آیین نامه ارتقاى مرتبه اعضاى هیأت علمى باید اصلاح شود
فاطمه عباس آباد - مهران گرمهای، عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد، با بیان اینکه آیین نامه ارتقای مرتبه اعضای هیات علمی باید اصلاح گردد، افزود: به نظر من یکی از موانع تحقق مسئولیت اجتماعی در دانشگاهها آیین نامه ارتقای رتبه اعضای هیات علمی دانشگاهها است که حتما باید اصلاح گردد
دکتر مهران گرمهای عضو هیات علمی دانشگاه بجنورد لیسانس دانشگاه شهید بهشتی،فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف، و دکترای خود را از دانشگاه علم و صنعت گرفتم چون رشته سخت افزار خوانده ام سابقه کار در حوزه برق و الکترونیک نیز دارم. بنده شاید جزو اولین های هیات علمی گروه کامپیوتر دانشگاه بجنورد بودم. بنده اولین مدیر کتابخانه دانشگاه بجنورد،اولین مدیر سابق آموزش دانشگاه بجنورد، اولین مدیر سابق پژوهش دانشگاه بجنورد، اولین مدیر گروه فناوری اطلاعات (it) دانشگاه بجنورد و اولین مدیر حوزه ارتباط صنعت با دانشگاه در دانشگاه بجنورد، مسئول سابق پارک علم و فناوری استان خراسان شمالی، مشاور سابق معاونت فناوری وزارت علوم تحقیقات و فناوری مرتبط با حوزه پارکهای علم و فناوری بودهام.
از آنجا که من در شاخه علوم کامپیوتر آموزش دیدهام مدیر مرکز آبفای دانشگاه بجنورد یکی از مراکز سطح یک کشور نیز هستم. بنده در این مرکز همراه با دانشجویانم در حوزه امنیت سایبری برای سازمان های معمول دولتی و نه سازمان های حساس کار انجام میدهیم به سفارش سازمان فناوری و ارتباطات ایران با مرکز ماهر همکاری داریم.طبق مسئولیت اجتماعی که یک استاد و دانشجو در قبال جامعه دارد ۶ سال پیش در حوزه برق با دانشجویان کارهای تحقیقاتی و مطالعاتی خوبی انجام دادیم و به فناوری ساخت «تجهیزات مقابله با صاعقه» دست یافتیم. هنگامی که نا آرامیها و قطع وصل های مکرر در کشور شروع شد، ما این فناوری را با شرایط شبکه برق تطبیق دادیم به شکلی که عملا هم این تکنولوژی برای مقابله با صاعقه به کار بیاید هم بتوانیم با حوزه نوسانات ناشی از قطع و وصل برق مقابله کنیم. توفیقاتی زیادی حاصل شد و ما توانستیم محصولاتی تولید کنیم که هم مورد نیاز مردم باشد و هم شرکتهای مخابراتی استفاده نمایند. در حال حاضر ما با شرکت مخابرات ایران همکاری داریم و استانهای مختلف به وفور از ما خرید میکنند. مسئولیت اجتماعی همراه با علم و دانش باعث شد ما یکسری تجهیزاتی بسازیم که علاوه بر ارگان ها و سازمان های مختلف به کار مردم نیز بیاید. البته با استفاده از فناوری ما محصولی را تولید کردیم که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد.
داستان مسئولیت اجتماعی دانشگاهی من به دوران کودکی ام برمیگردد. در واقع من در روستایی متولد شدم که یکی از فقیرترین روستاهای ایران در استان خراسان شمالی است. در استان ما مردم روستا مشاغلی مانند قالی بافی ، پاک کردن و بسته بندی زعفران، شکستن گردو و کارهایی از این دست انجام میدهند. خانوارهای روستایی که شغل مناسبی ندارند با عنوان کمک به اقتصاد خانواده هر کاری را در این شرایط عجیب خشکسالی انجام می دهند.به نظر من اینگونه مشاغل خیلی اقتصاد شکوفایی ندارند و به طور قطع یک خانواده روستایی با این شغل ها به درستی از پس مشکلات مالی خود بر نمی آید.به همین جهت وقتی شرایط بد خانوادهها را مشاهده کردم پیش خودم فکر کردم که با استفاده از این فناوری که بدست آوردهام میتوانم به مردم روستا خدمتی کنم. در حال حاضر تعدادی خانواده روستایی هستند که ما ما همکاری دارند و ما بخشی از کارمان را برون سپاری کردهایم با آموزش هایی که مردم روستا دیدند مشاهده کردم که آنها محصولات الکترونیکی را با کیفیتی که ما خودمان باورمان نمیشود را تولید میکنند که از دوجانبه بسیار عالی است یکی اینکه هم برای ما به عنوان تامین نیروی انسانی ماهر و خوب فوق العاده است و هم حقوقی که به این خانوادهها پرداخت میکنیم چند برابر دستمزد یک کارگاه تولیدی است که ما در داخل دانشگاه داریم.
