فرصتهای شغلی در سایه نوآوریهای اجتماعی شکل میگیرد
فاطمه عباس آباد - دکتر علی شایان، عضو هیئت علمی گروه مدیریت فناوری اطلاعات و دبیر کارگروه تبادل دیجیتال و مدیر تحول دیجیتال دانشگاه تربیت مدرس، در گفتگو با دانشگاه انقلاب گفت: در ایران نوآوری اجتماعی یعنی حرکت از «حل مشکلات با بودجه دولتی» به سمت «حل مشکلات با خلاقیت مردمی». هر جا مردم، دانشگاهها و بخش خصوصی با هم کاری نو برای جامعه انجام دهند، آنجا نوآوری اجتماعی شکل گرفته است.
«فضای مجازی» در دهههای اخیر نقش موثری در پیوند بین دانشگاهها، استادان، دانشجویان و جامعه داشته و بر افزایش ارتباط و دسترسی، گسترش آموزش و یادگیری، تقویت نقش اجتماعی دانشگاه اثرات مثبتی داشته است به طوری که مردم و رسانهها توانستهاند راحتتر با قشر دانشگاهی ارتباط برقرار کرده سؤال بپرسند و در بحثهای علمی شرکت کنند. در واقع گروههای علمی در شبکههای اجتماعی با اشتراکگذاری منابع، به تبادل تجربه و پروژههای میانرشتهای کمک کردهاند.
در بحث تاثیر فضای مجازی بر ارتباط دانشگاه و جامعه چالشها و تهدیداتی از جمله سطحی شدن ارتباطات، شکاف دیجیتال، امنیت و اخلاق وجود دارد. همهٔ اقشار جامعه و حتی همه دانشگاهها دسترسی یکسانی به فناوری و اینترنت باکیفیت ندارند، همین مسئله میتواند نابرابری را در جامعه بیشتر کند. به نظر من اگر از فضای مجازی به درستی استفاده شود رابطهای پویا، دوسویه و کارآمد بین دانشگاه و جامعه ایجاد میشود.
عضو هیئت علمی گروه مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه تربیت مدرس درباره تاثیر فضای مجازی بر ارتباط و جامعه گفت: دانشگاه میتواند از طریق پلتفرمهای مجازی نقش فعالتری در حل مسائل جامعه (مسائل اجتماعی، زیست محیطی، سلامت، فرهنگ و غیره) ایفا کند. از طریق فضای مجازی، سیاستگذاران و مردم از دستاوردهای علمی باخبر میشوند این موضوع اعتماد به علم و دانشگاه را افزایش میدهد.
وی در پاسخ به این سوال که یک استاد و یا دانشجو چه مسئولیتهای اجتماعی در قبال جامعه و دانشگاه بر عهده دارند ابتدا در تعریف مفهوم مسئولیت اجتماعی در دانشگاه، گفت: مسئولیت اجتماعی در دانشگاه یعنی «تعهد داوطلبانهٔ دانشگاه در قبال جامعه در بهکارگیری دانش، آموزش و پژوهش برای بهبود کیفیت زندگی، توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و ارتقای ارزشهای انسانی». در اینکه یک استاد و دانشجو باید در قبال جامعه مسئولیت اجتماعی داشته باشند شکی نیست اما در مورد نسلهای دانشگاه باید بگویم هدف دانشگاههای ابتدایی بیشتر توسعه علم به شکل صرف بوده است اما در نسلهای بعدی به تدریج موضوعی که در دانشگاهها اهمیت پیدا کرد این بود که چگونه قشر دانشگاهی میتواند به نیازهای جامعه پاسخ دهد، تحقق این امر نیازمند تغییر نگاه دانشگاه از شکل درون زا به شکل برون زا بود به این معنی که جامعه دانشگاهی باید بتواند علاوه بر آموزش و پژوهش و تربیت نخبگان، نیازهای بیرون از دانشگاه و جامعه را نیز برطرف نماید.
