با تحقق مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها، صحنه‌های زیبایی از انسانیت خلق می‌شود

پنجشنبه, 06 آذر,1404

با تحقق مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها، صحنه‌های زیبایی از انسانیت خلق می‌شود

 

با تحقق مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها، صحنه‌های زیبایی از انسانیت خلق می‌شود

 

فاطمه عباس آباد - «دانشگاه انقلاب» رسانه‌ای که به دنبال پیگیری و تحقق اهداف و آرمان‌های علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها است و تلاش می‌کند عرصه‌ای برای انعکاس دیدگاه‌های استادان و دانشجویان با سلایق مختلف باشد، در یک مصاحبه اختصاصی با «محمدرضا واسعی» پزشک و مدیر سابق امور دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران، به بررسی ابعاد مختلف مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها از نگاه اساتید به عنوان یکی از ارکان اصلی جامعه علمی دانشگاه می‌پردازد.

«محمدرضا واسعی» مدیر سابق امور دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در گفت‌و‌گو با خبرنگار دانشگاه انقلاب به سوالات مختلفی با محوریت مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها و نقش دانشجویان و اساتید در این باره پاسخ داده است.

۱. در ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید؟

محمدرضا واسعی فرزند شهید علی‌اصغر واسعی هستم، سال ۱۳۶۳ در رشته پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی ایران قبول شدم. سال ۱۳۷۰ با عنوان پزشک عمومی فارغ‌التحصیل شدم و طرح پزشکی خود را در منطقه رباط کریم شروع کردم که در آنجا با عنوان پزشک نمونه رئیس مرکز بهداشت رباط کریم مشغول به کار شدم. در سال ۱۳۷۵ در رشته MPH (فوق لیسانس بهداشت عمومی با گرایش مدیریت) در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول تحصیل شدم و سال ۱۳۷۷ در این رشته فارغ‌التحصیل شدم. سپس در مرکز بهداشت غرب مشغول خدمت شدم، سه سال رئیس امور اداری مرکز بهداشت غرب بودم که در آن زمان تنها مرکز بهداشتی بود که ایزو گرفته بود، اتوماسیون اداری نیز در همان زمان در مرکز بهداشت غرب پیاده شد. پس از آن دوباره به عنوان پزشک بهداشت خانواده خدمت کردم از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۴ مدیر امور دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ایران بودم. در سال ۱۳۹۷ بازنشسته پیش از موعد گرفتم. از سال ۱۴۰۳ در دانشگاه خوارزمی در رشته کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل شروع به تحصیل کردم معدل ترم اول اینجانب ۱۹/۷ شد. اکنون ترم سوم کارشناس ارشد رشته روابط بین‌الملل هستم و درحال تحصیل می‌باشم.

۲‌. به نظر شما مسئولیت اجتماعی کنونی دانشگاه‌ها کافی است یا نیاز به تغییراتی دارد؟

قبل از هر چیز می‌خواهم یک تعریفی از مفهوم مسئولیت اجتماعی در دانشگاه داشته باشم. مسئولیت اجتماعی دانشگاه به معنای تعهد این نهادها به خدمت به جامعه، ارتقاء آگاهی اجتماعی و تأثیر مثبت بر سلامت، رفاه و توسعه اجتماعی است. این مسئولیت شامل چند بعد می‌شود از جمله بعد آموزشی و اخلاقی که دانشگاه‌ها با فراهم کردن آموزش‌های اخلاقی و اجتماعی برای دانشجویان، باعث می‌شوند تا آن‌ها بتوانند شغل‌های متاثر از جامعه برای حل نیازهای مردم انتخاب کنند. در بعد تحقیق و نوآوری باعث می‌شود تا دانشجویان با انجام تحقیق و پژوهش‌های مرتبط با نیازهای جامعه دانشی جدید خلق کنند که به حل مشکلات اجتماعی و بهداشتی کمک کند. مسئولیت اجتماعی از بعد خدمات اجتماعی، باعث مشارکت بیشتر دانشجویان در ارائه خدمات مختلف بهداشتی و اجتماعی و انجام پروژه‌های درمانی و پیشگیری می‌شود. از بعد پایداری و توسعه یک دانشجو اگر مسئولیت اجتماعی داشته باشد برای ارتقاء توسعه پایدار و بهبود شرایط زندگی افراد و جوامع تلاش بیشتری خواهد کرد و نهایت دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه‌ها می‌توانند به عنوان تاثیرگذاران کلیدی در پیشرفت جامعه و بهبود کیفیت زندگی فردی و جمعی نقش ایفا کنند.

