سرمایه اجتماعی و هویت دانشجویی، اساس توسعه فرهنگی دانشگاهها
لیلا ابوالفتحی - دکتر روحالله نصرتی، معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران، در گفتوگویی مفصل با دانشگاه انقلاب به بررسی اولویتهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاهها در شرایط کنونی پرداخته است. او بهویژه بر اهمیت تقویت هویت فرهنگی و سرمایه اجتماعی دانشجویان بهعنوان ارکان اصلی توسعه فرهنگی و اجتماعی در دانشگاهها تأکید میکند. او با اشاره به جایگاه مهم معاونت فرهنگی در دانشگاه تهران، تأکید کرد که این معاونت تلاش میکند تا از طریق برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی، فضای دانشگاه را برای تقویت هویت دانشجویی و اجتماعی دانشجویان فراهم کند.
اولویتهای فرهنگی دانشگاه تهران در شرایط کنونی
به گفته نصرتی، معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه با توجه به رصد فرهنگی و اجتماعی دانشگاه و براساس پژوهشهای انجام شده مهمترین اولویتهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تقویت موارد ذیل میداند:
تقویت سرمایه اجتماعی درون دانشگاهی، ایجاد انگیزه و امید به آینده، ایجاد نشاط و شادابی در دانشگاه، تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه و ترویج علم در جامعه، تقویت فضای اندیشهورزی و آزاداندیشی، تقویت احساس تعلق هویت ایرانی و اسلامی دانشگاهیان و ترویج ارزشهای دینی، ملی و انقلابی، تقویت مهارتهای نرم دانشگاهیان و توانمندسازی و توانافزایی دانشجویان، ترویج فرهنگ دانشگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی نقش معاونت فرهنگی در هویتسازی و تقویت سرمایه اجتماعی
نصرتی در پاسخ به این سؤال که چگونه معاونت فرهنگی دانشگاه در تقویت هویت و سرمایه اجتماعی میان دانشجویان نقش دارد، گفت: دو موضوع هویت و سرمایه اجتماعی از موضوعات مهم در دانشگاهها است. هویت دانشجویان براساس سه منبع هویتی مهم یعنی منابع ملی، دینی و محلی در کنار عناصر فراملی شکل میگیرد. دانشجویان به ورود به دانشگاه تلاش میکنند سبک زندگی جدیددی را به اقتضا ورود به مرحله مهمی از زندگی خود شکل دهند بنابراین این دوره دوره مهمی برای ساخت هویت فرهنگی دانشجویی است. بخشی از این هویت براساس نشانهها و شاخصهای هویتی خود دانشگاه از جمله نام و اعتبار دانشگاه، مفاخر و اندیشمندان، رویدادها و حافظه جمعی دانشگاهی، مکانها و فضاهای هویتساز دانشگاهی شکل گرفته و تثبیت میشود. بنابراین در این مرحله معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه نقش مهمی در معرفی و به یاد آوردن این عناصر هویتی دارد. معاونت فرهنگی و اجتماعی این رسالت را از طریق تقویت خودآگاهی فرهنگی، احیا عناصر ومولفههای هویتساز ملی و دینی، معرفی الگوهای برجسته ملی و دینی، تکریم مقام شامخ استادان، حفظ و نگهداشت حافظه جمعی هویتی در قالب مراسم، مناسک و رویدادهای مختلف فرهنگی انجام میدهد.
سرمایه اجتماعی دروندانشگاهی و بروندانشگاهی یکی از موضوعات محوری دانشگاه است که معاونت فرهنگی با همکاری سایر بخشهای دانشگاه سعی میکند تا انجا که ممکن است جلوی فرسایش سرمایه اجتماعی را بگیرد. سرمایه اجتماعی چند شاخص کلیدی دارد. دو شاخص کلیدی آن اعتماد و مشارکت است. خوشبختانه براساس پژوهشهای انجام شده در سطح کلان، اعتماد جامعه به دانشگاه و نیروهای دانشگاه از جمله اساتید، وضعیت بسیار مطلوبی دارد. بنابراین یکی از رسالت های اصلی دانشگاه نگهداشت این سرمایه اجتماعی از طرف دانشگاه است. در راستای تحقق این موضوع دانشگاه باید تلاش کند در چهارچوب مسئولیت اجتماعی خود به عنوان یک نهاد میانجی خواستهها و مطالبات جامعه را به سیاستگذاران منتقل نماید و زبان گویای جامعه باشد از طرف دیگر از طریق شناسایی مسایل و چالشهای مهم و ارائه راه کارها به دولت برای حل مسایل به ارتقا کارآمدی دولت کمک نماید.
معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه در چارچوب مسئولیت اجتماعی خود از طریق شناسایی نظام مسایل در سطح ملی، منطقه ای و محلی و بسیج سرمایه انسانی دانشگاهی می تواند در تحقق اهداف مذکور گام بردارد. با همین هدف در معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران واحد مسئولیت اجتماعی فعال شده است و درصدد است در راستای گفتمانسازی مسئولیت اجتماعی دانشگاه سلسسله همایشهایی را با عنوان نظام مسایل استانها در حوزههای مختلف با همکاری دانشگاههای استان های هدف با مشارکت اساتید دانشگاه از دانشگاههای مختلف برگزار نماید.
در ارتباط با شاخص دیگر سرمایه اجتماعی یعنی مشارکت، باید گفت مشارکت دانشجویان در برنامهها و فعالیتهای مختلف دانشگاه با وضعیت ایده آل فاصله محسوس دارد. این روند در دانشگاه ها نیازمند آسیبشناسی و بررسی دلایل شکلگیری وضعیت موجود است. به نظر میرسد برای تقویت این بخش در دانشگاهها نیاز به اعتماد به بدنه دانشجویی و فراهم کردن بسترها و زمینههای مشارکت آنها در دانشگاه داریم. معاونت اجتماعی و فرهنگی تلاش میکند با استفاده از ظرفیتهای نهادی موجود در دانشگاه از جمله تشکلهای سیاسی و اجتماعی، کانونهای فرهنگی و هنری و انجمنهای علمی گامهایی را در مسیر مشارکت دادن دانشجویان در امورات فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فراهم نماید.
توجه به اسناد بالادستی و هماهنگی برنامههای فرهنگی با نیازهای دانشجویان
در ادامه، این عضو هیات علمی دانشگاه تهران درباره تطابق برنامههای فرهنگی دانشگاه با اسناد بالادستی گفت: «برنامهریزیهای فرهنگی دانشگاه تهران همواره بر اساس اسناد بالادستی از جمله سند دانشگاه اسلامی تنظیم شده است. البته باید به این نکته توجه کنیم که اسناد بالادستی نیاز به بازنگری دارند تا با تغییرات سریع در جامعه و نیازهای دانشجویان همگام باشند.»
او افزود که برنامههای فرهنگی دانشگاه تهران بهویژه در زمینههایی همچون تقویت هویت ملی و دینی، ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی و ایجاد فضای آزاداندیشی، کاملاً متناسب با اهداف این اسناد است.
چالشها و راهکارها برای مشارکت بیشتر دانشجویان
نصرتی در بخش دیگری از گفتوگو درباره اینکه برنامههای فرهنگی موجود تا چه حد با نیازها و خواستههای واقعی دانشجویان هماهنگ است، گفت: در تدوین برنامه های فرهنگی تا حد ممکن و تا آنجا که ضوابط و مقررات اجازه می دهد تلاش می شود خواسته ها و نیازهای دانشجویان مورد توجه قرار گیرد ولی گاها به دلیل ملاحظات فرهنگی و تفاوت در دو گفتمان فرهنگ رسمی و فرهنگ غیر رسمی و انتظار از دانشگاه به عنوان مرجع ، متولی و مروج فرهنگ رسمی ، برنامه های فرهنگی در چارچوب ضوابط و مقررات فرهنگ رسمی تعریف می شود. دانشگاه تهران به دلیل تنوع گروه های مختلف از فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف محل تلاقی انواع سبک های زندگی است و اساسا بخشی از پویایی دانشگاه تهران هم به همین تنوع است. اما در عین حال نقاط مشترک و پیوند دهنده ای در در درون این تنوع فرهنگی وجود دارد که هویت دانشجوی ایرانی را می سازد. در تدوین برنامه های فرهنگی تلاش می شود با تمرکز بر نقاط مشترک و با رویکردی فراگیر نسبت به مخاطبان، نیازها و خواسته های متوسط جامعه دانشجویی در نظر گرفته شود. البته که این موضوع در مقام عمل کار چندان ساده ای نیست ولی سیاست معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تمرکز بر نقاط و محورهای اجماعی در بین سلیقه ها و علاقه های دانشجویی است.
این استاد جامعهشناسی اقتصادی و توسعه درباره نقش و مشارکت دانشجویان در فرآیند برنامهریزی و تصمیمگیری فرهنگی اشاره کرد: فقدان مشارکت در نظام برنامهریزی و تصمیمگیری در کشور ما یک میراثی است که ما از تاریخ با خود به همراه داریم. نظامهای برنامهریزی و تصمیمگیری در کشور ما لزوما مبتنی بر فرایند مشارکتی و با مشارکت تمام گروههای ذینفع نیست. این موضوع یک پدیده تاریخی است و به نحوه تکوین و مناسبات بین دولت و جامعه برمیگردد. در این زمینه هم مشکل به ساختار و نهادهای جامعه و هم مشکل به ساخت دولت برمیگردد. از یک طرف نهادهای اجتماعی و سیاسی شکل گرفته در جامعه ساختارهای بستهای هستند که امکان مشارکت دادن بخش بزرگی از جامعه را فراهم نمیکنند و به همین دلیل در سطح کلان توان و قدرت چندانی برای ایفا نقش موثر را ندارند.کافی است در این زمینه احزاب، سازمانهای مردمنهاد و ...را در ایران بررسی و آسیبشناسی کنیم متوجه کیفیت این نهادهای مدنی میشویم. از طرف دیگر کارگزاران دولت هم نسبت به مشارکت دادن جامعه احساس بینیازی میکنند و نیروهای خواهان مشارکت در فرایندهای برنامهریزی و تصمیمگیری را به عنوان نیروی مزاحم میدانند.
فارغ از این بحث تاریخی و آسیب شناسی مشارکت و یا عدم مشارکت در جامعه، امروزه ما در دانشگاه ها با این مساله مواجهیم که اساسا فارغ از بود یا نبود بسترهای مشارکت ، دانشجویان میل کمتری به مشارکت دارند. و عموما در برنامه هایی مشارکت دارند که مبتنی بر خواست و علاقه آنهاست. مهمترین چالش های نسل جدید دانشجویی را یکی از دوستان از چند هوش مصنوعی از جمله چت جی پی تی ، دیپ سیک و گروک سوال کرده و پاسخ ها را در 14 چالش به ترتیب اولویت دسته بندی کرده بود. آینده شغلی، سلامت روان، اضطراب اجتماعی، استقلال مالی، هویت و خود شناسی، فشار شبکه های اجتماعی و هویت دیجیتال، تطابق با تغییرات سریع تکنولوژیکی و ... جز دغدغه های مهم نسل جدید دانشجویان بودند . فعالیت های اجتماعی کلان و مشارکت مدنی جز اولویت 13 بود. یکی از دلایل این موضوع در ویژگی های متفاوت نسل جدید دانشجویی و زیست فردگرایانه آنها است. اما در دانشگاه مهمترین عرصه اثرگذاری جمعی و مشارکت اجتماعی دانشجویان در دانشگاه ها عضویت در تشکل های سیاسی و اجتماعی، کانون های فرهنگی و هنری و انجمن های علمی است.
در یک مطالعه روندی می توان افت فعالیت و مشارکت دانشجویان در تشکل های مزبور را هم دید. اما ضرورت های توسعه ای ما و قرار گرفتن در موقعیت و شرایط خاص ایجاب می کند که ما به مقوله مشارکت ، نهاد سازی در جامعه ، تقویت خیر عموی و نفع جمعی باید به عنوان یک مساله حیاتی بیندیشیم. جامعه ما امروزه در وضعیتی قرار گرفته است که راه حل خروج از مسایل و مشکلات در تمام سطوح تکیه بر خرد جمعی و مشارکت دادن جامعه در حل مسایل خود است. وقتی موضوع در ارتباط با دانشگاه مطرح می شود به طریق اولی تلاش برای این هدف اهمیت مضاعفی خواهد داشت. برای خروج از این وضعیت لازم است زمینه و بستر را بیش از گذشته برای فعالیت دانشجویی فراهم نموده و با حمایت مادی و معنوی دانشجویان را برای فعالیت در نهادهای جمعی ترغیب کرد. ایجاد انگیزه از طریق مشوق ها ، تکریم دانشجویان، ایجاد فضاهای همدلی و گفتگویی، شناسایی میدان های فعالیت جدید دانشجویان بر مبنای خواسته ها و نیازهای خود دانشجویان ، تقویت نقش تسهیل گری دانشگاه و واگذاری فعالیت های فرهنگی و اجتماعی به خود دانشجویان و نهادهای جمعی دانشجویی می تواند بخشی از راهبردهای جلب مشارکت دانشجویان در برنامه های فرهنگی باشد. همراه با این اقدامات دانشگاه نیاز به نوآوری فرهنگی و اجتماعی دارد و لازمه تحقق نوآوری فرهنگی و اجتماعی در درجه اول نیازمند تغییر در رویکردها نسبت به کارکردهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه و در درجه دوم هم حمایت نهادی ، مادی و معنوی از نهاد دانشگاه به ویژه معاونت فرهنگی و اجتماعی است.