آینده کشور را دانشجوی مجهز به مهارتهای نو میسازد
فاطمه عباس آباد - محمد حقبین مدرس هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات (it) و مدیر عامل شرکت مولد علم، در ابتدا با اشاره به رزومه کاری خود در حوزه هوش مصنوعی و (it) گفت: بنده فارغ التحصیل رشته مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه شهید بهشتی در مقطع ارشد و کارشناس مهندسی کامپیوتر رشته نرم افزار از موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان هستم که در حال حاضر به عنوان مدیر عامل شرکت مولد علم (از سال1390-تاکنون) مشغول به فعالیت هستم و دارای چندین مقاله منتشر شده در حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی هستم و بیش از ۱۴ سال است که در حوزه هوش مصنوعی، پردازش تصویر و نرمافزارهای سفارش مشتری در حوزه شبکه، مشغول به فعالیت هستم. در واقع شرکت مواد علم یکی از مجموعههای پیشرو در حوزه حمل و نقل هوشمند است و بنده با این مجموعه به صورت اختصاصی در حوزه مفاهیم هوش مصنوعی و مدیریت هوشمند ترافیک همکاری میکنم.
وی در پاسخ به این سوال که اگر یک دانشجو و استاد نسبت به مسائل مختلف جامعه مسئولیت اجتماعی نداشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ در پاسخ به این سوال ابتدا باید بدانیم که تعریف مفهوم مسئولیت اجتماعی در دانشگاه چیست؟ به نظر من هر کسی بر اساس نقش و مسئولیتی که در دانشگاه و جامعه دارد باید یک مفهومی از مسئولیت اجتماعی را برای خودش تعریف کند. یک استاد دانشگاه هنگامی که میخواهد یک دانشجو را تربیت کند و در او نسبت به مفهوم مسئولیت اجتماعی ایجاد انگیزه کند، ابتدا باید تفکر کند که چگونه و به چه نحوی میتواند یک دانشجو را برای این امر تربیت کند تا بعد از فارغ التحصیلی در جامعه نقش خود را ایفا کند و یک گام و حرکتی در زمینه مسئولیت اجتماعی بردارد. یک استاد دانشگاه میتواند دانشجو را نسبت به آینده کشور و داشتن مسئولیت اجتماعی به تفکر وا دارد، یک دانشجو از این طریق میتواند جایگاه خود را در آینده کشور متصور شده و پیدا نماید. در واقع مدرس دانشگاه، با سخنان انگیزشی در درون دانشجو ایجاد علاقه کند تا ذهن او مانند موتور محرکهای در جامعه عمل کند.
این محقق و پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی در ادامه درباره ضرورت پرورش مفهوم مسئولیت اجتماعی توسط استاد در کلاس درس، افزود: پرورش مسئولیت اجتماعی در ذهن دانشجویان از جمله وظایف مهم اساتید دانشگاه است، تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاهها میتواند به حل مشکلاتی مانند آلودگی محیطزیست، کمآبی، نابرابری اجتماعی، تغییرات اقلیمی و سایر مشکلات موجود در کشور کمک کند. اساتید میتوانند امید به آینده و خدمت به کشور را برای حل بحرانهای مختلف در دل دانشجو زنده کنند. یک دانشجو وقتی احساس مفید بودن در جامعه دارد هرگز کشور را به مقصد نامعلوم ترک نخواهد کرد. دانشگاههای ما و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای پیشگیری از فرار مغزها باید آینده نگری کنند شاید بتوان با توسعه مفهوم مسئولیت اجتماعی در دانشگاه و حفظ کرامت اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی استادان، دانشجویان و کارمندان قدری از خروج نیروهای متخصص از کشور جلوگیری کرد. دانشجویان نخبه وفارق التحصیل وقتی میبینند دانشگاه و دولت برای ماندن و خدمت کردنش در کشور برنامهای ندارد رفتن را بر ماندن ترجیح میدهند که خوب این هم به دلیل بی برنامه بودن است.
دانشجویی که احساس مفید بودن در کشور کند میماند و موجب سازندگی در کشور میشود بنابرابن باید آیندهنگری کنیم و با یک برنامهریزی درست و حسابی در حوزه صنعت و دانشگاه زمینه جذب نیروهای فارغ التحصیل در صنعت علمی کشور فراهم کنیم.