۳. توجه دادن دانشجویان به مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها به خصوص دانشگاه‌های علوم پزشکی چه اهمیتی دارد؟

مسئولیت اجتماعی در دانشگاه علوم پزشکی اهمیت زیادی دارد، زیرا این نهادها نقش مهمی در بهبود سلامت و رفاه جامعه ایفا می‌کنند‌. دانشگاه‌ها با آموزش دانشجویان به اصول اخلاقی و اجتماعی، می‌توانند مسئولیت‌پذیری را در نسل جدید پزشکان و کارشناسان سلامت ترویج دهند. یک دانشجو اگر در انجام تحقیقات کاربردی مرتبط با نیازهای جامعه مسئولیت اجتماعی داشته باشد نتیجه تحقیقات و انتشار نتایج آن به بهبود شرایط بهداشتی جامعه کمک می‌کند. کارکنان دانشگاه‌ها نیز با محوریت مسئولیت اجتماعی می‌توانند در برنامه‌ها و خدمات عمومی بهداشتی مشارکت کنند و سلامت جامعه را ارتقا دهند. در واقع مسئولیت اجتماعی به دانشگاه‌ها کمک می‌کند تا به‌عنوان پیشگامان تغییرات مثبت در زمینه بهداشت عمومی و توسعه پایدار عمل کنند.

۴. نقش دانشگاه‌ها و دانشجویان و اساتید در مواجه با بحران‌های اجتماعی و تجربه تاریخی دانشگاه‌های ایران در دوران جنگ تحمیلی و رویدادهایی مانند ۱۶ آذر و غیره از جهاد دانشگاهی تا جهاد علمی چیست؟

