فاطمه عباس آباد - حمید عبداللهیان، استاد و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در گفتوگو با دانشگاه انقلاب ابتدا در تعریف دانشجوی تراز برای کشور، گفت: دانشجوی تراز کشور به دانشجویی اطلاق میشود که نسبت به مسائل اصلی کشور و جهان آگاهی دارد و به ارزشها و اصول جامعه ایران پایبند است و بدنبال کمک و حل مسائل خود و جامعه خویش است. اینگونه دانشجویان معمولاً و عملا نیز از لحاظ فرهنگی و علمی و اجتماعی فعال هستند و سعی میکنند در مسیر پیشرفت جامعه و کشور مؤثر باشند. یک دانشجوی تراز به دنبال تقویت روحیه پیشرو، عدالتخواهی و خدمت به مردم ایران است.دانشجویی که در حوزه تخصصی خود شاخص بوده و از تمام فرصتهای پیشرو به نحو احسن استفاده میکند، بهگونهای که در حوزه تخصصی خود، صاحب ابداع و حرف جدید باشد و بتواند باری از دوش جامعه بردارد. میهن پرستی؛ اولین ویژگی بارز دانشجوی تراز کشور اسلامی از نگاه شما بر اساس بالادستی فرهنگی کشور دانشجوی تراز کشور چه مولفههایی دارد، آیا تعریف موجود با واقعیت دانشگاههای امروز همخوانی دارند؟ میهن پرستی اولین شاخصه و ویژگی بارز یک دانشجوی تراز است. وقتی میگویم میهن پرست، منظور این نیست که دانشجو بگوید من یک ایرانی هستم و به ایرانی بودنم افتخار میکنم. دانشجوی میهن پرست به معنای واقعی و طبق شعر شاعر بلند آوازه ایران باید حاضر باشد که جانش را فدای کشورش کند او مصداق شعر فردوسی باید باشد که میگوید: (همه سر به سر تن به کشتن دهیم) (از آن به که کشور به دشمن دهیم) به نظر من میهن پرستی شاخصه اول دانشجوی تراز است. شاخصه دوم دانشجوی تراز اشتیاق و درک بی حد و حصر برای یادگیری است. امروزه ما در دانشگاهها، دانشجویانی داریم که شاید بتوان ادعا کرد اکثرا فقط میخواهند درس بخوانند و مدرکی بگیرند و فارغ التحصیل شوند و دغدغه ها اجتماعی آنها تفوقی در انگیزه هایشان ندارد. در این میان برخی فقط به گرفتن مدرک مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بسنده میکنند. به نظر من در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشجوی تراز بسیار کمی در دانشگاه ها داریم. من ایراد کار را در این میبینم که وزارت آموزش و پرورش ما هنوز نتوانسته است مفاهیم دانش آموزی و حتی دانشجوی تراز را و به خصوص شاخصه میهن پرستی و تعلق به وطن را در ذهن فرزندان این مرز و بوم نهادینه کند.
بسیاری از دانشجویان ما تاریخ کشورشان را نمیدانند، امری که باید در دوره دبستان و دبیرستان رخ بدهد. از این جهت، مفهوم تعلق به وطن را بسیاری از دانشجویان درک نمیکنند. یک دانشجوی تراز باید هویت تعریف شدهای از دانشگاه و کشورش برای خود داشته باشد. ضرورت بازنگری دروس تاریخ و جغرافیا در مقطع ابتدایی و راهنمایی و متوسطه این مدرس دانشگاه تحول و بازنگری در دروس جغرافیا و تاریخ در مقطع ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را یکی از راهکارهای نهادینه شدن مفهوم میهن پرستی در دوران مدرسه عنوان کرد و افزود: لازم است در دروس مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به خصوص در درس جغرافیا و تاریخ یک بازنگری اساسی توسط وزارت آموزش و پرورش صورت گیرد. کودکان اگر تعلق به وطن را از دوران مدرسه یاد بگیرند و تاریخ بخوانند قادر می شوند هویت تعریف شدهای برای خود داشته باشند و آن ایرانی بودن و مهر به وطن و میهن پرستی تا سر حد جانبخشی است. یک دانشجوی تراز ابتدا باید خودشناس باشد و تاریخ کشورش را خوب بداند اما در حال حاضر چنین چیزی به شکل ضعیف دیده می شودچرا که هنگامی که یک دانشجو وارد دانشگاه میشود از تاریخ کشورش هیچ نمیداند یا اطلاع کمی دارد و نمیتواند در مسیر رشد و تعالی کشورش پس از اخذ مدرک نقش موثری ایفا کند.
