مسئولیت اجتماعی دانشگاهها در کاهش نابرابری آموزشی
مهدیه ترابی
دانشگاه علوم پزشکی یزد
عدالت آموزشی بهمنزلهی یکی از مؤلفههای بنیادین عدالت اجتماعی، جایگاهی محوری در توسعه پایدار جوامع دارد. آموزش عادلانه نهتنها به معنای دسترسی برابر به فرصتهای تحصیلی است، بلکه به کیفیت یادگیری، تناسب برنامههای آموزشی با نیازهای جامعه و امکان رشد برابر برای همهی گروههای اجتماعی نیز مربوط میشود. در جهان امروز که دانایی و مهارت به مهمترین سرمایههای انسانی بدل شدهاند، نابرابری آموزشی بهطور مستقیم در بازتولید نابرابری اقتصادی و فرهنگی نقش دارد. ازاینرو، دانشگاهها بهعنوان نهادهای علمی و اجتماعی، وظیفهای دوگانه بر عهده دارند: گسترش مرزهای دانش و ایفای نقش مؤثر در کاهش نابرابریهای آموزشی و اجتماعی.
دانشگاه تنها نهادی برای انتقال دانش تخصصی نیست، بلکه بازیگری اجتماعی است که باید در فرآیند توسعه و عدالت نقش فعال ایفا کند. مفهوم «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» (University Social Responsibility) در دهههای اخیر بهعنوان رویکردی نوین در آموزش عالی مطرح شده است. این مفهوم بر آن تأکید دارد که دانشگاهها نهفقط در برابر جامعه پاسخگو هستند، بلکه باید بهصورت آگاهانه و هدفمند در بهبود شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه مشارکت کنند. در این چارچوب، تحقق عدالت آموزشی از مهمترین عرصههای بروز مسئولیت اجتماعی دانشگاههاست.
نابرابریهای آموزشی در کشورهایی چون ایران، اغلب از سطوح پایه آغاز میشود و در آموزش عالی بازتاب مییابد. تفاوت در امکانات مدارس، وضعیت اقتصادی خانوادهها، پراکندگی جغرافیایی دانشگاهها و محدودیت منابع، موجب میشود گروههایی از جامعه در مسیر ورود و ماندگاری در دانشگاه با موانع جدی مواجه شوند. دانشگاهها میتوانند با اتخاذ سیاستهای عادلانه در پذیرش دانشجو، اعطای بورسیه و کمکهزینه به دانشجویان کمبرخوردار، ایجاد فرصتهای یادگیری مجازی برای مناطق دورافتاده و توسعه مراکز آموزشی در مناطق محروم، نقش مؤثری در کاهش این شکاف ایفا کنند.
علاوه بر دسترسی، بعد دیگر عدالت آموزشی به کیفیت آموزش مربوط است. دانشگاهها در مقام نهادهای علمی باید تضمین کنند که آموزش ارائهشده به همهی دانشجویان، فارغ از پیشینهی اجتماعی و اقتصادی، از استانداردهای لازم برخوردار باشد. آموزش باکیفیت به معنای توسعه مهارتهای تفکر انتقادی، خلاقیت، و توانایی حل مسئله است؛ اموری که در نهایت به توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی افراد میانجامند. بدینترتیب، عدالت آموزشی با عدالت در دسترسی به فرصتهای شغلی و مشارکت اجتماعی پیوندی مستقیم پیدا میکند. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی دانشگاهها در عرصهی پژوهش نیز اهمیت دارد. دانشگاههای مسئول اجتماعی پژوهشهایی را در اولویت قرار میدهند که به مسائل واقعی جامعه پاسخ دهد. تمرکز بر پژوهشهای مسئلهمحور در حوزههایی چون آموزش، فقر، مهاجرت، یا نابرابری جنسیتی میتواند به سیاستگذاریهای عادلانهتر در سطح ملی یاری رساند. در این میان، تعامل دانشگاه با مدارس، نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد میتواند نقش تسهیلگر داشته باشد. برای مثال، دانشگاهها میتوانند با اجرای طرحهای «خدمت به جامعه» (Service Learning)، دانشجویان را درگیر پروژههایی کنند که مستقیماً در خدمت ارتقای آموزش در مناطق محروم است.
یکی دیگر از ابعاد مسئولیت اجتماعی، ترویج فرهنگ عدالتخواهی و برابری در فضای دانشگاهی است. دانشگاهها با تربیت نسل جدیدی از شهروندان آگاه، نقاد و مسئول، میتوانند ارزشهای عدالتمحور را در بستر جامعه گسترش دهند. در این راستا، گنجاندن مباحثی همچون اخلاق اجتماعی، عدالت آموزشی و توسعه پایدار در برنامههای درسی، برگزاری کارگاهها و نشستهای بینرشتهای، و تشویق فعالیتهای داوطلبانه دانشجویان، از ابزارهای مؤثر برای نهادینهسازی این فرهنگ است. تحقق چنین رویکردی مستلزم تغییر در ساختار و سیاستگذاری دانشگاههاست. مسئولیت اجتماعی نباید صرفاً در قالب شعار یا فعالیتهای پراکنده باقی بماند، بلکه باید به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی عملکرد دانشگاهها تبدیل شود. طراحی نظامهای ارزیابی که میزان مشارکت دانشگاه در پروژههای اجتماعی و عدالتمحور را بسنجد، میتواند گامی مؤثر در این جهت باشد. همچنین، همکاری دولت و نهادهای آموزشی برای تأمین منابع مالی پایدار، عامل کلیدی در استمرار این برنامههاست.
در نهایت، میتوان گفت که عدالت آموزشی بدون حضور فعال و مسئولانهی دانشگاهها محقق نخواهد شد. دانشگاهها باید خود را نه صرفاً نهادهایی برای آموزش نخبگان، بلکه بهمثابهی شریک جامعه در مسیر توسعهی عادلانه تعریف کنند. رسالت اخلاقی و اجتماعی دانشگاه آن است که علم را در خدمت انسان و جامعه قرار دهد و با کاهش نابرابریهای آموزشی، زمینهساز رشد برابر و پایدار شود. در جهانی که شکاف دانایی به یکی از اصلیترین محورهای نابرابری بدل شده است، دانشگاهها بیش از هر زمان دیگر باید پرچمدار عدالت آموزشی و مسئولیت اجتماعی باشند.