من در زمان جنگ تحمیلی، در جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی ایران خدمت می‌کردم. در آن زمان وظیفه یک دانشجو و استاد تولید علم و کسب دانش بود. دومین کاری که در آن زمان مهم بود چون جو انقلاب در همان اوائل پیروزی، در دست چپی‌ها، مجاهدین و منافقان بود، متاسفانه اساتید و دانشجویان مذهبی در دانشگاه در اقلیت بودند، یکی از وظایف اصلی ما به عنوان یک دانشجوی انقلابی، تبلیغ دین، ارزش‌های اسلامی و انقلابی در دانشگاه بود، و به نظر من این امر یک جهاد بزرگ و یک مسئولیت اجتماعی خطیری برای ما بود. خوشبختانه با اشاعه تفکر انقلابی، دانشگاه از نیروهای چپ پاکسازی شد و جو دانشگاه تقریباً وجهه مذهبی پیدا کرد. از اهداف برگزاری نماز جمعه در اوایل پیروزی انقلاب این بود که نفوذ چپی‌ها، مارکسیست‌ها، مجاهدین خلق در دانشگاه‌ها کم شود که متاسفانه این امر در اوایل جنگ به انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه کشیده شد. در سال ۱۳۶۱ عوامل چپی‌ها دستگیر شدند و دانشگاه‌ها از وجود چپی‌ها و مارکسیست‌ها و مجاهدین خلق پاکسازی شده بود. یک از وظایف اصلی ما به عنوان دانشجو در آن زمان این بود که روحیه انقلابی و اسلامی را در دانشگاه‌ها تقویت کنیم. در زمان تاریخی جنگ مهمترین وظیفه یک دانشجو علاوه بر کسب علم و دانش، این بود که در زمینه مسائل اعتقادی، مذهبی و سیاسی فعالیت کند. در دوره جنگ یادم می‌آید بیمارستان حضرت رسول (ص) تازه ساخته شده بود البته کامل تکمیل نشده بود و مجروحین جنگی که ترکش به سرشان اصابت می‌کرد را به این بیمارستان می‌آوردند، خوشبختانه در آن زمان نیز دانشجویان و اساتید با روحیه انقلابی و مسئولیت اجتماعی توانستند کارهای بسیار خوب و پیشرفته‌ای را در زمینه جراحی مغز و اعصاب انجام دهند. بگذارید یک خاطره از عملیات «کربلای یک» که خودم در این عملیات حضور داشتم را برایتان بازگو کنم، من شاهد ماجرا بودم که برخی از جراحان و اساتید دانشگاه اصلاً استراحتی نداشتند و برخی از آنها شاید چندین روز بیدار مانده بودند و با داشتن روحیه انقلابی و ایمانی کارهای خارق‌العاده‌ای را انجام می‌دادند، آنها توانستند در یک روز صدها مجروح جنگی را تحت عمل جراحی قرار دهند، تصاویری که شاید در هیچ جای جهان نظیر هم ندارد نتیجه داشتن روحیه انقلابی و اسلامی و مسئولیت اجتماعی اساتید ما بود که در صفحه تاریخ دفاع مقدس ما حک شد. طرح (ivf) نیز در آن زمان انجام می‌شد و بعد از پایان یافتن جنگ تحمیلی هشت ساله نیز پیگیری این طرح در دانشگاه علوم پزشکی ایران ادامه داشت. در آن زمان من مسئولیت نشریه دانشگاه و کنفرانس علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی ایران را عهده‌دار بودم. در زمان جنگ من شاهد بودم دانشجویان و اساتید در رشته‌های فنی و مهندسی و پزشکی تلاش‌های زیادی کردند. مثلا در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تحقیقات علمی زیادی انجام شد. به طور مثال در آن زمان، با تحقیق و بررسی زیاد، داروی فنیتوئین کشف شد که می‌توانست زخم‌های رزمندگان را زودتر التیام دهد. نمونه بارز دیگر استفاده از بمب‌های شیمیایی ممنوعه که صدام در جنگ ایران استفاده کرد، پزشکان ایرانی زیادی را بر آن داشت تا تلاش‌های خستگی‌ناپذیر زیادی را در درمان مجروحین انجام دهند. این در حالی بود که کشور آلمان که خودش این مواد شیمیایی را به دولت صدام داده بود اعلام کرده بود مجروحین شیمیایی را به این کشور اعزام کنند برای اینکه خودشان تجربه‌ای در زمینه جنگ‌های شیمیایی در آلمان نداشتند و می‌خواستند از تجربه درمان مجروحان شیمیایی رزمندگان ما استفاده کنند. قطعات نظامی زیادی در جهاد دانشگاهی ساخته و تولید شد و در حل مشکلاتی که رزمندگان در جبهه داشتند کمک شایانی کرد. مثلا ساخت و نصب پل شناور و متحرک «بعثت» در عملیات «والفجر ۸» بر روی رودخانه خروشان اروند، به طول ۹۰۰ متر و عرض ۱۲ متر، با ۵ هزار لوله ۱۲ متری به قطر ۱۴۲ سانتی‌متر و ضخامت ۱۶ میلی‌متری از جنس فولاد؛ آن هم در عمق ۱۲ متری این رودخانه که ارتفاع جزر و مدش از ۵ متر هم بالاتر می‌رفت و همچنین طراحی و ساخت بیمارستان‌های امن، مستحکم و مجهز صحرایی به منظور کاهش فاصله زمانی درمان مجروحان و مصدومان مانند بیمارستان‌های فاطمه‌الزهرا(س) و علی‌بن ابی‌طالب(ع) با قطعات بتنی و فلزی از پیش ساخته شده و نیز طراحی حمام‌های ضد شیمیایی، تنها نمونه‌های کوچکی بود که توسط دانشگاهیان در جنگ تحمیلی ساخته و استفاده شد. می‌خواهم بگویم عجین شدن مسئولیت اجتماعی اساتید با علم و دانش و ایمان در زمان جنگ باعث خلق امکاناتی شد که در آن زمان با وجود امکانات ناچیز غیر ممکن بود. زنده یاد دکتر سعید کاظمی آشتیانی یک نمونه دیگر از دانشمندان جهادگر و مومن بود که با محوریت مسئولیت اجتماعی و پرورش این صفت مهم در درون خود توانست به موفقیت‌های چشمگیری در رشته پزشکی دست یابد. دکتر کاظمی آشتیانی به دلیل داشتن مسئولیت اجتماعی در قبال مشکل ناباروری جامعه توانست، روش‌های پیشرفته درمان ناباروری، تولید و تکثیر و انجماد سلولهای بنیادی جنینی و همانند سازی (کلونینیگ) حیوانات، را گسترش دهد. این دانشمند والامقام در سال ۱۳۶۱ با همکاری دو تن از همکارانش جهاد گروه پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران تأسیس کرد. این گروه هسته اولیه جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران بود که در سال ۱۳۶۵ شکل گرفت. در طی این سال‌ها مراکز درمانی متعددی تأسیس و گروه‌های مختلف پژوهشی را راه اندازی کرد که در آن میان پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی یکی از مهمترین این مراکز بود. پژوهشکده رویان جهاددانشگاهی خرداد ماه ۱۳۷۰ با مدیریت دکتر کاظمی رسما فعالیت خود را آغاز کرد و تاکنون هزاران زوج نابارور با بهره مندی از خدمات این مرکز پیشرفته درمان ناباروری صاحب فرزند شده اند. می‌خواهم بگویم مسئولیت اجتماعی وقتی در وجود یک دانشجو و یا استاد دانشگاه شکل بگیرد تحولات شخصیتی و ایمانی در آن‌ها ایجاد می‌کند و صحنه‌ها زیبایی از انسانیت را خلق می‌کند که شاید در باور انسان نگنجد.

«واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ نماد وحدت و نهضت مقاومت ملی مردم ایران بر ضد استکبار بود»