این کارآفرینی و تولید محصول فناورانه آنقدر برکت داشت که من به عنوان عضو کوچکی از جامعه دانشگاهی در سمت عضو هیات علمی دانشگاه و یک معلم و استاد توانستم حتی دانشجویانی که بضاعت مالی خوبی نداشتند را در مجموعه به کار بگیرم و دستمزد خوبی هم به آنها بدهم. شاید پیشنهادات وسوسه انگیز کشورهای خارجی باعث شود برخی دانشجویان واساتید از کشور خارج شوند اما من آرزو میکنم با تمام توانم را خدمت مردم و کشورم باشم و در همان روستایی که به دنیا آمدم از دنیا بروم و هرگز نمیخواهم وطن خود را رها کنم و خارج از ایران زندگی کنم قطعا دستمزد همکلاسیهای سابق من که به خارج از ایران رفتند و در دانشگاه های مختلف خارجی کار می کنند نسبت به پول رایج مملکت بیشتر است و یک مبلغی حدود ۵ یا ۶ هزار دلار است. اما به نظر من نخبگانی که از کشور خارج شدند باید این سوال را از خود بپرسند. درست است که در خارج از کشور دستمزد بالا به نخبگان ما پرداخت میکنند اما به نظرم من آنها این دستمزد بالا را در ازای محرومیت از دیدن وطن، خانواده، بستگان، شهری که بدنیا آمده و بزرگ شدهاند دریافت میکنند باید ببینیم چه چیز را در ازای به دست آوردن چه چیز از دست می دهیم و آیا ارزش دارد یا خیر، طبیعی است که وقتی انسان با دلتنگی در غربت مواجه میشود دوست دارد تمام حس های خوبی که در وطن خود و در کنار خانواده داشت را دوباره به دست بیاورد لذا بسیاری از اساتید بعد از اتمام تحصیلات خود به کشور بازمیگردند.
شاید برایتان جالب باشد اما داستان شیرینی به خاطرم آمد که تعریف آن خالی از لطف نیست. یادم می آید زمانی در گوشه خیابان ایستاده بودم و منتظر تاکسی بودم ناگهان اتومبیل خارجی مدل بالا و بسیار شیکی کنارم ترمز کرد، شخصی که راننده بود اصرار میکرد که مرا به منزل برساند و وقتی فهمیدم یکی دانشجویانم است که بعد از فارغالتحصیلی کسب و کار پردرآمدی متناسب با رشته تحصیلی اش به راه انداخته آنقدر ذوق کردم که از چشمانم اشک جاری شد و به او تبریک گفتم و او نیز به من احترام کرد و گفت شما استاد خوبی بودید که من اینقدر توانستم موفقیت کسب کنم. بسیار خوشحالم، دانشجویی که روزی در کلاس های درس من علم می آموخت امروز حتی از استاد دانشگاه خود نیز در جامعه و کسب و کار موفق تر است و این نتیجه پرورش مسئولیت اجتماعی یک استاد در دانشگاه است که در ذهن و قلب و دل دانشجو آن را نهادینه کرده است. باید بگویم حتی اگر فقیرترین استاد در کشور باشم هرگز راضی نیستم وطنم را ترک کنم. مشاهده موفقیت دانشجویانم برای من به عنوان یک استاد و معلم بسیار والاتر از دستمزدهای میلیونی در خارج از کشور است و من به شخصه حاضر نیستم این حس خوب را با لذت خارج رفتن و دستمزدهای کلان عوض کنم.بعضی از حس های خوبی که انسان در وطن تجربه میکند به هیچ عنوان نمیتوان روی آن ارزش مادی گذاشت.