در حال حاضر دانشجویانی که در کلاسهای درس من حاضر میشوند عمدتا درکی از مفهوم وطن پرستی ندارند و من در کلاس درس علاوه بر تدریس ارتباطات و تاریخ سیاسی و اجتماعی باید درباره مفهوم وطن پرستی نیز سخن بگویم و آموزش بدهم. یک دانشجوی کارشناسی تازه-وارد به دانشگاه هنوز نمیداند ایرانی بودن یعنی چه، به نظر من وزارت آموزش و پرورش باید در طراحی محتوای درسی یک بازنویسی اساسی داشته باشد و دانشآموزان قبل از ورود به دانشگاه باید با تاریخ و جغرافیای کشورشان آشنا باشند و بدانند ایرانی بودن و وطن پرستی یعنی چه؟ شاید دروسی که تابحال در کتابهای درسی دانشآموزان تدریس شده چندان سودی برای دانشآموزان نداشته است و متناسب با زمان و نیازشان نیست. وی ضمن بیان لزوم احیای آگاهی تمدنی و تمدنسازی در دانشگاه، گفت: آگاهی از تمدن ایرانی (شامل ارزشهای فرهنگی، دینی و سنتی و ملی) در دانشگاه به عنوان یک ضرورت، ابعاد مهمی دارد. تمدن سازی، جوانان را به تفکر نقادانه و تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی تشویق میکند و آنها را برای ایفای نقشهای اجتماعی و مدیریتی چه در سطح خرد و چه در سطح کلان آماده میکند. در واقع یک دانشجوی تراز، چشمانداز تمدن نوین ایرانی و حتی دینی را میبیند و خود را برای نقشآفرینی در حل مسائل مختلف آماده میکند. دانشجویانی که در دانشگاههای نظامی و افسری درس خواندند در جنگ ۱۲ روزه نشان دادند که دانشجوی تربیت شده تراز هستند. عملکرد آنها چنان دقیق و نظام مند بود که همه را حیرت زده کرد.
نیروهای ضد ایران در عصر کنونی با طراحی و ایجاد شبکههای اجتماعی سعی دارند جوانان ما را مشغول مسائل روزمره زندگی کنند، تا دانشجویان از اهمیت افقهای تازه علمی غفلت کنند. دانشجوی تراز ایرانی، یک عنصر مؤمن و متفکر است که نهتنها به دنبال پیشرفت فردی، بلکه در پی ساخت جامعهای مبتنی بر ارزشهای جامعه ایران، و بر پایه عدل و پیشرفت و صلح طلبی است. دانشجوی تراز، دل در گرو ارزشهای بومی دارد و با تمسک به آن می تواند در سطوح فراملی نیز مفید باشد. اگر ما میخواهیم به تمدن مبتنی بر ارزشهای جامعه ایران (اعم از سنتی، دینی و ملی) برسیم، باید دانشجویان اینچنینی در دانشگاه تربیت کنیم. یک دانشجوی تراز، با شکستن انحصار علم و فناوری غربی و تقویت روحیه خودباوری علمی زنجیره وابستگی به الگوهای غربی را قطع میکند چنانچه همه دیدند موشک های ساخته شده توسط تعدادی از دانشجویان تراز ایرانی گویای این واقعیت مهم است که آنها در سایه آرمان های جامعه ایران تربیت شدند و در شرایط سخت پا به میدان عمل نهادند. همچنین، در توسعه منابع انسانی در تراز ایران باید استادانی تربیت و جذب مراکز آموزش عالی شوند که دارای ویژگی هایی همچون تخصص علمی و توان راهبری فکری و البته مُبادی آداب باشند و در جذب و استخدام اساتید باید توصیه کرد که انگیزه های مادی در اولویت نیست و از سوی دیگر، باید اساتید را از نظر مالی آنقدر حمایت کرد که صرفا بر وظیفه دانشگاهی خود متمرکز باشند و از پذیرش نقشهای غیر دانشگاهی بپرهیزند.
