِ علم که نشانهای از خداوند است، ایمان بیاورد و درک فلسفی از انسان و جامعه بر اساس جهانبینی اسلامی داشته باشد. او باید توانایی تحلیل تحولات اجتماعی بر پایه سنت الهی، نه صرف دادههای غربی را داشته باشد.دانشجوی انقلابی بیشتر به دنبال وحدت میان علم و ایمان است.
پروفسور معرفت سیاهکوهیان عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی و پژوهشگر مطالعات کاربردی تندرستی در فیزیولوژی ورزشی، در گفتگو با دانشگاه انقلاب به شکاف میان دانشگاه و جامعه اشاره کرد و گفت: در بسیاری از دانشگاهها، علم بهصورت مجرد، نظری و آزمونمحور آموزش داده میشود. دانشجو یاد میگیرد که چگونه پاسخ درست را در امتحان بنویسد، و یاد نمی گیرد که چگونه مشکل واقعی شهر و یا کشورش را حل کند. پروژههای دانشجویی معمولاً ارتباطی با نیازهای واقعی جامعه ندارند. پایاننامهها و مقالات، بیشتر بهدنبال امتیاز علمیاند تا تأثیر میدانی و صنعت و جامعه و از پژوهش دانشگاهی جدا هستند.دانشگاه در خلأ رشد میکند و جامعه در درد و این یک نوع ضعف در نظام سیاستگذاری و پیوند صنعت و علم است. در واقع ساختارهای کشور هنوز بهطور کامل نتوانستهاند ارزش علم در میدان عمل را تثبیت کنند. در بسیاری از موارد تصمیمگیران به خروجی علمی دانشگاه اعتماد یا دسترسی ندارند. مسیر انتقال ایده به محصول ضعیف است. پژوهشگر انگیزه اقتصادی و نهادی کافی برای ورود به مسائل واقعی ندارد. کشورهایی مثل آلمان با مدل Fraunhofer یا کره با پارکهای علم و فناوری دولتی–خصوصی توانستهاند این پیوند را واقعی کنند، چون «مسئله جامعه» مستقیماً به «پروژه دانشگاه» تبدیل میشود. در دانشگاه های ما میان علم و هویت فاصله وجود دارد و بخش مهمی از بحران، جهتنداشتنِ علم در دانشگاه های ما است. ما علم را میخوانیم، اما نمیدانیم برای چه و برای که. وقتی دانشجو احساس کند علم او برای مردم معنایی ندارد، در بهترین حالت متخصصی میشود که میخواهد «مهاجرت کند تا خودش را نجات دهد»، نه جامعهاش را؛ اما در مکتب شهدای علمی، علم جهت دارد و جهت آن خدمت، عدالت و عزت ملی است. بسیاری از دانشجویان مهارت گفتوگو با جامعه، نهاد و صنعت را ندارند یعنی یاد نگرفتهاند چگونه مسئله را تعریف کرده و پاسخ بدهند. در حالی که دانشگاههای مؤثر در جهان، از سال اول دانشجو را در پروژههای بینرشتهای، میدانی و واقعی درگیر میکنند. وقتی دانشجو میبیند خلاقیت، زحمت، یا ایدهاش در نظام اقتصادی یا اداری کشور تبدیل به فرصت نمیشود، بهمرور از «کنشگر» به «منتقد منفعل» تبدیل میشود. نبود فرهنگ «مسئولیتپذیری علمی» هم معضلی است.بسیاری از دانشجویان توانمندند، اما هنوز به خودباوری و مسئولیت اجتماعی نرسیدهاند. در مکتب انقلاب اسلامی، علم بدون مسئولیت، ناتمام است. دانشجو باید بداند علم، امانتی است برای اصلاح جامعه، نه صرفاً پیشرفت فردی یا مهاجرت.
