شبکههای اجتماعی در تسهیل و تداوم مهاجرت نخبگان نقشی حیاتی دارند
فاطمه عباس آباد - دکتر سید جواد میری یک جامعه شناس ایرانی است که تمرکز آثار خود را بیشتر بر روی حوزه نظریه اجتماعی و متفکران اسلامی گذاشته است. سید جواد میری متولد سال ۱۳۵۰ است و میلیتی ایرانی، سوئدی دارد. او که بنیان گذار نشریه دیدگاه اسلامی ( Islamic Perspective) است مقاطع تحصیلی خود را به قرار زیر از سر گذرانده است :مقطع کارشناسی: دانشگاه یوتبری سوئدمقطع کارشناسی ارشد: دانشگاه یوتبری سوئدمقطع دکتری: دانشگاه بریستول کتاب شناسی سید جواد میری کتاب شناسی سید جواد میری خبر از یک پژوهشگر فعال و حرفه ای میدهد :فلسفه دین در نگاه خیام ، نشر نقد فرهنگ فراسوی معرفت سکولار و معرفت دینی، نشر نقد فرهنگ سوسیو کاوی، نشر نقد فرهنگ نظم نوین جهانی در عصر پسا-جدید، نشر نقد فرهنگ نظریه عام اصلاح دینی، نشر نقد فرهنگایران امروز و فردا، نشر نقد فرهنگ اتودی نظری از تخیل جامعه شناختی شریعتی، نشر نقد فرهن گبازخوانی ایده ایرانشهری، نشر نقد فرهنگ تداوم و گسست، نشر نقد فرهنگتمایز میان امر سکولار و امر عرفی، نشر نقد فرهنگ تاملی درباره ایران، نشر نقد فرهنگ بازخوانی انتقادی سیاست گذاری های آموزشی در ایران معاصر، نشر نقد فرهنگ آزادی و تاریخ، نشر نقد فرهنگ شریعتی و هایدگر، نشر نقد فرهنگ
دکتر سید جواد میری استاد پژوهشکده مطالعات اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دارای دکتری تخصصی (Ph.D)جامعهشناسی از دانشگاه بریستول انگلستان) در گفتوگو با خبرنگار دانشگاه انقلاب با بررسی مهاجرت نخبگان از لحاظ سنتی، گفت: مهاجرت نخبگان دانشگاهی یا همان فرار" "مغزها در ادبیات عمومیتر پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که عوامل جامعه شناختی متعددی در بروز آن نقش دارند این عوامل را میتوان به دو دسته اصلی عوامل دافعه (Push Factors در کشور مبدأ و عوامل جاذبه (Pull Factors) در کشور مقصد تقسیم کرد: الف) عوامل دافعه (Push Factors) در کشور مبدأ:این عوامل نخبگان را از کشور خود به سمت مهاجرت سوق میدهند:
1.عوامل اقتصادی و معیشتی
درآمد ناکافی و عدم تناسب با تخصص حقوق و مزایای پایین در مقایسه با کشورهای پیشرفته که قادر به تأمین سطح رفاه و زندگی مطلوب، برای نخبگان نیست.
نبود فرصتهای شغلی مناسب کمبود:
کرسیهای دانشگاهی پستهای پژوهشی یا مشاغل متناسب با تخصصهای سطح بالاکمبود بودجه پژوهشی و امکانات: فقدان منابع مالی کافی برای تحقیقات آزمایشگاههای مجهز دسترسی به فناوریهای روز و پایگاههای اطلاعاتی علمی
فساد اقتصادی و رانت خواری وجود:
سیستمهایی که شایسته سالاری را نادیده گرفته و به جای تخصص روابط یا مسائل مالی را در اولویت قرار میدهند.
۲. عوامل سیاسی و حکومتی:
فقدان ادیهای آکادمی و محدودیتهای فکری :عدم امکان ابراز آزادانه عقاید، نقد و انجام پژوهش در برخی حوزهها که منجر به سرکوب خلاقیت و نوآوری میشود.