طبیعی است که تاکید اولیه در خیلی از مواقع وارد شدن دانشگاهها در حوزههای اقتصادی بوده تا بتوانند پاسخ مناسبی در این خصوص داشته باشند. تشکیل پارکهای علم و فناوری و شرکتهای دانش بنیان و نظایر آن نمونههای بارزی از این دست هستند اما آیا معیارهای اجتماعی با مسئولیتهای اجتماعی در دانشگاهها باید پوشش داده شود یا خیر تقریباً این امر مهم امروزه در دانشگاهها مغفول مانده است. در مراکز آموزش عالی کشور تنها چیزی که مهم است اینست که دانشگاهها فارغ از نیازهای جامعه وارد توسعه محصول شوند به این معنی که برای دانشگاهها بیشتر توسعه محصول و نوآوری مد نظر بوده است تا مسئولیت اجتماعی. در همین راستا دانشگاهها سعی کردهاند (کسب و کارها) شغلهایی را ایجاد کنند.
مدیر گروه آموزش حرفهای مدیران دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه در نوآوری بعد دیگری به نام نوآوری اجتماعی وجود دارد، افزود: در ایران نوآوری اجتماعی یعنی حرکت از «حل مشکلات با بودجه دولتی» به سمت «حل مشکلات با خلاقیت مردمی». در واقع هر جا مردم، دانشگاهها و بخش خصوصی با هم کاری نو برای جامعه انجام دهند، آنجا نوآوری اجتماعی شکل گرفته است. نوآوری را میتوان به شکلی توسعه داد که علاوه بر داشتن اثرات مثبت بر بخش کوچکی از جامعه، طیف وسیعی از مسائل را شامل شده و مشکلات و نیازهای کل اجتماع را حل کند، نوآوریهایی که بتواند زیست را ارتقا دهد و کم آبی، آلودگی هوا، اعتیاد، فقر و بیکاری و غیره… را از بین ببرد.
وی در ادامه افزود: در جهتگیری آینده دانشگاهها، دانشجویان و اساتید باید بتوانند توانمندیهای خود را به سمت و سوی مسئولیت اجتماعی سوق دهند. باید در تولید محصولات نوآورانه و فناورانه دانشگاهها نوآوری اجتماعی را در نظر بگیریم. در واقع بیشترین فعالیتهای عمومی دانشگاهها به غیر از بحث توسعه و آموزش باید بر پایه نوآوریهای پایهای که در آینده کاربردی میشود پایهگذاری شود. اگر بتوانیم قشر دانشجو و استاد را به سمت مسئولیتهای اجتماعی و حل معضلات جامعه و نیازهای آن سوق دهیم آن وقت میتوانیم بگوییم که دانشگاه اثربخشی خود را در این زمینه داشته است. گاهی اوقات ممکن است که یک محصول نوآورانه باعث توسعه یک قشر کوچک، بخشی از جامعه و یا یک محدوده جغرافیایی شود که این امر ایدهآل نیست، بهتر است نوآوری اجتماعی کل محدوده جغرافیایی کشور را در بر بگیرد.
شایان با بیان اینکه در سالهای اخیر نقش دانشگاه در نوآوری اجتماعی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است، گفت: تجربه جهانی نشان میدهد که دانشگاهها نقش متغیر و اغلب محوری در سیستم نوآوری ملی و ایجاد و توسعه پتانسیل انسانی و نوآوریها ایفا میکنند. دانشگاهها به بخش نوآوری نفوذ کرده و پروژههای کارآفرینی و کسب و کارهای نوآورانه کوچکی را پشتیبانی میکنند که اغلب از محیط آکادمیک شروع شدهاند.
وی تصریح کرد: در حوزه ایده و مفهوم نوآوری اجتماعی تعاریف متعددی وجود دارد اما به نظر من نوآوری اجتماعی به راه حلهای نوینی گفته میشود که از راههای قبلی ارائه شده کارآمدتر، پایدارتر و موثرتر است و در راستای حل مسائل اجتماعی ارائه میشود. ممکن است شما به عنوان یک استاد دانشگاه و یا دانشجو نوآوریهایی را ایجاد کنید که در سطح جهانی مد نظر قرار بگیرد. بسیاری از دانشگاههای برتر دنیا نوآوریهای اجتماعی را جزو اهداف پژوهشی خود آوردهاند و حتی دغدغه فراملی دارند. ما نیز باید روی نوآوریهای اجتماعی کشورمان کار کنیم زیرا آنقدر معضل در داخل کشور داریم که باید توسط قشر فرهیخته دانشگاهی حل شود. بنابراین در حوزه مسئولیت اجتماعی و مرتفع کردن مشکلات کشور یک دانشمند، یک نخبه، یک استاد و یک دانشجو نمیتواند بیتفاوت باشد بلکه باید عملکرد خود را در این اوضاع ارتقا بدهد.