یکی از راهکارها باز طراحی آموزش است. یعنی هر رشته باید از ترم اول، پروژههای واقعی درگیر با جامعه داشته باشد. دومین راهکار این است که پیوندی با نهادهای محلی مانند شهرداریها، وزارتخانهها، و NGOها به عنوان سفارشدهندگان علم برقرار شود.سومین راهکار این است که مراکز حل مسئله میانرشتهای ایجاد شود. جایی که دانشجوی معماری، فیزیک، اقتصاد و جامعهشناسی کنار هم «یک مسئله ملی» را حل کنند. در دانشجوی تراز انقلاب اسلامی سه محور هویت، مسئولیت و نوآوری زنده است. با الگوسازی از شهدا و مفاخر علمی در محیط دانشگاه میتوان دانشجویان را در مسیر و هدفی فراتر از نمره و شغل هدایت کرد.
پروفسور معرفت سیاه کوهیان عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی در پاسخ به این سوال که بر اساس اسناد بالادستی یک دانشجوی تراز انقلاب اسلامی چگونه دانشجویی است و چه ویژگیهایی دارد، گفت:دانشجوی تراز باید مدافع انسانهای رنجیده و فقیر جامعه خود باشد و هویت دانشجو باید بر پایه «ایمان عقلانی و انسانشناسی توحیدی» بنا شود. دانشجو تنها زمانی میتواند تراز باشد که بداند «علم او، بخشی از بندگی اوست.» یکی از ویژگیهای دانشجوی تراز این است که به حقیقتِ علم که نشانهای از خداوند است، ایمان بیاورد و درک فلسفی از انسان و جامعه بر اساس جهانبینی اسلامی داشته باشد. او باید توانایی تحلیل تحولات اجتماعی بر پایه سنت الهی، نه صرف دادههای غربی را داشته باشد.دانشجوی انقلابی بیشتر به دنبال وحدت میان علم و ایمان است. یکی از محورهای کلیدی در اندیشه او «علمِ مسئول» است.یعنی علم، اگر خدمت نکند، خیانت میکند
.دانشجوی تراز انقلاب باید درد مردم را بشناسد و نسبت به آن حساس باشد؛ نسبت به فقر، فساد، و بیعدالتی بیتفاوت نماند و علم خود را برای رفع محرومیت، اصلاح نظام، و خدمت عمومی بهکار گیرد. «علم خالص، علمی است که از آلودگی بیمسئولیتی پاک شود.»دانشجوی متعهد آیندهساز تمدن نوین اسلامی است، نه مصرفکننده تمدن غربی، یعنی بایددارای روحیه جستوجوگر و مسئلهحلکن باشد و به خودباوری علمی برسد (ما میتوانیم راه بومی پیشرفت را بسازیم). یک دانشجوی تراز باید تفکر راهبردی و تمدنی داشته باشد، بفهمد هر تخصص او در نقشه کلان ایران اسلامی چه نقشی دارد. «دانشجو باید از زندگی روزمره به افق تمدن بنگرد، از مسئله کوچک به مأموریت بزرگ.» تربیت دانشجوی تراز انقلاب از درون فرد آغاز میشود بدون اصلاح نفس و تقوا، هیچ علم و آرمانی پایدار نیست.نظم، اخلاق، احترام، و خودکنترلی. مجاهدت علمی؛ یعنی کار عمیق، نه سطحی. سادهزیستی و پرهیز از تجمل و شهرتطلبی. روحیه نقدپذیری و صداقت علمی اینها همه ویژگیهای دانشجوی تراز انقلاب اسلامی است.دانشجویی که خود را تربیت نکرده، نمیتواند جامعهای را تربیت کند. دانشجوی تراز با بینش انقلابی و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی یک مؤمنِ بصیر است یعنی هم وفادار به آرمانهای انقلاب است، و هم قدرت تحلیل جریانهای انحرافی را دارد. یک دانشجوی تراز با حفظ روحیه امید و مقاومت در برابر جنگ شناختی و ناامیدی مقاومت میکند. در حال حاضر دشمنان سعی میکنند در بین دانشجویان ما بذر ناامیدی را بکارند و برای ناامیدی تبلیغات گستردهای به راه انداختند. دانشجویی که امید ندارد به طبع انگیزه نیز برای حل معضلات کشور نخواهد داشت.دانشجوی تراز انقلاب اسلامی کسی است که میان عقل و عشق، علم و ایمان، و تخصص و تعهد پلی برقرار کرده است. او نه فقط شاگرد، بلکه سربازِ تمدن اسلامی است.