این الگو نهتنها بر ارتقاء کیفیت علم و آموزش تمرکز دارد، بلکه با نگاهی تمدنی، مأموریت اصلی دانشگاه را در تربیت نیروی انسانی مؤمن و خلاق در باز تعریف دانشگاه بهعنوان نهادی فرهنگی-سیاسی و تمدنساز قرار میدهد. دانشگاه تراز، دانشگاهی است که در خدمت آرمانهای جامعه ایران با همه ارزشهایش بویژه صلح طلبی و پیروی از اخلاقیات باشد. دانشجوی تراز کسی است که علم را با تقوا و تعهد همراه کند. اهل بصیرت و تحلیل و تفسیر علمی باشد. حمید عبداللهیان استاد جامعه شناسی و ارتباطات دانشگاه تهران، در ادامه افزود: یک مستندی به نام "آلوسان" را تماشا کردم که روایتگر یک پاسگاه مرزبانی است که در مرز ترکیه و ایران قرار دارد. جالب آنکه تمام جوانانی که دوران سربازی خود را در این پاسگاه مرزی سپری می کنند، هنگام ورود به این پاسگاه یک شخصیت و تفکری دارند و هنگامی که دوران سربازی آنها به اتمام میرسد با یک شخصیت متحول شده و پخته برمی گردند، چون در آن پاسگاه یاد می گیرند ایرانی بودن و تعلق خاطر به کشور داشتن یعنی چه؟ در این مستند از یکی از سربازانی که در این پاسگاه خدمت میکردند سوال شد که اینجا چه میکنی؟ و آیا سربازی ارزش این همه سختی کشیدن و دور بودن از خانواده را دارد؟ سربازی که در این مستند بود پاسخ داد، من وطنم را دوست دارم و نماینده بیش از ۹۰ میلیون ایرانی در این پاسگاه مرزی هستم که تنها انگیزه ام از حضور در اینجا دفاع از خاک کشور، مردم و ناموسم است.
چنین تفکراتی در بین جوانان کشور کم و بیش دیده میشود اما جا دارد این تفکر در سطح وسیعتری گسترش پیدا کند. دانشجویان هم می توانند ضمن کسب تخصص با انگیزه میهن پرستی به کشور خدمت کنند.بسیاری از دانشجویان انگیزه برای مهاجرت و خدمت در دانشگاههای خارج را دارند.در حال حاضر دانشگاه هایی در کشور داریم که افتخار میکنند که دانشجویان فارغ التحصیل خود را به آمریکا میفرستند.به نظر من این رویکرد درست نیست و باید در این رویکرد تجدید نظر صورت بگیرد.اکثر دانشجویان فنی و مهندسی که از کشور مهاجرات میکنند معمولا به منطقه سیلیکون ولی در کالیفرنیا در خدمت شرکتهای آمریکایی مشغول به کار میشوند. دانشگاه های آمریکا با توسعه فناوریهای نوین و به کارگیری فرزندان ما، علیه کشورهای دیگر اقدامات شومی انجام میدهند.برخی از دانشجویان تفکرات مادیگرایانه دارند که بخشی از آن به شیوه تربیت نیروی انسانی در وزارت آموزش و پرورش مربوط می شود چرا که آنها می توانند تعلق خاطر به وطن در بین دانش آموزان را جدی تر پرورش بدهند.بخشی دیگری از این فقدان متوجه نهاد دانشگاه است و بویژه متوجه عملکرد اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه است. سومین شاخصه یک دانشجوی تراز ادب و احترام است. ادب و احترام گذاشتن به دانشگاه و استاد دانشگاه یک امر لازم و فرهنگی است. دانشجوی ما باید یاد بگیرد که مقابل استاد ادب را رعایت کند و شان و منزلت استاد را رعایت کند.