اقدام به ترک کشور میکنند اگر با خیلی از آنها صحبت کنید در جواب بگویند راضی به رفتن و غم غربت کشیدن نیستیم اما وقتی با بی مهری و عدم توجه مسئولان به خود مواجه میشویم مجبور میشویم وطن را ترک کنیم. ما باید با پرورش مسئولیت اجتماعی، دیپلماسی علمی ایجاد کنیم به این معنی که خیلی از نخبگان علمی کشور علاقه دارند سفر علمی خارج از کشور را تجربه کنند، مسئولان میتوانند در کنار آموزش و تقویت مسئولیت اجتماعی در دانشگاهها، سفرهای علمی را برای دانشجویان ترتیب دهند. آموزشها باید مهارت محور باشد.
حق بین ادامه داد: استادی که در محیط کلاس درس میدهد، ابتدا باید بداند، دانشجویی را که در حال تربیت کردن آن است چه نقشی میتواند در جامعه ایفا کند و چگونه میخواهد در آینده کشور تاثیرگذار باشد. به نظرم پرورش مفهوم مسئولیت اجتماعی و تربیت دانشجو حول محوریت موضوع، در دانشگاهها مغفول مانده است و عدم توجه دانشگاهیان به مسئولیت اجتماعی باعث شده، دانشجویان انگیزههای کمتری برای انجام کارهای عام المنفعه در جامعه داشته باشند بنابراین اساتید نقش مهمی در ایجاد انگیزه در بین دانشجویان ایفا میکنند.
وی تصریح کرد: یکی از موضوعاتی که امروز درگیر آن هستیم، بحث فرار مغزها از دانشگاههاست. سرمایههای انسانی ما به راحتی از کشور خارج میشوند و در خدمت کشورهای دیگر مشغول به کار میشوند. در واقع فرار مغزها به معنی خروج نیروی انسانی متخصص از کشور به منظور جستجوی فرصتهای بهتر در کشورهای دیگر است. این موضوع به طور مستقیم به مسئولیت اجتماعی برمیگردد و تأثیر مستقیم بر جامعه دارد. فرار مغزها میتواند بر رشد اقتصادی کشور تأثیر منفی بگذارد. ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی قبل از خروج دانشجویان و نخبگان از کشور میتواند آنها را به فعالیت در جهت بهبود شرایط کشور ترغیب کند. استادان با پرورش مفهوم مسئولیت اجتماعی در بین دانشجویان میتوانند محیطی شاداب و فرصتهای شغلی بهتری برای آنان ایجاد کنند. حال سوالی اینجا مطرح میشود و آن این است چگونه یک استاد دانشگاه میتواند کمک کند تا دانشجویان هر یک نقش خود رادر زمینه مسئولیت اجتماعی پیدا کنند… یکی از راههای شناخت برگزاری دورههای آموزشی درباره مسئولیت اجتماعی است. دانشگاه باید بتواند نقش دانشجویان فارغ التحصیل در صنعت را با گسترش مسئولیت اجتماعی مشخص کند. وقتی ارتباط بین دانشگاه و صنعت برقرار نباشد جایگاه علمی که تولید شده نیز در صنعت مشخص نخواهد شد، در نهایت فرار مغزها از کشور اتفاق خواهد افتاد.
حق بین در پاسخ به این سوال که اخلاق دیجیتال در دانشگاه چگونه باید نهادینه شود تا مسئولیت اجتماعی اجرا شود، اظهار کرد: در این زمینه نیز باید ابتدا یک تعریفی از اخلاق دیجیتال ارائه دهیم. برای خودم نیز سوال است که اخلاق دیجیتال را باید چگونه تعریف کرد. یه زمان میبینید اخلاق دیجیتال، نشر اطلاعات است و زمان دیگر استفاده از این دادههاست. مثلاً پارکهای علم و فناوری درباره اخلاق دیجیتال فقط شبکه سازی فناوری مد نظرشان است. به اصطلاح میگوییم مالکیت یک دادهای در اختیار یک نفر است. در واقع شرکتها و مجموعههای صنعتی میخواهند داده را برای خودشان نگه دارند و مزیت رقابتی خود را حفظ کنند. در آن زمان است که ما بلوکه شدن دادهها را در یک افراد خاص داریم. از آنجا که فناوری در حال رشد و تغییر است، یه زمانی مثلاً اگر من یک مطلبی را کپی کنم برای استفاده در یک زمان دیگر تا یک ارزش جدید ایجاد کنم آن وقت است میتوانم بگویم به اخلاق دیجیتال پایبند بودهام.