سیاه کوهیان در پاسخ به این سوال که آیا دانشگاههای ما توانستهاند در زمینه تربیت نیروی انسانی هدفمند و متناسب با بازار کسب و کار دانشجوی تراز تربیت کرده و به جامعه تحویل دهند، تصریح کرد: دانشگاههای کشور خیلی کم توانستهاند در زمینه تربیت نیروی انسانی متناسب با بازار کسب و کار موفق عمل کنند. چرا این را میگویم به دلیل اینکه بنده بعد از ۳۰ سال تجربه در حوزه علم فقط در کلاس درس استاد هستم. بنده در حال حاضر استاد نوشتن و حرف زدن در کلاس درس هستم. یعنی ما هنوز نتوانسته ایم ارتباطی عمیق میان صنعت و دانشگاه برقرار کنیم. اگر میخواهیم دانشجویی تربیت کنیم که نسل پنجم دانشگاه، یعنی دانشگاه محور را عملیاتی کند باید ابتدا استاد خودش را مسلط به ابزار دانش و فناوری، اخلاق و دانش کاربردی کند و بعد به دانشجو انتقال دهد. در حال حاضر اساتید دانشگاه درگیر بحث مادی و معیشتی زندگی خود هستند و شاید کمتر به بحث تربیت دانشجوی تراز دانشجویان خود توجه داشته باشند. اساتید دانشگاه باید علم و دانش و فناوری به روز را که به دانشجویان خود آموزش میدهند را از چهارچوب دانشگاه خارج کرده و به بطن جامعه بیاورند. تا زمانی که پژوهشها و تحقیقات ارزنده دانشجویان و اساتید در دانشگاه ها خاک میخورد نمیتوان گفت که دانشگاههای امروز در تربیت نیروی انسانی هدفمند و متناسب با بازار کسب و کار موفق عمل کردهاند،زیرا طبق آمارها مقالات و پژوهشهای کاربردی بی شماری در دانشگاهها وجود دارد که در حل مسائل و معضلات کشور از آنها استفاده نمیشود، تا وقتی که اساتید درگیر معیشت خود هستند و دانشجو درگیر اشتغال و کار خود است نمیتوان گفت که دانشگاهها در حل مسائل کشور موفق عمل کردند. در حال حاضر طبق آمارهای موجود نرخ بیکاری دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاهی بیش از بیکاران عادی جامعه است و وقتی چنین آماری وجود دارد نمیتوان گفت که دانشگاه توانسته است در تربیت نیروی انسانی هدفمند و متناسب با بازار کار کشور موفق عمل کند.
سوال اصلی این است که چرا یک دانشجو و یک استادی که در دانشگاه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران درس خوانده است، نمیتواند شغل مناسبی برای خود پیدا کند و یا اینکه مشکلاتی از جامعه را حل کند. با یک بررسی و برنامهریزی میتوان ارتباط بین صنعت و دانشگاه را برقرار کرد. یک دانشجوی تراز دلش میخواهد مشکلات و معضلات جامعه کشور خود را به واسطه دانشی که دارد حل و فصل کند اما مشکل اینجاست که ما به دانشجو میدان نمیدهیم، به دانشجویان اعتماد و ایمان نداریم سوال دیگر این است که چرا برخی از مسئولان ما نمیخواهند دانشجویی که در این مرز و بوم درس خوانده است معضلات جامعه را حل کند لذا دانشجو از داخل کشور ناامید شده و به فکر مهاجرت نمیافتد.این پرسش، یکی از مهمترین و دردناکترین پرسشهایی است که هر اندیشمند و دانشجوی متعهد باید با آن روبهرو شود و پاسخ آن، فقط در یک عامل خلاصه نمیشود. بلکه ترکیبی از ساختارها، فرهنگ، آموزش، و نگاه
به علم است که تعیین میکند آیا یک دانشجو میتواند وارد میدان حل مسائل واقعی جامعه شود یا نه.یک دانشجوی ایرانی با وجود استعداد و انگیزه در عمل کمتر میتواند معضلات جامعه خودش را حل کند.