«چهارمین شاخصه، دانشجوی تراز، پرهیزاز قضاوت شخصی و احساسی درباره علم است. » منظور این است که دانشجوی تراز (یعنی دانشجویی که به سطح مطلوب رشد فکری و انسانی رسیده است) در برخورد با علم و دانستهها، عجولانه قضاوت نمیکند. منظور از پرهیز از قضاوت درباره علم این نیست که علم و شیوه آموزش علمی نقد یا ارزیابی نشود، بلکه برای رسیدن به مرحله نقد لازم است آموزشهای لازم صورت بگیرد، مطالعات فراوان تحقق یابد تا فضیلت لازم برای قضاوت فراهم آید. شاید عناصر سه گانه زیر از ملزومات روحیه نقادی در دانشجو باشد: ۱. دانشجو نباید بدون درک عمیق موضوع علمی، درباره درستی یا نادرستی آن قضاوت کند. ۲. دانشجو باید روحیهی پرسشگری، تحقیق و فروتنی علمی داشته باشد. ۳. دانشجو باید بداند که علم یک فرآیند در حال رشد است و قضاوتهای قطعی و عجولانه و احساسی ممکن است مانع یادگیری و کشف حقایق تازه شود. دانشجوی تراز ایرانی باید حکمت، فضیلت، بصیرت، و آگاهی کافی داشته باشد تا بتواند قضاوت درست و عادلانه کند. این فضیلت و بصیرت و حکمت از کجا می آید؟ جز این است که از فرآیند تولید دانش پدید میآید. یک دانشجوی تراز باید دانش اندوزی کند و تاریخ کشورش را بداند. همان مثالی که زدم دانشگاهی در داخل کشور وجود دارد که به اعزام دانشجویان خود به آمریکا افتخار می کند به نظر من چنین دانشگاهی نتوانسته تاریخ ایران و ایرانی بودن را در ذهن دانشجویان خود نهادینه کند.
دانشجو اگر بداند تاریخ کشورش چه بوده و برای چه چیزی به کشور خدمت میکند شاید کمتر به فکر مهاجرت باشد چرا که توسط نهاد دانشگاه دارای حکمت و فضیلت و بصیرت شده است. به نظر من آن کسی که از کشورش برای کسب موفقیت و موقعیت بهتر مادی و معنوی از کشور خارج می شود، طبق تعریف، نخبه محسوب نمی شود، بلکه نخبه کسی است که در کشورش با تمام کمی و کاستیها بماند و وطنش را آباد کند. چنین نخبگانی در سایر کشورها با همین رویکرد میهن پرستی و با وجود همه سختی ها ماندند و کشورشان را آباد کردند. شاخصه پنجم دانشجوی تراز پرهیز از سیاسی گری افراطی است. دانشجوی تراز، آگاه و دغدغهمند است، اما گرفتار هیاهو، غوغاسالاری، جناحزدگی و تعصبهای سیاسی نمیشود. او سیاست را میفهمد، اما به آن به شیوه ای عقلانی و اخلاقی مینگرد، نه احساسی و افراطی. دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد، اما از تبدیل سیاست به ابزاری برای درگیری یا خودنمایی پرهیز کند. او دغدغهی عدالت، صلح جویی، پیشرفت و حقیقت را دارد، ولی دیگران را بهخاطر تفاوت دیدگاه طرد نمیکند. سیاسیگری افراطی، باعث غفلت از هدف اصلی دانشجو یعنی تعالی علمی، اخلاقی و اجتماعی میشود.