در مورد واقعه ۱۶ آذر که در سال ۱۳۳۲ اتفاق افتاد باید بگویم این واقعه نماد وحدت مردم و انسجام ملی در مبارزه با رژیم ستمشاهی بود زیرا بعد از کودتای ۲۸ مرداد تمام کشور در یک حالت خفقان قرار داشت و مردم کاملاً حیران و سردرگم بودند. وقتی نیکسون وارد تهران شد برای اولین بار در دانشگاه تهران حرکتی ایجاد شد که مردم قدری به خود بیایند در نهایت نتیجه این شد که جنبش‌های دانشجویی در کنار جنبش‌های مردمی بر ضد کودتا شکل گرفت‌ و ترس و‌ وحشت مردم از کودتاگران ریخته شد. ماجرا این بود که در یکی از کلاس‌های درس دانشکده فنی، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور مأموران گارد، آنها را به سخره می‌گیرند و مأموران گارد با حمله وحشیانه به دانشجویان بی دفاع و بی پناه، سه تن از آنان را به شهادت می رسانند. شهید مصطفی چمران در رابطه با حادثه ۱۶ آذر می گوید: وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه چیز را به چشم می بینم. صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین‌انداز است، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را می‌لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد با چشم می بینم. نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا به ایران آمده بود تا نتیجه ۲۵ میلیون دلار خرج کودتا را ببیند. برای این که واقعه ۱۶ آذر زودتر از یادها برود رژیم پهلوی از برپایی مراسم یادبود شهدا جلوگیری می‌کرد. واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲، یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است که نماد مقاومت در برابر استبداد و ظلم به شمار می‌آید. این روز به یاد دانشجویانی که به خاطر اعتراضات خود جان باختند، در تاریخ ثبت شده و به ما یادآوری می‌کند که اهمیت آزادی، حقوق بشر و اتحاد در برابر ظلم چقدر بالاست. فراموش نکردن این واقعه به ما کمک می‌کند تا به ارزش‌های دموکراتیک و اجتماعی خود پایبند باشیم و از تاریخ عبرت بگیریم. همچنین، این موضوع فرصتی برای یادآوری و گرامیداشت جان‌باختگان و تلاش‌های تمامی کسانی است که برای پیشرفت جامعه مبارزه کرده‌اند.

برای اینکه دانشگاه تراز اول انقلاب اسلامی داشته باشیم باید ارزش‌های اسلامی را احیا کنیم. عدم توجه به اشتغال و ازدواج، دو عامل مهم دور شدن دانشجویان از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است. باید این تفکر را به دانشجویان بدهیم که همه مشکلات دانشجویان اعم از اشتغال و ازدواج و معیشت آن‌ها برای مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی مهم است یادمان نرود کاری نکنیم که برخی از دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی به کشورهای خارجی مهاجرت کنند و به دلیل شرایط بهتر حمایتی و معیشتی سایر کشورها دیگر به وطن بازنگردند.

ازدواج و زندگی سالم دانشجویان دقیقاً در زمره‌ همان مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه قرار می‌گیرد. مسئولیت اجتماعی دانشجویان در دانشگاه‌ها می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری و تقویت جوامع آموزشی و فرهنگی ایفا کند. این مسئولیت می‌تواند شامل مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، کمک به یکدیگر و فعالیت‌های داوطلبانه باشد. وقتی دانشجویان در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کنند، نه تنها مهارت‌های خود را توسعه می‌دهند، بلکه احساس تعلق و مسئولیت هم در آن‌ها تقویت می‌شود. با ازدواج دانشجویان جوامع قوی‌تری شکل می‌گیرد. ازدواج در دوران دانشگاه می‌تواند تأثیرات مثبتی بر روی زندگی اجتماعی و انگیزه تحصیلی داشته باشد، به شرطی که زوجین بتوانند به خوبی تعادل بین زندگی اجتماعی، تحصیل و مسئولیت‌های خانوادگی خود را برقرار کنند. ما در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ برای تشکیل خانواده در دوران دانشجویی بسیار مقید بودیم اما نسل امروز منتظر بهبود وضعیت اقتصادی و فارغ التحصیل شدن از دانشگاه است که آن هم با گذشت زمان و افزایش سن، شرایط سخت تر می‌شود. میخواهم به سخنان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کنم که در سال ۱۳۷۵ در یک مراسم عقد، فرمودند: «اینکه بعضی سن ازدواج را برای سال‌های میانی عمر که در غرب و تمدن غرب معمول است، می‌گذارند مثل اغلب چیزهایشان، غلط و برخلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است که به شهوترانی و بی‌بندوباری اقبال دارند. می‌خواهند جوانی خود را به اصطلاح خودشان، با خوشی و بعضا هوسرانی‌هایشان سپری کنند بعد که از کار افتاده شدند و آتش‌هایشان فرو نشست، حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می‌کنید که در غرب زندگی خانوادگی اینطوری است؛ طلاق‌های زیاد، ازدواج‌های ناموفق، مرد و زن‌های بی‌وفا، تخطی‌های جنسی فراوان، غیرت کم، زندگی خانوادگی به این معناست.»

آیا مسئولیت اجتماعی محدود به فعالیت‌های دانشگاهی است یا باید فراتر از دانشگاه‌ها عمل کند؟