این محقق برتر کشورمان در پاسخ به این سوال که یک استاد چگونه میتواند«دانشجوی تراز انقلاب اسلامی» تربیت کند، گفت: این سؤال قلبِ تحول آموزش عالی در گام دوم انقلاب را نشانه میرود. این پرسش از استاد چیزی فراتر از «معلم بودن» میطلبد یعنی تبدیل شدن به مربی تربیتی در نظام معرفتی انقلاب اسلامی.در نظامهای متعارف آموزشی، استاد فقط منتقلکننده دانش است اما در نظام اسلامی ـ انقلابی، استاد منتقلکننده بینش، تعهد، و معنای علم است.یعنی وظیفه او صرفاً «پرورش متخصص» نیست، بلکه پرورش انسانِ مؤمن، متفکر، و خدمتمحور است.شهیدان علمی مانند شهید فخریزاده و شهید شهریاری نمونههایی بودند که نشان دادند یک استاد میتواند نه فقط درس بدهد، بلکه جان ببخشد، به دانشجو جهت، امید، و مأموریت بدهد.
محورهای پنجگانه تربیت دانشجوی تراز انقلاب اسلامی:
۱.استاد باید قبل از انتقال محتوا، در کلاس فضای معنا ایجاد کند.علم باید در نسبت با خدا، انسان، و جامعه فهم شود. آغاز هر درس با بیان جهت الهی آن علم (مثلاً در فیزیک: درک نظم آفرینش). استفاده از نمونههای بومی و اسلامی در مثالهای علمی. گفتگو درباره اخلاق علم، و مسئولیت در برابر حقیقت و مردم.استادِ تراز انقلاب اسلامی کسی است که علم را از «بیجهتی» به «خدمتالهی» برمیگرداند.
دانشجو باید بفهمد علم واقعی، برای حل درد مردم است.
روشهایی که استاد باید در کلاس درس در تربیت دانشجوی تراز به کار گیرد:
۱.طرح پروژههای واقعی جامعه در کلاس درس.
۲. تشویق به تحقیقات مسئلهمحور (مثلاً اصلاح مسکن محرومان، بهبود کیفیت منابع آب، توسعه انرژی پاک ایرانی).
۳.دعوت از نهادهای مردمی یا مسئولان محلی برای تعامل با دانشجویان.
۴. تبیین اینکه علم ابزار عدالت است، نه امتیاز طبقاتی.
۵.آرمانخواهی و خودباوری: یکی از کارکردهای استاد، بازگرداندن ایمان به تواناییهای ایرانی است.
۶. معرفی نمونههای موفق دانشمندان ایرانی در جهان و انقلاب اسلامی.
۷.نقد نگاه غربزده به علم و تقویت اعتماد به مسیر بومی پیشرفت.
۸. ایجاد حس «ما میتوانیم» بهصورت تجربی در پروژهها.
۹.ارتباط دادن تخصص دانشجو با آرمانها و نیازهای راهبردی کشور.
۹. تشویق دانشجویان به ارائه راهحل برای بحرانهای واقعی کشور.
۱۰.برگزاری کارگاههای تفکر نقاد و خلاقیت اسلامی.