تاثیر فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بر ارتباط دانشگاه و جامعه چیست و چه فرصتها و چالشهایی را ایجاد میکند؟
در حال حاضر نقش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در زندگی مردم و جامعه انکارناپذیر است و به نوعی استفاده از شبکههای مجازی جز لاینفک زندگی مردم شده است و شاید بدون آن زندگی و کسب و کار غیر ممکن میشود.در اینجا یک سوال مطرح میشود و آن این است که استفاده از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی توسط مردم چه تاثیری میتواند بر جامعه و آنها داشته باشد؟
یک مسئلهای که هست محتوایی است که در شبکههای مجازی در حال استفاده است، بعضاً با محتواهای سخیفی مواجه هستیم این به این معنا نیست که ما باید این محتواهای سهیل را دفع کنیم. در حال حاضر محتواهایی که قابلیت جذب داشته باشد تولید نمیشود، اگر بتوانیم آن را تولید کنیم به نوعی از آن محتوای سخیفی که در حال تولید است یا تولید میشود جلوگیری میکنیم یا امکان نشر آن را کاهش میدهیم. به نظر من دادههای ارزشمند باید توسط متخصصان دانشگاهی تولید و انتشار یابد و ما خود به خود باعث نشر علوم پایه در جامعه شویم تا بتواند انگیزه حضور بیشتر در عرصههای جامعه را ایجاد کنیم.
یه نکته جالب این است که ما در حوزه هوش مصنوعی که در برخی از صنایع که ورود پیدا کردیم به جرات میتوانم بگویم که در لبه تکنولوژی هستیم. هم اینک که ما در عرصه ملی و حوزه موشکی خود با افتخار در جهان سخن میگوییم به جرات میتوانم بگویم که با نیروی متخصص تربیت شده درحوزه تصویر و هوش مصنوعی هم میتوانیم مشابه صنعت موشکی عمل کنیم و حرف برای گفتن داشته باشیم.
خوشبختانه امروز عرصههای وسیع علمی و بیشماری داریم که دانشگاهیان میتوانند به آنها ورود پیدا کنند. خوشبختانه شرکتهایی که در زمینه هوش مصنوعی در حال فعالیت هستند شرکتهای قابل اتکایی هستند به شرطی که به آنها در ابعاد ملی باور داشته باشیم. برای همین با جرات میگویم آینده امیدوار کنندهای را برای هوش مصنوعی در کشور متصور هستم. همانطور که میدانید در حوزه هستهای آژانسهایی برای کنترل کشورها وجود دارد. من فکر میکنم در حوزه هوش مصنوعی نیز باید مشابه آژانس انرژی هستهای، آژانس کنترل کننده هوش مصنوعی در آینده ایجاد شود زیرا قدرت آینده همه کشورها در حوزه هوش مصنوعی به یکدیگر مرتبط است. اگر ما بتوانیم در زمینه هوش مصنوعی نیز مانند صنعت موشکی کشور سرمایهگذاری کلانی کنیم بی شک این سرمایهگذاریها باعث میشود همه فارغ التحصیلان هوش مصنوعی یک دست برتری برای کشور ایران در عرصه بین المللی ایجاد کنند.
آیا استارتآپهای ایرانی قابلیت رقابت منطقهای و یا جهانی را دارند؟
ما کیس استادی ها و موارد زیادی داریم که واقعا قابلیت رقابت در سطح منطقهای دارند. ممکن است در حوزه هوش مصنوعی اقلامی مورد تحریم واقع شده باشد و یا در حوزه صادرات غربیها محدودیتهایی را برای ما ایجاد کنند اما ما توان تامین تجهیزات را با فکر و خلاقیت خود داریم به مصداق یک ضرب المثل قدیمی ما ایرانیها که عدو شود سبب خیر و در ناامیدی بسی امید است، درهای جدیدی را به سوی خود خواهیم گشود و به نظر من در بسته های وجود ندارد. در حوزه تخصصی بنده نیز که حوزه ترافیک هست دقیقاً همین مسئله تحریمها را داریم یعنی محصولی که داریم روی آن کار میکنیم چه به لحاظ قیمت تمام شده و چه محصول نهایی کاربردی، قابلیت رقابت با تمام محصولاتی که در این عرصه در حال تولید است را داریم و حتی میتوانیم قابلیت تأمین را در تمامی حوزهها داشته باشیم. به نظر میرسد مزیت رقابتی ما در حوزههایی که روی آن تمرکز کردهایم در صورت توسعه یافتن باعث ایجاد یک مزیت رقابتی کلان برای ما خواهدشد.