به نظر من باید فراتر عمل شود. شاید برخی از دانشجویان نمی‌خواهند زیر بار مسئولیت تشکیل زندگی و خانواده بروند همین امر زنگ خطری است برای قشر دانشجوی ما. مسئولان در دانشگاه‌ها، در درجه اول باید شرایط را برای ازدواج دانشجویان تسهیل کنند. مسئله اخلاقی و تشکیل خانواده برای یک دانشجو یک امر بسیار مهم و ضروری‌ است. اگر می‌خواهیم نسل امروز دانشگاهی دیندار بار بیاید، باید روی مسائل اعتقادی و ایمانی دانشجویان کار کنیم. ازدواج دانشجویان نیز یک مسئولیت اجتماعی مهم است و باید برای حل معضل ازدواج دانشجویان، فرهنگ‌سازی شود. به نظر من برای اینکه دانشگاه‌هایی همتراز انقلاب اسلامی داشته باشیم باید مسئولیت اجتماعی در دانشگاه‌ها از نو باز تعریف شود. اگر می‌خواهیم مشکل جمعیتی کشور، بی حجابی، بی عفتی و بی بندوباری و خیلی از مسائل اخلاقی و فرهنگی حل شود باید ابتدا مشکل ازدواج جوانان به خصوص قشر دانشجو را حل کنیم زیرا علم و دانش یک دانشجو در سایه آرامش و امنیت و داشتن همسری همدل و همراه شکوفاتر خواهد شد. اگر مسئولان دانشگاهی می‌خواهند مشکل بی‌اخلاقی و بد حجابی در دانشگاه‌ها حل شود باید ابتدا به مشکل تجرد دانشجویان توجه کنند. باید با فرهنگ‌سازی و تغییر تفکر دانشجویان مهمترین معضل آنان که ازدواج دیرهنگام است را حل و فصل کنند.

مسئولیت اجتماعی دانشگاه‌ یعنی یک استاد و دانشجو در برابر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند باید پاسخ‌گو باشد و به بهبود کیفی زندگی مردم کمک کند. به طور خلاصه، دانشگاه اجتماعی آن است که به نیازهای واقعی جامعه حساس باشد، در زندگی اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی مردم اثرگذار بوده و به جای پرورش صرف دانش، شهروند مسئول تربیت می‌کند. ازدواج دانشجویان یکی از مصادیق مهم مسئولیت اجتماعی است؛ چون ازدواج سالم و آگاهانه بخشی از سلامت فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی دانشگاهی است. مسئولان دانشگاهی می‌توانند اقدامات کلیدی در این زمینه از جمله حمایت از ازدواج دانشجویی و روابط سالم، از راه مشاورهٔ تخصصی، تسهیلات اقتصادی و فضای فرهنگی مثبت؛ راه‌اندازی مراکز مشاوره‌ای که نقش آموزشی و حمایتی ایفا کنند؛ فرهنگ‌سازی درباره مسئولیت در زندگی مشترک و احترام به حقوق متقابل؛ انجام دهند. همانطور می‌دانید مشکلات اقتصادی یکی از دلایل تأخیر ازدواج در جامعه است، پس هرچه دانشگاه در اشتغال‌پذیری و مهارت اقتصادی دانشجویان موفق‌تر عمل کند، در واقع به پایداری اجتماعی و خانوادگی دانشجویان کمک کرده است.

اگر بخواهیم جایگاه ویژه ازدواج دانشجویان در مسئولیت اجتماعی دانشگاه را خلاصه کنیم، باید بگوییم ازدواج دانشجویی برای دانشگاه از چند جنبه دارای معنای مهم است، یکی اینکه ازدواج دانشجویی برای دانشگاه می‌تواند یک دستاورد اجتماعی باشد، دوم ترویج ارزش‌های اخلاقی و آرامش روانی و کاهش آسیب‌های روابط ناسالم و سوم تقویت هم‌گرایی و مسئولیت‌پذیری جوانان و تحکیم نهاد خانواده در نسل تحصیل‌کرده و چهارم افزایش امید اجتماعی در جوانان. بنابراین وقتی دانشگاه به ازدواج دانشجویان اهمیت می‌دهد، در حقیقت بخشی از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی خود را برای باز تولید سرمایه اجتماعی کشور انجام می‌دهد. مسئولیت اجتماعی دانشگاه یعنی تربیت انسان‌هایی خلاق، اخلاقی و مفید برای جامعه و توجه به مسئله ازدواج، خانواده، سلامت روان، و آینده شغلی دانشجویان همه شاخه‌هایی از این درخت بزرگ‌ هستند.

مهمترین چالش در مسیر ایفای مسئولیت اجتماعی توسط دانشجویان چیست؟

در وضعیت کنونی مهم‌ترین چالش در دانشگاه‌ها مشکل اخلاقی است. وقتی دانشجویی دچار انحراف اخلاقی شود به این معنی است که از آرمان‌های انقلاب اسلامی دور شده در نتیجه خیلی از مسائل فرهنگی و اجتماعی را مانند عفاف و حجاب را رعایت نمی‌کند. بنابراین تقویت ارزش‌های معنوی و تربیت مذهبی در دانشگاه بسیار مهم است. همانطور که گفتم نگاه‌ها باید در زمینه ازدواج و اشتغال در دانشگاه تغییر یابد. مثلاً در زمینه اشتغال این مسئله در بین دانشجویان باب شده است که حتما بعد از فارغ از تحصیل شدن شغل مناسبی پیدا نخواهند کرد و دانشجویی که بیکار است هرگز نمی‌تواند ازدواج کند. مسئله امید بخشی به دانشجو نیز باید در دانشگاه قوت بگیرد. به نظر من باید دانشجویان را جذب کرده و برای آنها برنامه ریزی کنیم. اگر دانشجو دغدغه ازدواج و اشتغال نداشته باشد حتما نسبت به اهداف مقدس نظام جمهوری اسلامی خوشبین می‌شود و امید دارد که تحصیل و سروسامان گرفتنش برای مسئولان کشور مهم است، آن وقت است که نسبت به مسائل شرعی و اسلامی اهمیت قائل می‌شود و دانشگاه از انحرافات اخلاقی مصون می‌ماند.