مدیر گروه آموزش حرفهای مدیران دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اینکه تحصیلات تکمیلی خود را در حوزه فناوری اطلاعات به اتمام رسانده است، درباره مسئولیت اجتماعی دانشجویان و اساتید دانشگاه در عصر دیجیتال و تحولات هوش مصنوعی اظهار داشت: یک بخشی از این قضیه برمیگردد به اینکه ما با استفاده از فناوری اطلاعات بتوانیم محیط زیست را حفظ کنیم؛ یعنی از تمام توان خود استفاده کنیم تا جلوی فعالیتهایی که در سازمانها منجر به هدر رفت کاغذ میشود را بگیریم. امروزه علم و فناوری به کمک بشر آمده تا جلوی فعالیتهای انسانی که در نتیجه قطع درخت برای تولید کاغذ به محیط زیست آسیب میزند را بگیرد. مثلاً فعالیتهایی که «Paperless» بدون کاغذ هستند با کمک فناوری اطلاعات اتفاق افتاده است تا محیط زیست حفظ شود. امروزه بشر به کمک هوش مصنوعی توانسته فعالیتهایی را در کاهش هدررفت انرژی، جلوگیری از رفت و آمد درون شهری و کاهش ترافیک انجام دهد که به نظر من یک نوع مسئولیت اجتماعی در قبال جامعه محسوب میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با تاکید بر شکلگیری (کسب و کارها) و مدلهای دیجیتال در جامعه افزود: امروزه با کمک فناوری اطلاعات باید مدلهای دیجیتال شکل بگیرد نه صرفاً فروش دیجیتال غیر مستقیم، در واقع اثرات مدلهای دیجیتال بر روی کاهش بیکاری، فقر، اشتغال و توانمندیهای عمومی و آرامش روانی جامعه میتواند مهم باشد. همه اینها جزئی از مسئولیت اجتماعی میتواند باشد.
دکتر شایان در پاسخ به این سوال که چه سیاستها و برنامههایی میتواند تعامل دانشگاه با جامعه دیجیتال و فناوریهای نوین را تسهیل کند؟ یکی از دغدغههای دانشجویان فارغالتحصیل این است که پس از اتمام تحصیل نمیتوانند شغل مناسبی را پیدا کنند. در اینجا حلقه مفقوده ارتباط بین صنعت و دانشگاه به میان میآید. مهمترین اتفاقاتی که میتواند بیفتد این است که دانشگاهها نیازها از نیاز صنایع مختلف باخبر شوند. یعنی باید بین صنعت و دانشگاه نیازسنجی صورت بگیرد. از طرف دیگر، جامعه صنعت و دولت نمیداند که دانشگاهها چه توانمندیهایی دارند. به طور مثال عرض میکنم در یکی از تجربیات خودم، یک سری توانمندی در داخل دانشگاه داشتیم که به یکی از گروههای خودروسازی کشور عرضه کردیم.
این گروه خودروسازی سالها بخشی از کار خود را به صورت سنتی انجام میداد و از توانمندیهای دانشگاه برای حل مشکل پیش آمده در یکی از بخشهای خود خبر نداشت. ما توانستیم دستگاه دیجیتال را در آن حوزه و سازمان خاص پیادهسازی کنیم. برای مسئولین خودروسازی جالب بود که میپرسیدند مگر شما این توانمندی را دارید که این قسمت از بخش سنتی ما را تبدیل به تحول دیجیتال کنید؟ این داستان نشان میدهد که ما یک فاصله بسیار زیادی با دولت، صنعت و دانشگاه داریم؛ یعنی هزینهها و بودجهها ممکن است در جاهایی هزینه شود که باعث ایجاد دوبارهکاری شود، در صورتی که بسیاری از طرحهای دانشگاهی در هزینهها صرفهجویی میکند.
