در میان آینه و چکش: روایت دانشگاه امروز

شنبه, 24 آبان,1404

در میان آینه و چکش: روایت دانشگاه امروز

در میان آینه و چکش: روایت دانشگاه امروز

علی اصغر درلیک

 

دانشگاه امروز، نه صرفاً به عنوان نهادی برای تولید علم، بلکه به مثابه محیطی اجتماعی-فرهنگی، با بحران هویتی مواجه است. این بحران را می‌توان به شکلی از «بیماری» تعبیر کرد که خود دانشگاه آن را جزئی از سلامت سازمانی می‌پندارد و یاد گرفته است با آن به‌طور مداوم زندگی کند، بدون آنکه نسبت به چرایی وجود چنین وضعیتی بازاندیشی نماید. از منظر بیرونی، دانشگاه عملکرد قابل‌قبولی دارد: انتشار مقالات علمی، رتبه‌بندی‌های جهانی، اجرای پروژه‌های صنعتی و ارائه شاخص‌های کمی رشد. سالن‌های همایش مملو از دانشجویان و بودجه‌ها به شکل گسترده تخصیص می‌یابند. با این حال، در سطح زیرین، زخم پنهانی وجود دارد؛ زخم ناشی از فراموشی معنا و بی‌قراری خاموش در ساختار و روح دانشگاه.

اصطلاحاتی مانند «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» غالباً به شعارهای تبلیغاتی تقلیل یافته‌اند و در عمل، به چند برنامه تشریفاتی، سخنرانی اخلاقی یا اقدامات خدماتی محدود می‌شوند؛ اقداماتی که غالباً در اسناد و بایگانی‌ها به فراموشی سپرده می‌شوند. پرسش بنیادین این است که دانشگاه برای چه نوع انسان و به نفع چه جامعه‌ای فعالیت می‌کند؟ اگر دانشگاه صرفاً به بازتولید سلسله‌مراتب موجود بپردازد، کارکرد اندیشگی خود را از دست می‌دهد و جای آن را کارخانه‌ای برای تولید مدرک و رزومه می‌گیرد.

مارتا نوسبام، فیلسوف معاصر، بر این نکته تأکید دارد که بحران دانشگاه از فراموشی مأموریت انسان‌ساز آن نشأت می‌گیرد. از دیدگاه وی، هدف واقعی دانشگاه پرورش انسانیت است؛ یعنی توسعه توانایی‌هایی که ظرفیت دموکراسی، عدالت و گفت‌وگوی انسانی را در فرد زنده نگاه می‌دارند: تفکر انتقادی، نگرش جهانی، تخیل روایی و توانایی درک جهان از منظر دیگری. با این حال، پرسش کلیدی آن است که وقتی دانشگاه به باشگاه نخبگان تبدیل شود، پرورش انسانیت برای چه کسانی عملی و معنابخش خواهد بود؟ ورود به دانشگاه اغلب مشروط به سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است؛ در چنین شرایطی، تحقق عدالت آموزشی به چالش کشیده می‌شوداین موضوع نشان می‌دهد که مسئولیت اجتماعی دانشگاه دو بعد اساسی دارد:

  1. پرورش توانایی‌های انسانی در درون: تربیت افرادی که قادر به اندیشیدن مستقل و همدلی با دیگران باشند.
  2. گسترش عدالت آموزشی در بیرون: ایجاد دسترسی برابر به آموزش عالی برای کسانی که پیش از این از فرصت‌های دانشگاهی محروم بوده‌اند.