وی تدوین آیین نامه «ارتقاى مرتبه اعضاى هیأت علمى مؤسسه هاى آموزش عالى، پژوهشى و فناورى دولتى و غیر دولتى» را یکی از موانع اصلی تحقق مسئولیت اجتماعی اساتید در دانشگاه عنوان کرد و افزود: بنده یکی از منتقدان جدی آیین نامه ها قواعد و قوانینی هستم که برای مدیریت کردن اعضای هیات علمی دانشگاه وضع شده است. آن چیزی که در حال حاضر به عنوان آیین نامه ارتقا اعضای هیئت علمی دانشگاه ها داریم برای من قابل قبول نیست.با آیین نامه موجود مثل این است که ما اعضای هیات علمی را به زور مجبور میکنیم مقالاتی بنویسند که این مقالات کاربری برای ایران و کشورمان ندارد. من خودم در دوره (phd) ۵ مقاله ژورنالی و ۱۵ مقاله کنفرانسی و غیره چاپ کردم البته این تعداد مقالات من کاربردی بود و من توانستم علمی را توسعه بدهم که بعدها به درد مملکت بخورد و باعث کارآفرینی بشود.در زمانی که عضو هیات علمی دانشگاه بودم در این آیین نامه حداقل ها را رعایت میکردند وگرنه نه میتوانستم شرکت داشته باشم و نه میتوانستم آزمایشگاه پژوهشی در ارتباط کار دانشگاه با صنعت داشته باشم.یعنی همین جمله ارتباط با صنعت و جامعه که یکی از وظایف است که وزارت علوم برای خودش تعریف میکند فقط به صورت زینتی امتیاز داده میشود. هرکس که میخواهد عضو هیات علمی دانشگاه باشد باید در مجلات خارجی مخصوصا در گروههای مهندسی یک مقاله خارجی چاپ کند و آن هم فقط مجلات خاص، و اگر مقاله درست و حسابی چاپ نکرده باشد وزارت علوم او را یک عضو هیات علمی دانشگاه نمیداند، حتی اگر مقاله او به درد جامعه و صنعت خورده باشد، آیبن نامه فعلی آن استاد را عضو هیات علمی نمیداند. با آیبن نامه فعلی افراد توانمند را مجبور میکنیم برای عضو هیات علمی شدن کار بیهوده کنند و مقالات غیرکاربردی منتشر کنند.راهکار این است در آیین نامه ای که جدیدا قرار است از سوی وزارت علوم ابلاغ شود کمی وضعیت را بهتر کرده است اما بازهم شرط انتشار مقالات در ژورنالهای خارجی به قوت خود باقی است. در گذشته و در گذر زمان برای ارتقا اعضای هیئت علمی دانشگاه عدهای از آیین نامهها سو استفاده میکردند که اهداف آن مشخص بوده است آن سعی میکردند افرادی که شاخص نبودند را ارتقا بدهند و شاید این مسئله علت اصلی بوده است.حال برای اینکه جلوی اجرای این آیین نامهها را بگیرند قضاوت و داوری که قسمت اصلی آن است گذاشته ایم خارجی ها انجام دهند. به جرات میگویم ما در این حوزه در کشور کمبود امین داشتیم و امانت دار، حال این اشتباه است که قسمت اصلی امانت داری مقالات را به خارجی ها بسپاریم طبیعتاً راه های دیگری هم وجود داشت که امتحان نکردند. هرگز به خدمات کسانیکه برای دانشگاه و دانشجویان کار می کنند توجه نکردهایم مثلاً اگر یک عضو هیات علمی موفق شود تعدادی نیروی بیمه شده با درآمد ثابتو مالیات پرداخت شده را مشغول به کار کند برای عضو هیات علمی شدنش امتیازی قائل شویم. بنده معتقدم کارهایی که سوری نباشند و با کلک و حقه بازی قابل ایجاد کردن نباشد را میتوان در حوزه فناوری و کار آفرینی از یک استاد دانشگاه به عنوان چاپ مقاله خارجی قبول کنیم.آیین نامه «ارتقاى مرتبه اعضاى هیأت علمى مؤسسه هاى آموزش عالى، پژوهشى و فناورى دولتى و غیر دولتى» باید اصلاح و بازنویسی شود و مطابق با واقعیتهای جامعه تدوین شود.
دکتر مهران گرمه ای رئیس پارک علم و فناوری خراسان شمالی در ادامه خاطرنشان کرد: قانون ارتقا مرتبه اعضای هیئت علمی، در عمل جهتگیری علمی و فرهنگی کل دانشگاهها را تعیین میکند و مشکلات آن مستقیماً بر کیفیت علم و مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان اثر میگذارد.میتوان ایرادات این آییننامهها را در سه بعد «ساختاری»، «رفتاری» و «ارزشی» بررسی کرد. یکی از عیوب ساختاری آییننامههای ارتقا اعضای هیئت علمی، تمرکز بیش از حد بر کمیت پژوهشهت است. معیارها غالباً مبتنی بر تعداد مقالات چاپشده در مجلات خارجی (بهویژه ISI) هستند، نه بر کیفیت یا اثرگذاری اجتماعی پژوهش. این امر موجب شکلگیری پدیدههایی چون مقالهسازی و پژوهشهای صوری، حذف انگیزه برای حل مسائل ملی، وابستگی علم کشور به نظام ارزیابی خارجی میشود، در نهایت نتیجه این میشود که یک پژوهشگر به جای پاسخ به نیاز جامعه، به تولید «امتیاز ارتقا» مشغول میشود.