در حال حاضر دانشگاه مهمترین منبع دانشی کشور است و بسیاری از نیروهایی که داخل سازمان و ارگانهای مختلف کشور مشغول به فعالیت هستند از فارغالتحصیلان و تربیتشدگان دانشگاهها میباشند. از لحاظ دانشی مهمترین سیاستی که میتواند اتفاق بیفتد این است که ما نیازسنجی بین صنعت و بازار و دانشجو انجام دهیم تا به این بهانه بتوانیم ارتباط دانشجو را با بخشهای مختلف صنعت برقرار کنیم.
این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سوال که در حوزههای مختلف فضای مجازی یا همان شبکههای اجتماعی چه فرصتها و چالشهایی وجود دارد، افزود: یک تجربه از کاربرد فناوری دیجیتال با محوریت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه را بازگو میکنم. به طور مثال یکی از دانشگاهها در بحث سنسور هوشمند روی سطلهای زباله کار کرده بود و این طرح به شدت باعث افزایش ارتقا عملکرد شهرداری در جمعآوری زباله میشد و مزایای متعددی نظیر هزینه کمتر و تفکیک همزمان زباله با کمترین زمان ممکن را به همراه داشت که باعث میشد آسیب کمتری به محیط زیست وارد شود. طراحی این سنسور ساده و نصب آن در ماشینهای زباله شهرداری نتیجه همکاری دانشجو، صنعت و دانشگاه بود که با مدیریت بهتر پسماند به محیط زیست آسیب وارد نشود. نمونههایی از این دست بسیار زیاد است.
به عبارت سادهتر میخواهم بگویم علاوه بر دانش چیزی دیگری تحت عنوان خرد یا حکمت وجود دارد و وقتی صحبت از دانش میکنیم یعنی ممکن است دانشجویی از سطح دانش بالایی برخوردار باشد ولی به مسائل اخلاقی و اعتقادی توجه نداشته باشد. این قضیه برمیگردد به اینکه یک دانشجو چطور میخواهد از دانش خود استفاده کند. اگر به مسائل اخلاقی توجه کند آن وقت است که میگوییم این دانشجو یک خردمند و یک حکیم وارسته است. این مثال کاملاً واضح است که یک دانشجو با هوش خردمندانه خود و داشتن مسئولیت اجتماعی در قبال مردم کشورش میتواند از دانش زیاد خود به شکل خردمندانه برای حل مسائل حیاتی و مهم جامعه خود استفاده کند.
در حال حاضر منابع محدودی داریم و هنوز هوش مصنوعی همه کاربردهای خودش را در کشور پیدا نکرده است. هوش مصنوعی یک پدیده نوظهور در کشور است. ما در حال طراحی یک پلتفرم دیجیتال (سکو) هستیم تا شرکتهایی که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکنند را به صورت متمرکز گردهم آورده و ارتباط آنها با یکدیگر را برقرار کنیم. استفاده هوشمندانه از توانمندیهای داخلی آینده هوش مصنوعی را در ایران تثبیت میکند. در استفاده از حوزه هوش مصنوعی نسبت به کشورهای همجوار عقب هستیم و رقابتپذیری نداریم. استفاده از هوش مصنوعی باید ۱۵ سال پیش در کشور رقم میخورد اما هنوز هم دیر نشده است. من به عنوان یک ایرانی به هوش و اراده و انگیزه نخبگان و دانشجویان اعتقاد و ایمان کامل دارم و از مسئولان نیز میخواهم با سیاستگذاری درست از نخبگان جامعه حمایت کنند.
در حوزه استفاده از هوش مصنوعی کشورهای پیشرفته منطقه مانند امارات سرمایهگذاریهای عظیمی کردهاند و حتی برخی از کشورها وزارتخانه هوش مصنوعی دارند، اما در کشور ایران هنوز این اتفاق نیفتاده است و برخی از مسئولان مشکل بودجهای را مطرح میکنند. به نظر من ما در حوزه منابع انسانی و منابع مالی چیزی کم نداریم و مشکل اصلی در ساختار مدیریتی و تصمیمگیری است که باید هر چه سریعتر تعیین تکلیف شود.
در پایان تاکید میکنم اگر در ایران نوآوری اجتماعی با دانش فناوری و فرهنگ بومی پیوند بخورد، میتواند تحولات شگرفی در کاهش شکافهای اجتماعی، توسعه پایدار مناطق محروم، بازآفرینی اعتماد اجتماعی میان مردم و نهادها ایجاد کند.