بی ثباتی سیاسی و اجتماعی:
وجود ناآرامیها، جنگ، تهدیدات امنیتی و عدم اطمینان به آینده که محیطی نامساعد برای فعالیتهای علمی و فکری ایجاد میکند.
عدم شایسته سالاری و وجود تبعیض: دخالت ملاحظات غیرعلمی (مانند ملاحظات سیاسی، عقیدتی یا قومی) در انتصابها، ارتقاها و تخصیص منابع.
بروکراسی پیچیده و ناکارآمد:موانع اداری انی و دست و پاگیر که مانع پیشبرد سریع پروژهها و فعالیتهای علمی میشود.
۳. عوامل اجتماعی و فرهنگی:
عدم ارزش گذاری کافی برای علم و نخبگان: فقدان جایگاه و احترام اجتماعی لازم برای جامعه دانشگاهی و دستاوردهای علمی.
محدودیتهای اجتماعی:
وجود برخی محدودیتهای فرهنگی یا اجتماعی که ممکن است با سبک زندگی یا آرمانهای یک نخبه در تعارض باشد.
نبود ارتباطات و شبکههای علمی بین المللی: دشواری در برقراری ارتباط با محافل علمی جهانی و شرکت در پروژههای مشترک.
نگرانی برای آینده فرزندان:
تمایل نخبگان به فراهم کردن فرصتهای آموزشی و زندگی بهتر برای فرزندانشان در کشوری با نظام آموزشی و اجتماعی قویتر.
ب) عوامل جاذبه(pull Factors) در کشور مقصد:
این عوامل نخبگان را به سمت کشورهای خاصی جذب میکند:
۱. عوامل اقتصادی و معیشتی:
حقوق و مزایای بالا و رفاه اجتماعی: امکان کسب درآمدی که به مراتب بالاتر از کشور مبدا است و تامین زندگی با کیفیت.
فرصتهای شغلی و پژوهشی فراوان:وجود تقاضا برای تخصصهای طح بالا در دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و صنایع پیشرفته.
بودجههای پژوهشی کلان و زیرساختهای پیشرفته:دسترسی به منابع مالی عظیم برای تحقیقات، آزمایشگاههای مدرن، فناوریهای روز و کتابخانههای غنی.
سیستمهای حمایتی و تسهیلاتی:ارائه ویزاهای خاص برای نخبگان،امکانات مسکن، بیمه و سایر حمایتهای رفاهی.
۲. عوامل سیاسی و حکومتی:
آزادیهای آکادمیک و فکری: محیطی که در آن اندیشهها آزادانه رد و بدل میشوند و نقد و نوآوری تشویق میگردد.
ثبات سیاسی و اجتماعی:
اطمینان از آینده و امکان برنامهریزی بلند مدت بدون نگرانی از ناآرامیها.
شایسته سالاری: نظامهایی که صرفاً بر اساس تواناییها و دستاوردهای علمی، افراد را ارتقا میدهند.
۳. عوامل اجتماعی و فرهنگی:
ارزش گذاری بالای علم و نخبگان:
احترام اجتماعی و جایگاه والا برای دانشمندان و محققان.
جامعه علمی پویا و بینالمللی:امکان همکاری با نخبگان برجسته از سراسر جهان و مشارکت در پروژههای پیشرو.
کیفیت بالای زندگی و امکانات رفاهی:
دسترسی به خدمات، بهداشتی، آموزشی، فرهنگی و تفریحی عالی
فرصتهای آموزشی و آینده بهتر برای فرزندان: مدارس و دانشگاههای معتبر که آیندهای روشن را برای نسل بعدی تضمین میکنند. مهاجرت نخبگان معمولاً نتیجه ترکیبی از این عوامل است و اهمیت هر یک از این فاکتورها میتواند بسته به فرد،تخصص و شرایط کشور مبدا و مقصد متفاوت باشد.