آییننامهها سهم فعالیتهای فرهنگی، اخلاق حرفهای و تربیت دانشجویان مسئولمدار را تقریباً نادیده گرفتهاند. کارهای اجتماعی، جهادی، مشاوره دانشگاهی، کارآفرینی یا نقشآفرینی در حل مشکلات منطقهای، فاقد امتیاز مؤثر هستند️ در حالی که در الگوی دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، این عرصهها باید جزو ارکان ارتقا باشند.
سیستم امتیازی واحد، بدون تمایز حوزههای علمی، باعث بیعدالتی ساختاری شده است. مثلا در علوم انسانی، انتشار کتاب و اثر فرهنگی دشوارتر از مقاله علمی است ولی امتیاز پایینتری دارد. در رشتههای فنی و پزشکی، فعالیتهای صنعتی، کارآفرینی و ثبت اختراع، ارزش واقعی خود را در آییننامه بازتاب نمیدهند.
این مشکل منجر به کاهش انگیزه برای نوآوری بومی و پژوهشهای میانرشتهای میشود.
وی در زمینه عیوب رفتاری آییننامهها (در اجرا) توضیح داد: ارزیابی تشریفاتی و غیرواقعی، فرآیند ارتقا اغلب بر اساس پروندههای صوری و کمی انجام میشود. استادان از کیفیت تدریس، اخلاق حرفهای، تعامل با دانشجویان یا اثرگذاری اجتماعی بهصورت جدی ارزیابی نمیشوند. آیین نامهها بیشتر بر مدرک تمرکز دارند تا مهارت، ارتقا بیشتر به عنوان «حق اداری» دیده میشود، نه «ارزیابی رشد علمی و اخلاقی» بنابراین ما با تولد نسل جدیدی از استادان کماثر اما پرمقاله را مواجه هستیم. یکی دیگر از عیوب، عیوب ارزشی و فلسفی است، آییننامهها بهطور کامل از روح دانشگاه در تراز انقلاب اسلامیفاصله دارند و هدف آنها بیشتر پرورش پژوهشگر صرف است، نه معلمِ متعهد به پیشرفت و عدالت ملی. هیچ معیاری برای سنجش تعهد اجتماعی، ایمان کاری، یا اثر تمدنی وجود ندارد. در این آیین نامهها، فقدان شاخصهای مسئولیت اجتماعی و اخلاق علمی به چشم میخورد.استانداردهای اخلاق حرفهای، امانتداری علمی، یا پایبندی به آرمانهای ملی در فهرست امتیازات ارتقا جای ندارد این در حالی است که در چشمانداز اسلامی، «ارتقای مقام علمی» باید سهضلع «علم و نوآوری»،
«اخلاق و تربیت» و «خدمت به جامعه» داشته باشد. نتیجهگیری میکنیم آییننامههای کنونی ارتقا، دانشگاه را به سیستم امتیازمحور و نه انسانمحور تبدیل کردهاند. نتیجه این کاستیها، رشد کمی بدون مسئولیت اجتماعی است — درست برخلاف پیام ۱۶ آذر و فلسفه دانشگاه در تراز انقلاب اسلامی که بر تعهد، عدالت و اثر اجتماعی علم تأکید دارد.
وی در پایان یادآور شد: اگر بخواهیم گام اصلاحی برداریم، باید در نسخه جدید آییننامهها سه محور «شاخص مسئولیت اجتماعی و فرهنگی»، «ارزشگذاری کیفی فعالیتهای پژوهشی ملی»، «ترکیب معیارهای اخلاق علمی با ارتقا علمی» اضافه گردد.
آییننامههای ارتقای مرتبه علمی اعضای هیئت علمی دانشگاهها در ایران، عیوب و چالشهایی دارد. برخی از این چالشها عبارتند از:
1. عدم شفافیت: برخی از معیارها و فرآیندها ممکن است به وضوح مشخص نباشند که باعث سردرگمی میشود.
2. فشار و اجبار برای انتشار: تمرکز زیاد بر روی تعداد مقالات منتشر شده به جای کیفیت تحقیقات میتواند منجر به اجحاف در ارزش علمی کارها شود.
3. معیارهای غیرواقعی: برخی از معیارها با واقعیتهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهها همخوانی نداشته باشد و این میتواند به ناعدالتی منجر شود.
4. عدم حمایت کافی: اعضای هیئت علمی ممکن است از نظر مالی یا زیرساختی حمایتهای لازم را در راستای تحقیق و توسعه نداشته باشند.