آیا دروس دانشگاهی متناسب با نیازهای بازار هوش مصنوعی در کشور هست؟
دروس دانشگاهی در بحث محتوا متحول شده است اما متاسفانه کاربردی نیست. این ناشی از دور بودن اساتید ما از حوزه صنعت است و یا بعضاً گیرکردن در صنایع مختلف است. به طور کلی در حوزه آی تی و هوش مصنوعی به صورت کلان که واقعاً علوم آن به صورت متداول در حال تغییر و تحول است، دروس موجود متناسب با نیاز بازار نیست و با اصلا به روز رسانی نشده است. مثلاً اگر یک دانشجو دانش آموخته ۱۰ سال پیش در حوزه آیتی باشد، به طور قطع نمیتواند با علم ۱۰ سال پیش در بازار کار شغل متناسبی را پیدا کنید و موفق باشد چون با تغییر و تحول رشد علمی هیچ جایگاهی را در بازار کار ندارد. امروزه در دنیا متحول شدن دورهای هوش مصنوعی ناشی از به روز بودن دروس مورد نیاز و تحولی است که عصر جدید دیجیتال در آن به وجود آورده است.
بیشترین نقشی که باید اتفاق بیفتد درگیر کردن دانشگاهیان در صنعت است یک دانشجو و یک استاد باید در کف میدان و در بازار صنعت مشغول به کار باشد تا بتواند نقاط خلا را شناسایی و به نحو احسن پر کند. واقعیت امر این است که در داخل دانشگاهها واحد ارتباط با صنعت وجود دارد اما داخل دانشگاهها سازوکارهایی به راه افتاده است که به نظر میرسد موثر باشد اما مطلوب نیست.مثلاً دانشجوها قبل از اینکه وارد بازار کار شوند مکانیزم کار آموزی دارند تا بتوانند در شرکتها بعد از فارغ التحصیلی کار کرده و تجربه کسب کنند.به نوعی آنان با فضای کسب و کار آشنا میشوند. اما یک معضل بزرگ در ساختارهای دانشگاهی داریم که دلمان میخواهد با صنعت ارتباط داشته باشیم اما برخی از آنها احساس نیاز در خود را نمیکنند. پارک های علم و فناوری یکی از این موارد است وقتی ساختار پارکهای علم و فناوری را مشاهده میکنیم متوجه میشویم که برخی مسئولین این پارکها شاید حتی سابقه مدیریت بنگاه اقتصادی را نداشتهاند. اینجا این مسئله مطرح است که یک پارک علم و فناوری حداقل به عنوان یک نهاد مطرحی که نقش تسهیلگری را در حوزه کسب و کار ایفامیکند مدیران خود را از بین افرادی انتخاب کند که به نوعی در فضای آن کار کرده و با آن درگیر بوده باشند زیرا معتقدم انسانهای مولدی که تجربه دارند میتوانند نقش کلیدی را در رشد و پیشرفت یک رشته تخصصی و در عرصه مسئولیت اجتماعی و حوزه توسعه دانش بنیان داشته باشند. دانشجویان نیز باید به پژوهشهای خود از منظر اخلاق دیجیتال و مسئولیت اجتماعی نگاه کنند و در بررسیها و پروژههای خود این جنبهها را در نظر بگیرند.
دانشگاهها نیز میتوانند با تشویق دانشجویان به مشارکت در پروژههای اجتماعی آنلاین، حس مسئولیت اجتماعی در آنها را تقویت کنند. با این رویکردها، دانشگاهها میتوانند نه تنها اخلاق دیجیتال را نهادینه کنند، بلکه زمینهای برای ایجاد افراد مسئول و متعهد به جامعه فراهم سازند.