مهاجرت نخبگان دانشگاهی که در گذشته بیشتر تحت عنوان فرار مغزها (Brain Drain)شناخته میشد در مطالعات جامعه شناختی اخیر با رویکردهای پیچیدهتر و جامعتر مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه شناسان دیگر صرفاً بر عوامل اقتصادی یا سیاسی تمرکز نمیکنند، بلکه به لایههای عمیقتر اجتماعی، فرهنگی، ساختاری و شبکهای میپردازند و اغلب ترجیح میدهند از اصطلاحاتی چون «جابجایی مغزها brain mobility» یا «گردش مغزها brain circulation» استفاده کنند تا پویایی، برگشت پذیری و ابعاد چند وجهی این پدیده را بهتر نشان دهند.
دیدگاه جامعه شناسان در مورد دلایل مهاجرت نخبگان**:امروزه جامعه شناسان به نتایج دیگری رسیدهاند و دلایل مهاجرت نخبگان را فراتر از مدلهای ساده عوامل دافعه و جاذبه میدانند و بر این نکات تاکید دارند:
۱. نابرابریهای ساختاری و سلسله مراتب آکادمیک جهانی: جامعه شناسان معتقدند که ساختار نابرابر نظام دانشگاهی و پژوهشی در سطح جهانی نقش محوری در این مهاجرت دارد.کشورهای توسعه یافته با داشتن بودجههای کلان پژوهشی، زیرساختهای پیشرفته، دسترسی به فناوریهای روز و شبکههای قدرتمند بینالمللی، محیطی بسیار جذاب برای نخبگان ایجاد میکنند.
این نابرابریها صرفاً اقتصادی نیست، بلکه شامل نابرابری در دسترسی به منابع دانش، اعتبار علمی بین المللی و فرصتهای همکاری با برجستهترین محققان دنیا نیز میشود. نخبگان به دنبال محیطهایی هستند که امکان اوجگیری و تحقق کامل پتانسیل علمی شان را فراهم آورد. به عنوان مثال پژوهشهایی مانند آثار Simon Marginson نشان میدهد که چگونه نظام دانشگاهی جهانی به صورت سلسله مراتبی سازماندهی شده و دانشگاههای کشورهای خاص در راس این هرم قرار دارند و نخبگان را به سمت خود جذب میکنند.
2. شبکههای اجتماعی، سرمایه اجتماعی و ترانس ناسیونالیسم: Social networks, social capital and transnationoalism. مطالعات جدید بر نقش حیاتی شبکههای اجتماعی در تسهیل و دوام مهاجرت نخبگان تاکید دارند. نخبگان غالباً از طریق روابط خانوادگی،دوستانه یا همکاران سابق که قبلاً مهاجرت کردهاند اطلاعات کسب میکنند، فرصتهای شغلی و تحصیلی را مییابند و از حمایتهای اولیه برخوردار میشوند. شبکهها میتوانند به سرمایه اجتماعی مهمی برای مهاجران تبدیل شوند و روند ادغام آنها را در جامعه مقصد تسهیل کنند. همچنین مفهوم ترانس ناسیونالیسم نشان میدهد که مهاجران لزوماً ارتباط خود را با کشور مبدا قطع نمیکنند، بلکه هویتها و ارتباطات دو سوویهای ایجاد میکنند که میتواند شامل انتقال دانش، سرمایه و حتی بازگشت به کشور مبدا باشد. این ارتباطات فراملی، بر تصمیمات مهاجرتی تاثیر میگذارد. مثال کارهای Alejandro Portes در زمینه سرمایه اجتماعی و مطالعاتی که بر شبکههای دیاسپورا(diaspora net works ) تمرکز دارند، این جنبه را برجسته میکنند.
