هوش مصنوعی و مسئولیت اجتماعی: گامی به سوی توسعه پایدار ملی
مرتضی زارعی
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی نرمافزار دانشگاه یزد
هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) امروز به یکی از ستونهای اصلی عصر دیجیتال تبدیل شده و تحولات شگرفی در حوزههای علمی، اقتصادی و اجتماعی جهان ایجاد کرده است. با این حال، ورود این فناوری به زیستبوم ایران نیازمند رویکردی جامع، اخلاقمدار و متعهد به مسئولیت اجتماعی است. تنها در چنین شرایطی میتوان از ظرفیتهای بالقوه هوش مصنوعی در مسیر توسعه پایدار کشور بهره برد. ایران دارای مزیتهای قابل توجهی برای پیشرفت در این حوزه است؛ جمعیت جوان و تحصیلکرده، توان علمی در ریاضیات، آمار و مهندسی و انگیزه بالای پژوهشی، زمینه رشد دانش بومی را فراهم کرده است. هدایت این ظرفیتها به سمت کاربردهای عملی میتواند در صنایع کلان مانند انرژی، کشاورزی، آموزش و سلامت تحول ایجاد کند. تجربه جهانی نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند بهرهوری را افزایش دهد، کیفیت تصمیمگیری را بهبود بخشد و خدمات عمومی را هوشمند کند. از این منظر، توسعه هوش مصنوعی در ایران نه تنها ضرورت علمی، بلکه راهبرد ملی محسوب میشود؛ راهبردی که دانشگاهها، صنعت و دولت را در تولید ارزش افزوده به هم پیوند میدهد.
به زبان ساده، هوش مصنوعی شاخهای از علوم کامپیوتر است که سعی دارد رفتارهای شناختی انسان مانند یادگیری، تصمیمگیری و تحلیل را شبیهسازی کند. این الگوریتمها تحلیلگر دادهها هستند، نه متفکر انسانی. با وجود رشد سریع فناوری، هنوز بخش زیادی از جامعه درک درستی از هوش مصنوعی ندارند. بنابراین، فرهنگسازی و آموزش عمومی از طریق رسانههای مسئول و آگاه، از الزامات حیاتی توسعه این فناوری است. مردم باید بدانند کاربرد هوش مصنوعی فراتر از ابزارهای هوشمند یا جستوجوهای اینترنتی است و در قلب بسیاری از خدمات مدرن از تحلیل دادههای سلامت تا پیشبینی بحرانهای طبیعی حضور دارد.
هوش مصنوعی میتواند نظام خدمات عمومی و ساختارهای اقتصادی کشور را متحول کند. استفاده هوشمندانه از این فناوری موجب کارآمدی دولت الکترونیک، شفافیت بیشتر، کاهش هزینههای خدمات عمومی و مدیریت بحرانهای ملی مانند زلزله، خشکسالی یا آلودگی هوا میشود. مدلهای یادگیری ماشین قادرند الگوهای محیطی و دادههای پیشبینی را تحلیل کرده و تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر را ممکن سازند. در سطح کلان، هوش مصنوعی رشد شرکتهای دانشبنیان، توسعه اقتصاد دادهمحور و اشتغال پایدار را تسهیل میکند.
توسعه این فناوری نیازمند سه رکن اساسی است: زیرساخت محاسباتی قدرتمند، چارچوب قانونی شفاف و نیروی انسانی متخصص. یکی از چالشهای کشور، محدودیت در زیرساختهای پردازش دادههای سنگین است. مدلهای هوش مصنوعی برای آموزش و اجرا به ابررایانهها و شبکههای پایدار نیاز دارند. در کنار این، تربیت نیروی متخصص باید اولویت آموزشی باشد. خوشبختانه دانشگاههای ایران در سالهای اخیر پیشرفتهای چشمگیری داشته و برخی حتی به صادرکننده دانش در سطح منطقه تبدیل شدهاند. ادامه این مسیر با سیاستگذاری هوشمند میتواند ایران را به یکی از ده قدرت برتر علمی جهان در حوزه هوش مصنوعی تبدیل کند.
پژوهش من با عنوان «تشخیص مبدأ و مقصد مسافران اتوبوسهای شهری با استفاده از تطبیق چهره»، نمونهای از کاربرد الگوریتمهای هوش مصنوعی در بهینهسازی حملونقل شهری و ارتقای امنیت عمومی به شمار می رود. این سامانه دادههای زمان و مسیر سفر را ثبت و تحلیل میکند و اطلاعات ارزشمندی برای مدیریت شهری و مراکز امنیتی فراهم میآورد. چنین مثالهایی نشان میدهد دانشگاه چگونه میتواند پژوهش را به نیازهای جامعه متصل کند. توسعه صرفاً مبتنی بر بهرهوری یا جنبههای فنی فاقد پایداری است. هر حرکت فناورانه باید با آموزش اخلاقی و اجتماعی همراه باشد تا از بیعدالتی، تبعیض یا سوءاستفاده دادهها جلوگیری شود. نقش دانشجویان در این مسیر کلیدی است؛ دانشگاه محیط پرورش تفکر انتقادی، همکاری و رهبری اخلاقی است. آشنایی دانشجویان با فناوری مسئولانه و اخلاق دیجیتال، آنها را قادر میسازد از هوش مصنوعی برای حل مسائل اجتماعی و زیستمحیطی بهره ببرند.
توسعه هوش مصنوعی در ایران مسیر اجتنابناپذیر اما حساس است. موفقیت نیازمند نگاه چندبعدی به فناوری است؛ نگاهی که علم، اخلاق و اجتماع را همزمان در نظر گیرد. اگر این سه مؤلفه با هم پیش روند، هوش مصنوعی نه تهدید، بلکه موتور محرک توسعه علمی، اقتصادی و انسانی کشور خواهد بود. مسئولان و سیاستگذاران با طراحی چارچوبهای قانونی شفاف، حمایت از پژوهشهای دانشگاهی و رفع موانع غیرضروری میتوانند زمینه تحقق اکوسیستم ملی هوش مصنوعی را فراهم کنند. آینده متعلق به هوش مصنوعی است، اما اهمیت واقعی در آن است که این آینده بر پایه انسانیت، عدالت و آگاهی بنا شود.