بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
کز نِیِستان تا مرا بُبریده اند
از نَفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شَرحه شَرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش