فاصله‌ی آگاهی و عمل؛ چالش اصلی نسل دانشجو در عصر بحران‌ها

سه شنبه, 20 آبان,1404

فاصله‌ی آگاهی و عمل؛ چالش اصلی نسل دانشجو در عصر بحران‌ها

فاصله‌ی آگاهی و عمل؛ چالش اصلی نسل دانشجو در عصر بحران‌ها

محمد زارعی

مدیریت بازرگانی دانشگاه هرمزگان

 

دانشگاه در سنت فکری مدرن، نه صرفاً محل انتقال دانش، بلکه فضای تمرین تفکر و بازاندیشی در جهان اجتماعی است. اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه در جوامعی مانند ما، نوعی گسست میان آگاهی دانشگاهی و زیست اجتماعی پدید آمده استدانشجو بیش از هر قشر دیگر در معرض داده‌ها، نظریه‌ها و گفتمان‌های جهانی قرار دارد، اما همین آگاهیِ پراکنده گاه به بی‌عملی می‌انجامد. او می‌داند، اما کمتر دخالت می‌کند. شاید بتوان گفت مسئله‌ی امروز، نه ناآگاهی از فقر، تبعیض یا بحران سیاسی است، بلکه بی‌قدرتی در مواجهه با آن‌ها است.

۱. آگاهی بدون عمل؛ نشانه‌ی بحران دانشگاهی

دانشگاه زمانی کارکرد اجتماعی خود را از دست می‌دهد که دانستن از عمل جدا شود. وقتی تجربه‌ی زیسته‌ی دانشجو با واقعیت‌های اجتماعی پیوند نخورد، دانایی به نوعی تماشاگرانه‌بودن می‌انجامددانشجوی امروز، بحران‌ها را در صفحه‌ی تلفن همراهش دنبال می‌کند، اما نسبت خود را با آن‌ها نمی‌فهمد. از این‌رو، مسئولیت اجتماعی بیش از هر چیز، به بازگرداندن حس مشارکت و تعلق نیاز دارد؛ حسی که در میان فشارهای اقتصادی، ناامیدی سیاسی و فردگرایی روزافزون کم‌رنگ شده است.شاید باید از خود بپرسیم: دانشگاه چه زمانی از «مسئله‌مند بودن» فاصله گرفت؟ چه شد که پرسش از فقر، عدالت، جنگ یا محیط‌زیست، از دغدغه‌ی جمعی به بحثی تئوریک و بی‌جان تبدیل شد؟

۲. مسئولیت اجتماعی؛ از گفتمان به تجربه

در بسیاری از نظام‌های آموزشی، مسئولیت اجتماعی به عنوان یک ارزش مطرح است، اما معمولاً در قالب شعار یا آیین‌نامه باقی می‌ماند.در حالی‌که مسئولیت، امری تجربی است، نه مفهومی صرف. دانشجو باید آن را در عمل لمس کند؛ در مواجهه با دیگران، در تماس با زیست واقعی جامعهپیشنهاد می‌توان این باشد که آموزش دانشگاهی از حصار کلاس‌ها بیرون رود و به درون جامعه قدم بگذارد. واحد درسی، اگر به پروژه‌ی واقعی در یک محله، مدرسه یا محیط آسیب‌پذیر گره بخورد، از مفهوم به کنش تبدیل می‌شوددانشگاه زمانی می‌تواند مدعی پرورش مسئولیت اجتماعی باشد که خود، از انفعال بیرون آید و به شبکه‌ای از روابط انسانی، گفت‌وگو و همکاری بدل شود.

۳. بحران بی‌طرفی و توهم علمی

یکی از چالش‌های اساسی دیگر، تلقی نادرست از «علم بی‌طرف» است. در ذهن بسیاری از دانشجویان، کنش اجتماعی با سیاست یا جانبداری گره خورده و از آن پرهیز می‌شود. این در حالی است که بی‌طرفی علمی به معنای بی‌تفاوتی اخلاقی نیست.دانشگاه اگر بخواهد در برابر فقر، جنگ، یا تبعیض ساکت بماند، در واقع به حفظ وضعیت موجود کمک می‌کندوظیفه‌ی دانشگاه نه جانبداری از قدرت، بلکه جانبداری از حقیقت و عدالت است. این دو، گرچه در زبان سیاست ممکن است مبهم باشند، اما در عمل اجتماعی معنا می‌یابند. مسئولیت اجتماعی دانشجو، در چنین بستری، یعنی پرسشگری در برابر بدیهیات و مقاومت در برابر طبیعی‌سازی نابرابری.

۴. بحران معنا در نسل دانشجو

شاید یکی از دلایل کاهش حساسیت اجتماعی، بحران معنا در تجربه‌ی دانشجویی است. دانشگاه در گذشته نوعی هویت جمعی و آرمان‌خواهانه می‌آفرید؛ اما امروز بیشتر به مسیر فردی برای اشتغال یا مهاجرت بدل شده استوقتی تحصیل صرفاً ابزاری برای بقا می‌شود، دیگر انگیزه‌ای برای تفکر انتقادی باقی نمی‌ماند. در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی نه از بیرون، بلکه از بازتعریف نقش دانشگاه در زندگی فردی دانشجو آغاز می‌شودآیا دانشجو خود را عضوی از یک کل می‌بیند؟ آیا جهان اجتماعی برای او صرفاً صحنه‌ای بیرونی است، یا مکانی است که او در آن نقش دارد؟ تا زمانی که این پیوند معنایی احیا نشود، دعوت به توجه اجتماعی چیزی بیش از توصیه‌ی اخلاقی نخواهد بود.

۵. میان فردگرایی و جمع‌گرایی؛ جستجوی موقعیت تازه

نسل امروز دانشجو در زمانه‌ای زیست می‌کند که ارزش‌های فردگرایانه و رقابتی، جای آرمان‌های جمعی را گرفته‌اند. از یک سو، فضای مجازی نوعی آگاهی گسترده اما سطحی فراهم کرده است؛ از سوی دیگر، تجربه‌ی واقعی از کنش جمعی کمتر شده استدر چنین وضعی، مسئولیت اجتماعی نیازمند بازتعریف است: نه بازگشت به آرمان‌گرایی گذشته، بلکه ایجاد نوعی فردگرایی مسئول؛ یعنی فردی که در عین حفظ استقلال، نسبت خود را با جامعه و رنج دیگران بازمی‌فهمد. چنین نگاهی می‌تواند شکاف میان فرد و جامعه را تا حدی پر کند و آگاهی را از سطح احساسات زودگذر فراتر ببرد.

۶. از تماشاگر تا عامل

در نهایت، مسئله بر سر گذر از «تماشای مسائل اجتماعی» به «مشارکت در تغییر» است. این گذار نه با نصیحت اخلاقی ممکن می‌شود و نه با شعار، بلکه با بازسازی فضاهای گفت‌وگو، اعتماد و تجربه‌ی مشترک. دانشگاه اگر بتواند بستر چنین تجربه‌هایی شود –- از پروژه‌های داوطلبانه گرفته تا پژوهش‌های مشارکتی  - آنگاه می‌توان انتظار داشت که دانشجو، نه صرفاً ناظر فقر و جنگ و نابرابری، بلکه بازیگرِ آن صحنه‌ی پیچیده باشد.در غیر این صورت، آگاهی دانشگاهی در بهترین حالت به دانشی بی‌ثمر بدل می‌شود؛ دانشی که جهان را می‌فهمد، اما نمی‌تواند آن را دگرگون کند.

جمع‌بندی

نسل دانشجو امروز با چالشی مضاعف روبه‌روست: دانستن بسیار، و تأثیر اندک. در جهانی پر از بحران‌های اقتصادی، سیاسی و زیست‌محیطی، مسئله‌ی اصلی شاید دیگر «چگونه بدانیم» نباشد، بلکه «چگونه عمل کنیم» است. دانشگاه اگر بخواهد معنا و اعتبار اجتماعی خود را حفظ کند، باید این فاصله‌ی میان آگاهی و کنش را کاهش دهد. و این امر تنها زمانی ممکن است که مسئولیت اجتماعی نه به عنوان وظیفه‌ای اخلاقی، بلکه به عنوان شیوه‌ای از زیستن در جهان فهم شود زیستی که در آن فهم، همدلی و عمل در پیوند با هم معنا دارند.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright ©2026 - All rights reserved.
آدرس آی پی: 216.73.216.191 سیستم عامل: Unknown مرورگر: Mozilla تاریخ مشاهده: چهار شنبه, 06 اسفند,1404