من یک فرزند شهید هستم و دوست دارم کشورم به قله‌های بلند پیشرفت و توسعه دست یابد. وقتی یک جوان دانشجو در دانشگاه با ناامیدی درس می‌خواند و مشکل ازدواج و اشتغالش حل نمی‌شود به طور قطع این جوان نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی بدبین می‌شود. و وقتی یک دانشجو احساس کند که دولت نمی‌تواند برای او یک شغل ایجاد کند و یا مشکل ازدواجش را حل کند، در اینجاست که دانشجو نسبت به مسائل شرعی و دینی خود بی‌تفاوت می‌شود. برای اینکه یک دانشجو بتواند در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی فعال شده و کار کند، ابتدا باید او را به سمت مسائل مذهبی و سیاسی سوق دهیم همه ما اعتقادمان بر این است که دین اسلام در مورد همه چیز حرفی برای گفتن دارند و اساساً کتاب آسمانی ما قرآن برای هدایت بشر بر پیامبر نازل شده است. در حال حاضر دانشگاه‌های ما دچار بحران‌های مختلفی است، از معیشت و‌ حقوق اساتید دانشگاه بگیرید تا بحران‌های روحی و روانی دانشجویان و مشکلات اقتصادی، ازدواجی، بنده نظرم این است که همه این مشکلات در سایه ایمان به خدا و دینداری حل خواهد گشت. در مسئولیت اجتماعی ما باید بتوانیم در ایران و به خصوص در داخل دانشگاه‌ها بحث ملیت و ناسیونالیستی را زنده کنیم. اوایل پیروزی انقلاب یک عده این اشتباه را می‌کردند که ملی‌گرایی برخلاف اسلام است که قطعاً این تفکر غلط است. صفویه یا صفویان سلسله‌ای از حاکمان شیعه ایران که بودند که با رسمی کردن مذهب شیعه کوشیدند هویتی یگانه به مردم ایران ببخشند و در نتیجه نخستین حکومت شیعه در سراسر ایران را شکل دادند. در واقع صفویه با آن همه عظمت یک بالش شیعه و بال دیگرش سرزمین مقدس ایران بود. باید ایران گرایی و ناسیونالیسم ایرانی در دانشگاه‌ها زنده شود. باید به این سمت برویم که اسلام و ایران منافاتی با همدیگر ندارند. تشیع یک دینی است که به آن باور داریم که تک تک ما یک ایرانی هستیم که کشور و خاک خود را دوست داریم و می‌خواهیم برای سربلندی کشورمان ایران زندگی کنیم. چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامی بعد از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، نیز حرکت جالبی انجام دادند و به مداح اهل بیت حاج محمود کریمی گفتند که از ایران بخوان، این حرکت رهبر معظم انقلاب به همه مردم نشان داد در این برهه از زمان که دشمن برای نابودی ایران و ایرانی با ابرقدرت‌ها و استکبار جهانی هم پیمان شده است، جدا از اختلاف نظر بین همدیگر فعلا کشور مهمترین موضوع است که باید حفظ شود. اگر بخواهیم مسئولیت اجتماعی دانشجویان و اساتید در دانشگاه‌ها محقق شود باید در کنار مذهب، ناسیونالیسم ایرانی را در بین دانشگاهیان تقویت کنیم. اوایل پیروزی انقلاب اسلامی یادم می‌آید عده‌ای سلسله صفویه را خیلی مسخره می‌کردند، یک فیلم تلویزیونی نیز از شاه عباس ایران پخش می‌شد که خیلی این شخصیت را به سخره گرفته و او را دیوانه خطاب می‌کردند. به نظرم من شاه عباس ایران از لحاظ سیاسی یک نابغه بود و برای ایران و ایرانی خیلی کار کرد. خدماتی را که شاه عباس برای کشور انجام داد شاید هیچ پادشاهی برای ایران انجام نداده باشد البته به جز پهلوی که نوکر بی چون و چرایی غربی‌ها بود، تقریبا همه پادشاهان ایران دلشان می‌خواست ایران رشد کند و برای ترقی کشور کارهای بسیاری را انجام می‌دادند. به نظر من اگر بخواهیم مسئولیت اجتماعی در بین دانشگاهیان بیشتر مورد توجه واقع شود در ابتدا باید بتوانیم ناسیونالیسم را در کنار مذهب و تشیع زنده کنیم. باید دانشجویان را علاوه بر کارهای علمی و پژوهشی در کارهای مذهبی و مسئولیت اجتماعی نیز تشویق کنیم. مثلاً برای تشویق دانشجو می‌توانیم مقالات و پایان‌نامه‌ها و کتاب‌های تالیفی آن‌ها را در نشریات دانشگاهی منتشر کنیم و برای فعالیت‌های آن‌ها بودجه اختصاص بدهیم. مسئولان دانشگاه نباید فکر کنند که اینگونه کارها عبث و بیهوده است بلکه چاپ مقالات و کتاب دانشجویان در نشریات دانشگاهی می‌تواند باعث رشد دانشگاه شود.

