راهکارهای دانشگاهی برای کاهش شکافهای آموزشی و اجتماعی
لیلا ابوالفتحی - عدالت آموزشی در سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای تخصصی در حوزه سیاستگذاری فرهنگی، اجتماعی و رسانهای بدل شده است. با گسترش فناوریهای دیجیتال، تغییر الگوی دسترسی به اطلاعات و تحولات سریع در نظامهای ارتباطی، شکاف میان کسانی که به امکانات آموزشی استاندارد دسترسی دارند و کسانی که از این فرصتها محروماند، بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. در چنین شرایطی نقش رسانهها نه تنها در اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، بلکه در بازتولید یا کاهش نابرابری آموزشی اهمیتی دوچندان یافته است.
از سوی دیگر، تجربه دوران پساکرونا نشان داد که آموزش آنلاین، با همه ظرفیتهایش، الزاماً به معنای افزایش عدالت آموزشی نیست؛ بلکه در صورت نبود زیرساختهای ارتباطی مناسب، میتواند خود به عاملی تازه برای بازماندن بخشهایی از جامعه از چرخه آموزش تبدیل شود. بنابراین، پرسش از اینکه چگونه میتوان میان گسترش فناوری، دسترسی همگانی و کیفیت یادگیری توازن برقرار کرد، امروز یکی از مسائل بنیادی آموزش در ایران و جهان است. در همین چارچوب، «دانشگاه انقلاب» در گفتوگویی مفصل با جلال خالقی، پژوهشگر رسانه، کوشیده است ابعاد گوناگون عدالت آموزشی را از منظر رسانهای بررسی کند.
مطلب پیشرو، حاصل این گفتوگوست؛ تلاشی برای روشنتر کردن وضعیت موجود و گشودن مسیرهایی که میتوانند به ایجاد نظامی عادلانهتر و پاسخگوتر در حوزه آموزش منجر شوند.
1. دانشگاهها چگونه میتوانند شکافهای آموزشی و نابرابری در دسترسی به آموزش عالی را کاهش دهند؟
استفاده از رویههای آموزشی همگون، شفاف، نظارتپذیر و قابل ارزیابی شکاف آموزشی که بین دانشگاههای مختلف و دانشکدههای مختلف در زمینه دروس تخصصی و عمومی وجود دارد را تا حدودی پوشش خواهد داد.
به بیان دیگر وقتی روشهای واحد و نظارتپذیری در خصوص نحوه ارائه سرفصلهای آموزشی وجود داشته باشد، آموزشهای سلیقهای، کمگویی، اضافهگویی یا موارد مشابه در دورههای آموزشی کمتر شده و دانشجویان آموزشهای متناسبتری را طی خواهند کرد.
2. به نظر شما برنامههایی مانند بورسیهها و حمایت از دانشجویان محروم تا چه حد میتواند عدالت آموزشی را تضمین کند؟
به اسم زیباست ولی نحوه اجرای آن جای بحث جدی دارد؛ بورسیههای تحصیلی یا بسیاری دیگر از مجوزهای تحصیلی، صنفی و تسهیلات بانکی که با عنوان کلی مناطق محروم ارائه میشوند در مواردی کجرویهای جدی داشتهاند و اساسا از سوی افرادی به جز جامعه هدف اصلی آنها استفاده شدهاند.
در صورتی که نظارت لازم برای عدم وقوع چنین کژکارکردهایی که گاها تبدیل به نوع جدیدی از رانت برای اشخاص دارای نفوذ میشوند وجود داشته باشد، اصل موضوع قطعا مفید است و سبب کشف و هدایت استعدادهای نهفته بسیاری در مناطق محروم خواهد شد.
3. نقش دانشگاهها در افزایش عدالت جنسیتی در آموزش عالی چیست؟
در حوزه آموزش و در این مقطع زمانی چندان باورمند به لزوم اجرای آنچه عدالت جنسیتی عنوان میشود نیستم، زیرا رشتههایی که شرایط خاصی دارند پذیرش آنها مطابق با جنسیت بخصوصی است و شامل این مصداق نمیشوند.
بصورت عامتر نیز عدالت جنسیتی عموما ارائه سهمیه خاصی برای بانوان ترجمان شده که با توجه به اینکه شصت تا هفتاد درصد ورودی سالهای اخیر رشتههای دانشگاهی بانوان هستند و اساسا الویت آقایان به اشتغال و ورود به بازار کار و کسب درآمد تغییر کرده، چنین مسئلهای اکنون چندان موضوعیت ندارد.
بدیهی است در موارد خاص همواره بازاندیشی و روزآمدی مورد نیاز است.
4. دانشگاهها چگونه میتوانند به مناطق کمتر توسعهیافته خدمات آموزشی و پژوهشی ارائه دهند؟
الگوی دانشگاه آزاد و البته نمونه مشابه کمتر موفق آن یعنی واحدهای دانشگاه پیام نور و البته واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی در سطح کوچکتر در مقطعی که با انفجار جمعیتی دهه شصت روبرو بودیم در این خصوص تلاشهای شایان تقدیری انجام دادند، ولی اساسا آن مقطع پشت سرگذاشته شده و آن زیرساختها در اقصی نقاط کشور ایجاد شده و اکنون بسیاری به سبب تغییرات جمعیتی دهه هفتاد و کاهش ورودی دانشجو در سالهای اخیر تعطیل شدهاند، لذا تا حدودی از یک تجربه پشت سرگذاشته شده صحبت میکنیم.
هم اکنون مدیریت زیرساختهای موجود، سنجش نیاز جامعه مخاطب، ارائه رشته های مناسب و دارای بازار کار و برنامهریزی برای بکارگیری فارغالتحصیلان در مقاطع بعدی موضوع مبتلابهتری است.
5. تجربه یا نمونهای از اقدامات موفق دانشگاهها در زمینه عدالت آموزشی و دسترسی همگانی میشناسید؟
اساسا میزان سهمیههای مختلف آموزشی به روایتی 17 گونه مختلف سهمیه پذیرش دانشجو، مفهوم عدالت آموزشی را بویژه در دانشگاههای دولتی و سطوح تحصیلی ارشد و دکترا که اکنون رقابت جدی وجود دارد مختل کرده است.
از این موضوع که بگذریم اگر هزینههای سنگین آموزشی در دانشگاههای آزاد یا واحدهای پردیس دانشگاههای دولتی را یک مانع جدی محسوب نکنیم، میتوان گفت در کنار دورههایی همچون DBA/MBA که توسط دانشگاههای مختلف برگزار میشوند، نمونههای خوبی از دسترسی همگانی و نه لزوما عدالتمندانه به آموزشهای دانشگاهی هستند.