دانشجوی تراز در عین مطالبهگری و نقد منصفانه، مستقل، منصف و واقعنگر باقی میماند. گاهی سیاسی بودن دانشگاه ها مانع پیشرفت یک دانشجو میشود به طوری که یک دانشجو نمیداند چه وظایفی در قبال خود، جامعه و دانشگاه دارد. گاهی سیاسی بودن افراطی در دانشجویان سبب میشود وقت آنها به هدر برود و نتوانند زمان کافی را برای کسب علم و دانش و پژوهش اختصاص بدهند. شاخصه ششم دانشجوی تراز فروتنی است. یادم میآید زمانی که سال ۱۳۵۶ دانشجو بودم فروتنی در بین دانشجویان آن زمان یک امر رایج بود اما حالا شاخصه فروتنی اهمیت لازم را ندارد و یا اصلا وجود ندارد. آن زمان دانشجویان آنقدر به استاد احترام میگذاشتند که مصداق بارز این سخن امیر المومنین علی علیه السلام بودند که ایشان فرمودند براي كسي كه از او علم ميآموزيد و كسي كه به او تعليم ميدهيد تواضع و فروتني نماييد و به او احترام بگذارید. تواضع و فروتني نتيجه و ثمره علم و آگاهي است. من به عنوان استاد دانشگاه این فروتنی را در این دوران در بین دانشجویان خود تضعیف شده، میبینم. البته ریشه آن اجتماعی، آموزشی و فرهنگی است و دانشجویان مقصر نیستند. دانشجویان در سالهای دور به استاد همچون یک شخص دینی و برجسته احترام میگذاشتند اما امروز این روابط کمرنگ شده است و رعایت نمیشود. مساله اینجاست که اگر دانشجو، فروتنی را در دانشگاه رعایت نکند کمتر میتواند علم و دانش را در راستای اهداف جامعه ایران تولید کند چرا که دچار نوعی خودشیفتگی می شود و الگوی پیشرفت خود را از دست می دهد. هفتمین شاخصه دانشجوی تراز افزایش آگاهی از طریق مطالعه است متاسفانه سرانه کتابخوانی در بین قشر دانشجوی امروز خیلی کم شده است و برخی همزمان با ورود به دانشگاه رسالت دانشجویی را که افزایش مطالعه است فراموش می کنند و گرفتار نوعی خودشیفتگی می شوند و البته انتظارات بیش از اندازهای از دانشگاه دارند. این در حالی است که مبنای آموزش دانشگاهی و رسالت دانشگاه را بطوردقیق نمی دانند.
شاخصه هشتم پرهیز از جمع گرایی است منظورم این نیست که دانشجویان از کار گروهی منع بشوند بلکه منظور افتادن در تله خرده فرهنگهایی است که مانع رشد فکری می شوند. به تحقیق در بسیاری از دانشگاه های کشور مشاهده کردهام که برخی دانشجویان در گروه های خُرد جمع می شوند و همه این گروههای خرد، یک خرده فرهنگ دارند و محور آن خرده فرهنگ، دوری از مسئولیتهای دانشگاهی است. در این بین، برخی دانشجویان به یکدیگر حتی توصیه می کنند که دروس را جدی نگیرند و کمتر به دنبال تحقیق بروند و یا آنرا جدی نگیرند. بنابراین آنچه که الان در دانشگاه لازم و ضروری است این است که باید فردگرایی در دانشگاه رشد کند. اگر این امر تحقق یابد ارزیابی پیشرفت علمی تک تک دانشجویان نیز برای نظام آموزش عالی بهتر صورت می گیرد. کار گروهی هم باید باشد اما دانشجو باید بداند چه مسئولیت هایی در قبال دانشگاه و جامعه دارد. دانشجو بهتر است الگوی رفتاری خود را از فردگرایی خودش بگیرد و تعریف کند و تحت تأثیر گروههای مختلف فعال در نهادهای فرادانشگاهی قرار نگیرد. آخرین ویژگی و شاخصه یک دانشجوی تراز پرهیز از خود شیفتگی است که همانطور که اشاره کردم متاسفانه امروزه در برخی از دانشجویان وجود دارد. مهمترین آفت هایی که در دانشگاه ها با آن مواجه هستیم این است که دانشجویان فکر میکنند با مطالعه بسیار کم چند کتاب درسی و ارائه چند تحقیق قلههای دانش را فتح کرده اند. گاهی اوقات چنین رویه ای به تکبر و غرور می انجامد و روحیه پرسشگری و پژوهش را از آنها سلب می کند و جلوی رشد تفکر انتقادی را می گیرد. به جرات میگویم در حوزه علوم انسانی عقب هستیم و در رشته علوم انسانی ما نتوانستیم دانشمند تراز تولید کنیم اما در سایر علوم مانند پزشکی و هوا-فضا و موشکی موفق عمل کردیم. به نظر من مسیر کلی دانشگاه برای تولید دانش خدشه دار شده است. هگل فیلسوف آلمانی که مقام استادی فلسفه را به عهده داشت، معتقد است تاریخ جهان با ایران شروع شده است اما چنین باوری در بین ایرانیان ناشناخته است و سبب شده تا رسالت دانشجویی مشخص نباشد و یا محدود شده باشد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید ۴۳ درصد مساحت کل جهان در زمان هخامنشیان در اختیار ایران بوده است و اولین قوانین پیشرفته در جهان در ایران تدوین شده است.