مخترع نرمافزار تمرینات قلبی تنفسی دانشگاه محقق اردبیلی در ادامه خاطرنشان کرد: دانشجوی تراز انقلاب، باید خلاق، مسئلهحلکن، و آیندهسازباشد. شاید از همه بالاتر، شخصیت استاد خود مکتب تربیتی است. دانشجویان بیش از آنکه حرف استاد را یاد بگیرند، رفتار او را میآموزند.صداقت علمی، سادهزیستی، احترام، تعهد، وقتشناسی، و مهربانی. مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و جهادی. برقراری ارتباط انسانی با دانشجو، نه صرفاً آکادمیک. پاسخ به شبهات فکری و اعتقادی با منطق و آرامش همه از ویژگی اساتید در تربیت نیروی انسانی هدفمند است. استاد باید مظهر «علمِ در خدمت اخلاق و مردم» باشد یعنی همان الگویی که شهیدان علمی بهجا گذاشتند.
یک استاد در جامعه اسلامی اگر بخواهد دانشجوی تراز انقلاب اسلامی تربیت کند، باید:
1. به علم معنا دهد، نه فقط اطلاعات. 2. علم را با مردم و جامعه پیوند دهد. 3. امید و خودباوری را در جان دانشجویان زنده کند. 4. الگوی اخلاق عملی و کرامت انسانی باشد.
سرپرست سابق دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی با بیان اینکه پژوهشهای بنیادین مهم هستند، خاطرنشان کرد: پژوهشهای بنیادین از این نظر مهم هستند زیرا بستر مناسب را برای حل معضلات کشور فراهم میکنند اما مشکلات جوانان و جامعه مهمترین موضوعات جامعه امروز دانشگاهی ماست. ما باید بتوانیم نسلی را تربیت کنیم که دلسوز جامعه باشد و بعد از فارغ التحصیلی بتواند از دانش کاربردی خود در جهت حل مشکلات کشور استفاده کند. من به عنوان یک استان تا زمانی که جان در بدن دارم برای اعتلای جامعه و کشورم دست از تلاش بر نخواهم داشت و این روحیه را به دانشجویانم نیز انتقال میدهم. امروز هم که در هفته پژوهش در نمایشگاه پژوهش و فناوری حضور دارم یک تحقیق یک محصول دانش بنیان با ،trl9 یعنی بالاترین تکنولوژی را در دنیا دارد آمدم محصول دانش بنیان خود را تبلیغ میکنم و به همه اطلاع رسانی میکنم که ما با تلفیق دانش و فناوری به روز دنیا میتوانیم دردی از جامعه را دوا کنیم. ما جوانان توانمند بسیاری در کشور داریم که احتیاج به حمایت دارند. دانشگاههای ما یک مرکز بسیار مهم برای حل معضلات کشور هستند. جوانان و دانشجویان تراز انقلاب اسلامی بسیار شایسته و لایق هستند که بتوانند
قلههای علوم مختلف را در جهان فتح کنند و نام ایران را سرافراز و سربلند سازند.
در حال حاضر بنده مدرس دانشگاه برای دانشجویان مقطع فوق لیسانس دکترای و فوق دکترای هستم و باید بگویم دانشجویانی که به آنها درس میدهم برای کشور بسیار دلسوز هستند و دوست دارند در بطن جامعه مشکلات را حل نمایند. اساتید نیز باید وسی را تدریس نمایند که کاربردی و به درد جامعه بخورد نه اینکه دانشجو چند صباحی را در دانشگاه بگذراند و درسهایی را بخواند که به درد جامعه و خودش نمیخورد.
پروفسور سیاه کوهیان به نرمافزار تمرینات قلبی تنفسی که از سوی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی ابداع شده است اشاره کرد و افزود: این نرم افزار با همکاری یک تیم ۷ نفره از دانشجویان حوزه هوش مصنوعی ، ریاضی کاربردی و مولتی مدیا ساخته شد.