۱. پرورش توانایی‌های انسانی در درون

پرورش انسانیت مستلزم شکل‌گیری ذهنی است که توان مقاومت در برابر تقلید و پذیرش اندیشه‌های آماده را داشته باشد و جرأت اندیشیدن مستقل را دارا باشد. دانشگاه باید محیطی باشد که شک و پرسشگری به عنوان فضیلت تلقی شود و دانشجو بیاموزد که «دیگری» نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان آینه‌ای برای فهم خود قابل شناسایی است. این فرآیند، تمرین همدلی و توانایی زیستن در مرزهای ناپایدار تفاوت استپرورش انسانیت، امری تزئینی یا لوکس نیست. ادغام تفکر انتقادی و آموزش اخلاقی برای دستیابی به عدالت ضروری است؛ دانشگاهی که فاقد اخلاق فهم باشد، به ماشینی برای تولید عدد تبدیل می‌شود. توانایی شک، همدلی و تخیل، ابزارهای نرم عدالت‌اند؛ نخستین گام در شکل‌دهی جامعه‌ای برابر. دانشگاه برای تحقق این هدف، باید فضای امنی برای خطا و آزمون فراهم آورد؛ محیطی که دانشجویان بتوانند پرسش‌هایی بی‌پاسخ و چالش‌برانگیز را تجربه کننددر چنین فضایی، فلسفه، هنر و علوم انسانی هم‌صدا می‌شوند و آموزش از انتقال اطلاعات صرف به جست‌وجوی معنا و فهم انسانی تبدیل می‌شود. این بعد درونی تنها در صورتی قابل تحقق است که دانشگاه نگاه خود را به بیرون، به بخش‌هایی از جامعه که از آموزش حذف شده‌اند، معطوف سازد. اینجا است که بعد دوم مسئولیت اجتماعی آغاز می‌شود.

۲. گسترش عدالت آموزشی در بیرون

عدالت آموزشی، فراتر از دسترسی اولیه، شامل فراهم آوردن شرایط برابر برای حضور، مشارکت و موفقیت دانشجویان است. دانشگاه عادل، دسترسی برابر به منابع آموزشی و فرصت‌های یادگیری را ضرورتی اخلاقی و نهادی می‌پندارد و نه امری لوکس. در این چارچوب، عدالت آموزشی مستلزم بازنگری در مفاهیم سنتی شایسته‌سالاری و شناسایی استعدادهایی است که در شرایط محرومیت پرورش یافته‌اندمعیارهایی مانند آزمون‌ها، زبان، نوع مدارس پیشین و شبکه‌های اجتماعی، در عمل به عنوان فیلترهای طبقاتی عمل می‌کنند و برندگان آن‌ها از پیش مشخص‌اند. برای تحقق عدالت، دانشگاه‌ها باید این فیلترها را به چالش بکشند و ارزش‌هایی مانند انگیزه، پایداری و تجربه زیسته را به عنوان شاخص‌های ارزیابی وارد سازندعدالت آموزشی همچنین مستلزم پشتیبانی از ماندگاری دانشجویان است؛ ایجاد محیطی که در آن همه صدا داشته باشند، نه فقط کسانی که با زبان رسمی یا فرهنگ غالب آشنا هستند. برابری در پذیرش، سیاست‌های آموزشی، نظام ارزیابی، حمایت مالی و ساختار قدرت، همگی جزء ضروریات عدالت محسوب می‌شوند. عدالت آموزشی، علاوه بر بودجه و ساختار مالی، در جزئی‌ترین تصمیمات روزانه نیز معنا پیدا می‌کند: چه کسی فرصت بیان دارد، چه روایت‌هایی در متون درسی شنیده می‌شوند و چه صداهایی حذف می‌شونددانشگاه عادل، بازتاب‌دهنده جامعه‌ای کوچک و تمرین‌کننده برابری است. اگر برابری در محیط دانشگاه تحقق نیابد، انتظار تحقق آن در جامعه بزرگتر ناممکن است. در نتیجه، عدالت آموزشی، شرط لازم برای تحقق انسانیت و پرورش فردی است که قادر به شناسایی و مقابله با نابرابری‌ها باشد.

دانشگاه در نهایت میان دو نقش متضاد، «آینه» و «چکش»، قرار دارد: آیا می‌خواهد صرفاً نابرابری‌ها و وضعیت موجود را بازتاب دهد یا در بازسازی و اصلاح ساختارهای ناعادلانه فعال باشد؟ نقش آینه راحت و کم‌هزینه است، اما نقش چکش مستلزم مقابله با تبعیض و اعمال تغییر واقعی، همراه با هزینه‌های اخلاقی و اجتماعی است. اگر عدالت از آموزش حذف شود، هرگونه ادعای اخلاقی یا همدلی به بازتولید ریا و سلطه می‌انجامد و دانش به ابزار قدرت بدل می‌شود. دانشگاه تنها زمانی می‌تواند کارگاه واقعی انسان‌سازی باشد که دسترسی برابر به دانش و تجربه‌های انسانی فراهم شود، فضایی که عدالت و همدلی هم‌زمان با آموزش شکل گیرد، و بازتاب واقعیت و اعمال تغییر به‌طور متوازن با هم وجود داشته باشند، تا امکان تحقق انسانیت برای همه فراهم شود.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.191 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 06 اسفند,1404