از دوره هخامنشیان و حتی قبل از پادشاهی در ایران، تولید دانش وجود داشته است. این تولیدات علمی را دنیا کی به خود دیده است؟ ما در تاریخ، دانشمندی همچون محمد حافظ اصفهانی را داریم که دانشمندی فراتر از زمان خویش بود که توانست اولین ساعت مکانیکی جهان را اختراع کند و این اختراع مدتها در میدان نقش جهان نصب شده بود و بعدا نمی دانم سرنوشت آن چه شد. در واقع مأموریت ساخت ساعت ابتدا به چند نابغه اهل هرات سپرده شد، اما چون آنها از عهده ساخت ساعت برنیامدند، آن را به محمدحافظ اصفهانی پیشنهاد کردند. اصفهانی ساعتی میسازد که به قول خودش، دیگران با دیدن آن «حیرت اندر حیرت اندر حیرت» بودند! اگر از ما بخواهند یک مخترع را نام ببریم، شاید ادیسون اولین نامی باشد که به زبان بیاوریم! اما اگر به ما بگویند نام یکی از مخترعان تاریخ اصفهان را بگوییم، چطور!؟ افرادی مثل توماس ادیسون به نمادهایی پر اسم و رسم در دنیای علم و اختراعات بدل شدهاند. در حالی که شهرت دانشمندان و مخترعان لزوماً به معنای خدمت بزرگ آنان به مردم کشورشان یا بشریت نیست. او علاوه بر ساعت، اختراعات زیاد دیگری هم داشته است.
همینطور اگر به ابن سینا بپردازیم متوجه می شویم که بیش از 900 سال قبل در مورد قانون علیت اظهار نظر کرده بود ولی شناختی که از قانون علیت رایج است بیشتر به هیوم نسبت داده می شود. چنین رویکردی در حال حاضر نیز وجود دارد و به رویه های نفی خود در اثر خودشیفتگی فردی انجامیده است.البته این نفی خود در رشته های علوم انسانی بیشتر و شاخص تر است. ابوعلی سینا یکی از دانشمندان مشهور ایرانی است که نام و آوازه او در سراسر جهان پیچیده است، ابن سینا در طول دوران حیات خویش، آثار علمی متعدد و ارزشمندی را پدیدی آورد و به همین دلیل امروزه جزو تاثیرگذارترین دانشمندان دنیا در جهان علم و گسترش دانش به شمار آورده می شود. برای من که یک معلم دانشگاه هستم این سوال مطرح است که چه شده است که ما چنین دانشمندانی را نتوانسته ایم در عصر حاضر داشته باشیم. البته که در حوزه علوم هسته ای و موشکی پیشرفت قابل توجهی داشتهایم و در حوزه پزشکی جزو چند کشور برتر جهان هستیم. در حوزه صنعت هوا و فضا خوب کار کردیم و پیشرفت نیز داشته ایم اما در سایر حوزه ها به خصوص علوم انسانی نتوانستیم دانشمندان متفکری تربیت کنیم. به طور کلی در حوزه علوم انسانی کم کار کردهایم و نتوانستیم پیشرفت کنیم آن حوزه هایی هم که توانستیم پیشرفت کنیم دانشجویان وطن پرست و معتقد مشارکت داشتند. بنابراین اگر میخواهیم دانشجوی تراز با شاخصه وطن پرستی داشته باشیم باید کاری کنیم که او تعلق خاطر به کشور داشته باشد. بسیاری از کسانی که مهاجرت میکنند همواره باید از خود سوال کنند که چرا من باید مانند یک ربات مکانیکی در یک کشوری غیر از وطنم کار کنم چرا با وجو