۳. آزادی آکادمیک،محیط فکری و استقلال پژوهشی: (Academic freedom, Intellectual Environment and Research Autonomy)
جامعه شناسان فراتر از آزادیهای سیاسی کلی به کیفیت محیط فکری و فرهنگی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی توجه ویژه ای دارند محیطی که در آن ،نقد پرسشگری و نوآوری تشویق میشود، نهادهای علمی از استقلال نسبی برخوردارند و دخالتهای سیاسی ایدئولوژیک یا اداری در فرآیند پژوهش و آموزش کمتر است برای نخبگان جذابتر .است نبود این شرایط در کشور مبدأ، میتواند منجر به احساس سرخوردگی محدودیت و در نهایت مهاجرت شود.مثال: بسیاری از گزارشهای سازمانهایی مانند Scholars at Risk یاFreedomAcademiconبه بررسی این عوامل و تأثیر آنها بر جابجایی نخبگان میپردازند.
4. به رسمیت ،شناختن پرستیژ و سرمایه نمادین
نخبگان دانشگاهی نه تنها به دنبال منافع مادی هستند بلکه به دنبال به رسمیت شناخته شدن تخصص، دستاوردها و جایگاه علمی خود نیز میباشند در برخی جوامع ممکن است ارزش کمتری برای علم و پژوهش قائل باشند یا ساختارهای اجتماعی سرمایه" نمادین Symbolic Capital) نخبگان را به درستی ارج ننهند در مقابل جوامعی که به دانشمندان احترام میگذارند به آنها پرستیژ اجتماعی بالایی اعطا میکنند و زمینههایی برای تأثیرگذاری اجتماعی فراهم میکنند جذابیت بیشتری دارند. این احساس بی ارزش بودن یا نادیده گرفته شدن میتواند عامل دافعه قوی باشد.
مثال: این مفهوم بر اساس نظریه Pierre Bourdieu درباره اشکال سرمایه استوار است و در مطالعات جامعه شناسی آموزش عالی به کارگرفته می شود.
5. کیفیت کلی زندگی و زیر ساختهای اجتماعی
جامعه شناسان تأکید دارند که مهاجرت نخبگان تنها به دلیل فرصتهای شغلی مستقیم نیست؛ بلکه شامل مجموعه ای از عوامل مربوط به کیفیت کلی زندگی می.شود دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی مطلوب، نظام آموزشی با کیفیت برای فرزندان امنیت اجتماعی و ثبات محیط زیست سالم حاکمیت قانون و فرصتهای فرهنگی و تفریحی نیز از جمله عواملی هستند که در تصمیم نخبگان برای مهاجرت نقش دارند نخبگان به دنبال محیطی هستند که در آن بتوانند تعادل بین کار و زندگی شخصی را حفظ کرده و آینده ای باثبات برای خود و خانوادهشان رقم بزنند. گرایشهای اخیر در مطالعات جامعه شناختی فرار مغزها: تمرکز" بر گردش" "مغزها و مهاجرت دایره ای بسیاری از پژوهشها به جای نگاه یکطرفه drain"، به پویایی های رفت و برگشتی بازگشت نخبگان (return migration) و چگونگی مشارکت آنها در توسعه کشور مبدأ از طریق شبکههای دیاسپورا میپردازند.
6.جنبه های کیفی و روایی در کنار دادههای کمی مطالعات کیفی و مصاحبه با نخبگان مهاجر برای درک عمیقتر ،انگیزه ها تجربیات و چالشهای آنها اهمیت فزاینده ای یافته است.
مهاجرت نخبگان زن توجه بیشتر به عوامل و چالشهای خاصی که زنان نخبه دانشگاهی در فرآیند مهاجرت با آن روبرو هستند.
نقش جهانی شدن و فناوری: بررسی تأثیر اینترنت شبکه های اجتماعی و ارتباطات از راه دور در تسهیل مهاجرت و حفظ ارتباطات فراملیبه طور خلاصه جامعه شناسان بر این باورند که مهاجرت نخبگان یک پدیده چند بعدی است که از تعامل پیچیدهای از عوامل ساختاری، نهادی، فرهنگی، اجتماعی و فردی ناشی میشود و فهم آن نیازمند یک رویکرد جامعه نگر و پویای اجتماعی است.