هنگامی که صفحات تاریخ ایران عزیزمان را ورق می‌زنیم متوجه می‌شویم که مسئولیت اجتماعی در خیلی از اتفاقات تاریخی وقایع را به گونه‌ای رقم زد که مردم با وحدت و انسجام ملی باعث حفظ کشور شدند. این مسئولیت اجتماعی دانشجویان در واقعه ۱۶ آذر کاملا واضح بود که باعث شد جنبش‌های دانشجویی در کنار جنبش‌های مردمی رقم بخورد و اهداف شوم دشمنان به ثمر ننشیند. شاید در گذشته مردم ما در زمینه سیاست سواد کافی نداشتند و شاید کمتر کسی بتواند در مورد مسائل سیاسی کشور به صورت علمی و آکادمیک صحبت کند اما من معتقدم مردم ما با مطالعه و افزایش سطح سواد سیاسی خود نسبت به مسائل سیاسی کشور به موقع در میدان عمل حاضر شدند و تاثیر خود را گذاشته‌اند. سواد سیاسی دانشجویان نیز باید با مطالعه افزایش یابد. من اعتقاد دارم دانشجویان و اساتید شخصیت خیلی بزرگ و تأثیرگذاری در کشور دارند و می‌توانند مربی و معلم مردم جامعه باشند. اگر سواد رسانه‌ای مردم در کنار سواد رسانه‌ای دانشگاهیان رشد کند آن وقت است که در مواجهه با مسائل و مشکلات مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی می‌توانیم بهتر عمل کنیم و دشمنان را ناامید سازیم. اگر بخواهیم دانشگاه‌های ما همتراز آرمان‌های انقلاب اسلامی باشند باید در زمینه آموزش مسائل دینی و اسلامی در دانشگاه‌ها از شعار دادن بپرهیزیم و بیشتر عملیاتی وارد شده و عمقی کار کنیم. مثلاً در مورد وضعیت حجاب دانشجویان برای اینکه این امر راحت‌تر مورد قبول یک دختر ایرانی واقع شود به جای آگاهی دادن او از فلسفه حجاب و بازگو کردن فواید شخصی و اجتماعی آن بیشتر شعار داده‌ایم و شعاری عمل کرده‌ایم. موضوع رعایت حجاب در دانشگاه‌ها به تفاوت میان قانون و اجرا برمی‌گردد. در عمل، آیین‌نامه‌های دانشگاهی درباره پوشش عموماً کلی و غیرشفاف‌اند. بخش بزرگی از جامعه دانشگاهی، از جمله استادان و دانشجویان، موضوع حجاب را نه الزام قانونی بلکه کنش شخصی یا فرهنگی می‌دانند. بعضاً مشاهده می‌کنید که برخورد صرفاً انتظامی با مقاومت یا اعتراض مواجه شده است. بنابراین برخی از دانشگاه‌ها می‌کوشند تنش را پایین نگه دارند و برخورد سخت‌گیرانه نکنند. قبول دارم که کار فرهنگی، کار بسیار سختی است. کمبود ابزار اجرایی، فرهنگی و مشاوره‌ای کافی برای کار ترویجی حجاب در بسیاری از دانشگاه‌ها نیز یکی از علت‌های حل نشدن این معضل در محیط دانشگاه است. برخی فعالیت‌ها (نشست، جشنواره، تولید محتوا) انجام می‌شود ولی اثر گذاری آن‌ها محدود است چون اغلب تکراری یا شعاری است و با زبان و نیاز نسل جوان امروز تناسبی ندارد. بنابراین من فکر می‌کنم برای حل این مشکل، نیازمند برقراری تعادل میان اقناع فرهنگی و ضمانت قانونی هستیم و گرنه هر اقدام صرفاً دستوری دوام نخواهد داشت. ما در زمینه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و به خصوص در دانشگاه نیاز به تبلیغات گسترده فرهنگی داریم. به عنوان مثال تبلیغات مکرر در مورد مظلومیت مردم غزه و فلسطین باعث شد تا جوامع مختلف نسبت به ظلم آشکاری که رژیم غاصب صهیونیستی به این مردم مظلوم روا می‌دارد آگاه شوند. بنابراین نباید از قدرت تبلیغات در زمینه فرهنگی غافل شویم. آگاهی بخشی به مردم از طریق ابزار هنر و فضای مجازی یک فرصت است تا به آن‌ها بگوییم که فلسفه حجاب چیست؟ چرا برخی در جوامع غربی به پوشش و حجاب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند و چرا مردم کشور ما از رعایت حجاب اسلامی در جامعه روی گردانند، این مسئله نیازمند بررسی و تحقیق بیشتر و آگاهی‌بخشی به وسیله ابزار قدرتمند رسانه و تبلیغات به مردم است اما به نظر من مهمترین علتش شعار زدگی ما در مسئله حجاب است. بسیار از دانشجویان در دانشگاه‌ها مشکل اعتقادی دارند و در مورد توحید، خداپرستی سوالاتی مطرح می‌کنند، اینکه آیا خداوند عادل است یا ظالم و اینکه چرا ما در کشور با این همه مسائل زیست محیطی، خشکسالی، کم آبی، آلودگی هوا و غیره مواجه هستیم. یک سوال مهم این است که چقدر توانستیم از شعار فاصله بگیریم و به صورت عمقی عمل کنیم، مثلاً در مورد واقعه غدیرخم ما چقدر توانسته‌ایم در کشور فرهنگ سازی کنیم که این عید چرا باید برای مردم ما مهم باشد. چند نفر از مسئولان فرهنگی توانسته‌اند با صحبت کردن و مناظره در بطن جامعه موضوع خلافت و‌ جانشینی برحق مولا امیرالمومنین علی (ع) بعد از پیامبر(ص) را برای مردم اثبات کنند. خوشبختانه در سال‌های گذشته در زمینه آخرین منجی بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) سرودهایی مانند «سلام فرمانده» توانسته است برای کودکان و نوجوانان فرهنگ سازی کند که آخرین فرزند حضرت زهرا(س) کیست و برای چه به یاری بشر می‌آید. بسیاری از مناسبت‌های مذهبی و فرهنگی هر ساله به صورت تکرار برگزار می‌شوند و هیچ تاثیر یا بار فرهنگی بر جامعه ندارند. آیا آماری وجود دارد که چند درصد از دانشگاهیان با خطبه فدکیه آشنایی دارند و آیا آن خطبه را خوانده‌اند. مثلاً در ایام فاطمیه آیا بررسی کرده‌ایم که یک دانشجو درباره شخصیت حضرت زهرا (س) چه چیزهایی می‌داند. اینقدر در جامعه می‌گوییم که پسرهایمان مانند مولا امیرالمومنین (ع) باشند و دخترهایمان حجاب فاطمی داشته باشند، آیا در این زمینه توانسته‌ایم اطلاعات لازم را به دانشجو بدهیم که رفتار و منش حضرت زهرا سلام الله علیهم و علی علیه السلام در خانواده به عنوان همسر، پدر، مادر و دختر و پسر چگونه بوده است‌. چقدر توانستیم در محیط دانشگاه به تاسی از اهل بیت علیهم السلام الگوسازی کنیم. بسیاری از دانشجویان‌ ما حتی مهارت همسرداری را نمی‌دانند چه برسد به اینکه از شخصیت حضرت زهرا(س) الگوبرداری کنند و در زندگی شخصی به کار بندند، این کم کاری نهادهای فرهنگی در دانشگاه‌ها را چه کسی باید پاسخگو باشد. بنده معتقد هستم مناسبت‌های مذهبی زیادی در تقویم کشورمان وجود دارد که از آن‌ها باید نهایت استفاده را ببریم و بهره‌برداری فرهنگی کنیم. مثلاً برگزاری ایام فاطمیه و‌ محرم و صفر فراتر از نوحه خوانی و عزاداری است، مناسبت‌های مهم دیگر مانند جشن های ماه شعبان، عید غدیرخم و عید سعید فطر و غیره را باید قدر بدانیم و برای الگوسازی کارهای عمیق فرهنگی انجام دهیم. در دانشگاه‌ها نیز می‌توانیم به بهانه برگزاری چنین رویدادهایی دانشجویان را به میدان عمل بیاوریم تا در مورد مسائل مذهبی کار کنند و به همین بهانه‌ها ارزش‌های اعتقادی و دینی آنها را بالا ببریم.

تا چه اندازه فکر می‌کنید حرکت‌های مدنی دانشجویی می‌توانند سیاست گذاری عمومی را تحت تاثیر قرار دهند؟

حرکت مدنی دانشجویان به عنوان ارکان اصلی سیاست‌گذاری عمومی در گذشته باعث تغییر رژیم پهلوی شد و انقلاب اسلامی ایران به ثمر نشست. دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۷ مرکز اصلی تظاهرات و فعالیت‌های سیاسی بود. مثال دیگری بگویم که در زمان دفاع مقدس ۸ ساله، دانشجویان مذهبی بسیار فعالیت می‌کردند. به نظر من باید ارزش‌های دینی را در دانشگاه‌ها زنده کنیم تا سیاست گذاری عمومی جامعه نیز به همین ترتیب به جلو پیش برود. وقتی دانشجویان مذهبی، مومن و با تقوا و با حجاب باشند، بقیه جامعه نیز از آن‌ها الهام می‌گیرند و الگو برداری می‌کنند.

 

 

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.178 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 15 بهمن,1404