این نرمافزار یک محصول دانش بنیان است که قابلیت کار قلب و تنفس در شرایط مختلف را برای مرد و زن در سنین مختلف مشخص کرده و رتبههایی از ضعیف تا عالی را نشان میدهد و بر اساس خروجی آن باید تمرینات ویژهای را برای ارتقای توان قلبی تنفسی در نظر گرفت.آمادگی جسمانی دارای دو بخش است که با فعالیت ورزشی و سلامت جامعه مرتبط است، ارائه برنامه برای یک ورزشکار با ارائه برنامه برای یک فرد دارای کبد چرب، متفاوت است و این نرمافزار میتواند به تناسب شرایط کلی فرد، برنامهای مفید ارائه کند.فعالیت کمتر از ۲۱ دقیقه در روز، سوخت و ساز بدن برای کاهش چربی را فراهم نمیکند و افزایش وزن ادامه مییابد و تحرک جسمانی کافی برای تداوم تندرسی لازم است. این پروژه از ۳۰ سال قبل در دوره کارشناسی ارشد زمانی که بنده دانشجو بودم در ذهنم کلید خورد. این محصول از مرتبه مقاله خارج شده و به صورت کاربردی در اختیار جامعه قرار گرفته شده است. این نرمافزار بر اساس ویژگیهای فیزیولوژیکی اقشار مختلف نند ورزشکاران غیر ورزشکاران جوانان بزرگسالان افراد بیمار و غیره برنامه تمرینی مربوط به آمادگی قلبی تنفسی است به گونهای که بیشترین و بالاترین دستاوردهای قلبی تنفسی به دست آید در واقع با استفاده از این دستاورد علمی مشکل مربوط به برنامهریزی و تنظیم شدت تمرین و یافتن شدت بهینه تمرینات قلبی تنفسی حل شده است.
با توجه به آمار های موجود سالانه بیش از ۸۳ هزار نفر از هموطنان ما بر اثر بیماریهای قلبی و عروقی جان خودشان را از دست میدهند. یکی از انگیزههای من برای ابداع نرمافزار این بود که رشد و توسعه زندگی شهری و دستاوردهای تکنولوژیکی موجب شده است سلامت اقشار مختلف جامعه به ویژه افراد کم تحرک و کسانی که دچار فقر حرکتی هستند روز به روز بیشتر تهدید شود. فعالیتهای بدنی از مهمترین این معضلات و تغییرات است که عامل اصلی در افزایش نرخ ابتلا به بیماریهای گوناگون به خصوص امراض قلبی به شمار میآید. در کشوری مانند ایران که بیش از ۵۰ درصد از کل مرگ و میرهای جود را بیماریهای قلبی به خود اختصاص میدهد وجود چنین نرم افزاری مهم و ضروری به نظر میرسد. با استفاده از این نرمافزار تمرینات قلبی تنفسی پولاریزه تولید شده ک برنامه تمرینی قلبی تنفسی با هدف ارتقاء تندرستی افراد سالمند تدوین و ارائه میشود. از نظر درمانی نرمافزار طراحی شده به عنوان شاخص کاربردی در برنامههای بازتوانی بیماران قلبی عروقی مورد استفاده قرار میگیرد.نرمافزار تمرینات قلبی تنفسی یک محصول دانش بنیان با کسب TRL9 بالاترین سطح تکنولوژی روز دنیا است.جالب است بدانید که دانشگاه محقق اردبیلی از نظر رتبهبندی علمی و تاثیرگذاری اجتماعی جزو ۶۰۰ دانشگاه برتر دنیا است. رتبه علمی دانشگاه محقق اردبیلی بهرغم گذشت ۴۰ سال از تاسیس آن روز به روز افزایش یافته است.امسال بیش از ۸۰ مقاله علمی از دانشگاه محقق اردبیلی در سایت ها و مراجع علمی معتبر جهان ثبت شده که نسبت به سال قبل افزایش قابل توجهی یافته است و ۶ نفر از استادان آن جزو یک درصد دانشمندان برتر و حدود ۱۶ نفر از استادان هم جزو ۲ درصد دانشمندان برتر جهان هستند.