دانشجو در جهان امروز؛ اخلاق بهمثابه کنش روزمره
نسترن صولتی
دانشگاه اصفهان
در جهان امروز که لایههای پیچیدهاش هر روز در هم میلغزند و معناهای تازهای از حقیقت، مسئولیت و آزادی میسازند، «دانشجوبودن» بیش از آنکه عنوانی دانشگاهی باشد، نوعی زیست اخلاقی است؛ زیستی که از فرد انتظار دارد میان گرداب اطلاعات، شتاب رسانهها، فشارهای اقتصادی و اضطراب آینده، همچنان بر یک اصل بنیادین استوار بماند: تعهد اخلاقی به انسان، به دانش و به جامعه. اگر رسالت دانشجو در گذشته بیشتر در جستوجوی دانایی خلاصه میشد، امروز دانایی بدون اخلاق، نهتنها راهگشا نیست بلکه میتواند به بازتولید بحرانهای جدید بینجامد. همین واقعیت، نقش دانشجو را در جهان معاصر به نقشی پیچیده اما حیاتی بدل میکند.
دانشجو در جهان متحوّل امروز در موقعیتی قرار دارد که حقیقت را از پشت لایههای متعدد روایتها و تحلیلها میبیند. او با انبوهی از دادهها و اطلاعات مواجه است که هرکدام تلاش دارند مسیر ذهنیاش را شکل دهند؛ از شبکههای اجتماعی گرفته تا پژوهشهایی که گاه بیش از آنکه به کیفیت معرفتی متکی باشند، به شاخصها و امتیازهای کمی پاسخ میدهند. در چنین فضایی، نخستین شرط تعهد اخلاقی، توانایی مکثکردن است؛ مکثی برای پرسیدن این سؤال ساده اما تعیینکننده: «پیامد این اقدام چیست؟» این پرسش، مرز میان رفتار مسئولانه و رفتار واکنشی را مشخص میکند.
تعهد اخلاقی دانشجو به حوزه دانش نیز گسترش مییابد، زیرا او بیش از هر گروه اجتماعی دیگری با فرایند تولید و انتشار دانش سروکار دارد. دانش، نسبت به بیاخلاقی حساس است؛ کوچکترین خطا در ارائه اطلاعات، سادهسازی افراطی مسائل پیچیده یا بازنشر ادعای غیرمعتبر، میتواند اعتماد عمومی را مخدوش و مسیر تصمیمگیری جمعی را منحرف سازد. بنابراین، اخلاق در روایت دانش یکی از بنیادیترین بخشهای رسالت دانشجوی امروز است؛ رسالتی که گاهی زیر فشار نمره، رزومه و رقابت نادیده گرفته میشود.
بااینحال، تعهد اخلاقی تنها به قلمرو دانشگاه محدود نمیماند. دانشجو در مقام یک شهروند در دنیایی زندگی میکند که با بحرانهای درهمتنیدهای مواجه است: نابرابری، تخریب محیطزیست، قطبیشدن گفتوگوهای اجتماعی، فرسایش اعتماد و افزایش احساس بیقدرتی. اگر دانشجو در برابر این چالشها صرفاً تماشاگر باشد، نقش تاریخی خود را نادیده گرفته است. رسالت اخلاقی او ایجاب میکند که بهجای بیطرفی منفعلانه، کنش اخلاقی خردمندانه و مسئولانه را برگزیند؛ کنشی که لزوماً بزرگ و پرهیاهو نیست، اما اثرگذار و ماندگار است.
کنش اخلاقی میتواند در سادهترین رفتارها تجلی یابد: پرهیز از سرقت علمی، مشارکت در گفتوگوهای محترمانه، مقاومت در برابر شایعهپراکنی، تبیین موضوعات پیچیده برای دیگران بدون تحقیر یا خودنمایی، و ایستادگی برابر بیعدالتیهای کوچک و بزرگ. همین رفتارهای کوچک هستند که بهتدریج «فرهنگ دانشگاهی» را میسازند و جامعه را از درون تقویت میکنند. رسالت دانشجو مجموعهای پراکنده از اقدامات نیست؛ شبکهای است از حساسیتها و انتخابها که بههم پیوسته، اخلاق را در زندگی روزمره جاری میکنند.
دانشجو همچنین وظیفه دارد میان دانشگاه و جامعه پلی ارتباطی بسازد. این پل زمانی شکل میگیرد که او پژوهشهای نظری را به مسائل واقعی پیوند بزند، مفاهیم علمی را برای عموم قابلفهم سازد و در روایت پیشرفت و توسعه، جایگاهی برای اخلاق در نظر بگیرد. جامعهای که اخلاق از آن زدوده شود، نه آینده مشترکی دارد و نه توانایی بازسازی خود را. دانشگاه بدون اخلاق، صرفاً کارخانه تولید مدرک است و دانشجو بدون اخلاق، حامل دانشی است که میتواند تخریبگر باشد.
در نهایت، رسالت دانشجو در جهان امروز چیزی فراتر از کسب دانش و مهارت است. رسالت او حفظ و گسترش کرامت انسانی در دل پیچیدگیهاست؛ رسالتی که از نقد آغاز میشود، در مسئولیتپذیری تداوم مییابد و در تغییرات کوچک اما پیوسته معنا پیدا میکند. حفظ شمع کوچک اخلاق در زمانهای که تاریکی بیتفاوتی و سودمحوری گستردهتر از همیشه به نظر میرسد، شاید دشوار باشد، اما همین شمع کوچک است که مسیر آینده را روشن میکند.